X
تبلیغات
رایتل

مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی برای اطلاع رسانی دیدگاه ها و اطلاع یابی از ملاحظات خوانندگان

چرا باید بازرگان را نقد بکنیم؟( بررسی انتقادی مدل رشد روشنفکری دینی)


گفتگوی مجله نسیم بیداری  با محسن آرمین و مقصود فراستخواه

دربارۀ  نواندیشی دینی مهندس مهدی بازرگان

منتشر شده در نسیم بیداری  ش 44 بهمن 92 ص56-67

 

میراث روشنفکری دینی

 بازرگان متنی است که ما می توانیم در این متن، خودمان را بهتر بکاویم، تاریخ معاصر را بیشتر بفهمیم و مورد تحلیل و ارزیابی  قرار بدهیم . بازرگان این قدر اهمیت دارد که نقد بشود وبر سر او گفتگو دربگیرد. بازرگان در تاریخ فکر اجتماعی معاصر ایران، یک ردپاست. ما می توانیم این رد پاها را دنبال کنیم و پرسشهای تازۀ خودمان را براو بیفکنیم و این، راهی ناتمام است. .... من روشنفکری دینی را تکه ای از طرح اجتماعی معاصر ایرانیان برای تجدد و رهایی می دانم . تمنا وتقلایی اجتماعی برای تغییر و تحول در ایران به جریان افتاده است که بخشی از آن یا تکه ای از این طرح، پویش های روشنفکری دینی است. در طرح تحول  خواهی، عدالت خواهی و وآزادی خواهی این سرزمین،  انواع جریانها سهیم بودند از عرف­گرایان و  چپها تا ملی ها و دیگر جریان ها .  روشنفکری دینی هم یکی از این جریان هاست و  جزوی کوچک  از  سپهر متنوع روشنفکری در ایران است.

بازرگان به مثابه پدر روشنفکر دینی، در کارنامه فکر اجتماعی خود چند عنصر مهم  برجای گذاشته است.  عنصر نخست، اعتراض به ریاست طلبی و دنیاپرستی و انحصارگری روسای دین بود. دومی چرخش از رجال دین به متن دین بود. به نظرم یکی از اهداف مهم روشنفکری دینی آزاد سازی سپهر دینی از رجال گرایی سنتی خصوصا در دنیای تشیع  بود . روشنفکران دینی ، به جای رجال ، متن را به میان آوردند آن هم با انواع تفسیرهایی از متن که بتواند  جامعه دینی را با تغییر، آزادی، بشر دوستی وعدالت هم داستان بکند . چرخش بزرگ سوم این بود که روشنفکران دینی سعی کرده اند در تاریخ معاصر ما  از تفسیر متن انحصار زدایی کردند. کوشیده اند متن را از انحصار مفسران رسمی آزاد بکنند. سرانجام چهارمین میراث روشنفکران دینی ما این بود که ایمان مهمتر از مناسک است واین چیز کمی نیست.

مهم ترین نقد وارد بر روشنفکری دینی چیست؟

روشنفکران دینی ، چون دغدغه‌های عملی دارند، می خواستند شیر زیاد  از پستان دین بدوشند و انواع فراورده درست بکنند. ایدئولوژی دینی جزو این فراورده ها بود.  روشنفکران دینی انتظارات خودشان را از متن دین،  بیشینه کرده بودند و مرتب می‌خواستند مطالبات خودشان و گمشده‌های اجتماعی را از این متن دربیاورند. اما در دوره پسا انقلاب اسلامی،  روشنفکران دینی جدید الورود احساس کردند باید از بار دین بکاهند.  از دینی که  به تعبیر خودشان سوپر مارکتی  شده است، دست بردارند و دینی را که خیلی چاق وچله کرده اند ، این بار  تهذیبش بکنند. اینجا به‌جای آراستن دین، سعی می‌کنند پیراستن دین را شروع کنند. به جای ترکیب، تحلیل نشست. به جای بستن مفاهیم علمی وعقلی وحکومتی به دین ، آنها را از دین باز می کنند ورها می کنند تا با منطق مستقل علمی وعقلی و سیاسی ومدیریتی دنبال بشوند.  نمونه برجسته‌اش آخرت و خدای مرحوم بازرگان است

 مدل رشد روشنفکری دینی مدل سعی وخطاست

در اینجا من می‌خواهم به این مساله توجه دهم که مدل رشد روشنفکری دینی یک مدل  پلکانی و پر از آزمون و خطاست. مدل تحول روشنفکری دینی به دلیل سعی و خطای پردامنه اش،  هزینۀ انسانی خیلی بالایی برای جامعه ما داشته است.  یک‌ دوره  بارگذاری‌های بیشینه می‌کنیم و  یک ‌دور معکوس دیگر،  بارزدایی می‌کنیم..... به نظر من اینجا، بیش از اینکه جرم راه رفتن باشد، ره هموار نبود. وقتی به‌عنوان مطالعه کننده به این کش و قوس‌ها و بالا و پایین شدن‌های روشنفکری دینی نگاه می‌کردم گاهی با پروین هم‌صدا می‌شدم «گفت مستی زان سبب افتان و خیزان می‌روی، گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست». گویا راه ایران، راه تحول در جامعه ایران ناهموار بوده و مسیر بسیار پرنشیب و فراز و صعوبت‌های ساختاری، فرهنگی و حتی موقعیت ژئوپولتیک ما و تغییرات بسیار نامنظمی که در جامعه ایران اتفاق افتاده است  سبب شده  است که آزمون روشنفکری دینی هم بسیار پر فراز وفرود و به صورت سعی وخطا بود.... ولی ما به‌هر حال تعهد داریم همانطور که شما گفتید با نگاه انتقادی به مساله نگاه کنیم. سعی برای توجیه روشنفکری دینی سعی بیهوده ای است.

ما الان در موقعیتی هستیم که می‌توانیم چند دهه عملکرد روشنفکری دینی را مورد مداقه و بازشناسی و ارزیابی قرار دهیم. در واقع دو میل متناقض‌نما در روشنفکری دینی و در عملکرد روشنفکری دینی وجود داشت. این دو میل عکس همدیگر بودند. یک میل، می خواست بر دین و بر متن دینی بارگذاری بکند و میل دیگر امروزه می خواهد از متن دین بارزدایی بکند. گویا چون متن دینی برای روشنفکری دینی هم مساله بود و هم راه حل،  طی  یک دوره  می کوشند همه مفاهیم جدید را از متن دربیاورند وبار معنایی متن را افزایش می دهند که به انقلاب مذهبی در ایران می انجامد.  اما در دوره بعد از انقلاب ودر مسیری معکوس،  این بار می خواهند میان مفاهیم علمی و مدیریتی وحکمرانی با متن دین تفکیکی قائل بشوند و از دین واز متن دینی بارزدایی بکنند.

روشنفکری دینی مدتها به تفکیک معرفتی التفات نداشت

یک زمان، روشنفکری دینی ما هنوز، تفکیک معرفتی را ملتفت نشده بود. یعنی روشنفکری دینی تا یک دوره‌ای که در دوره قبل از انقلاب اسلامی بوده، اساسا منظر تفکیک معرفتی ندارد و توجه ندارد که معرفت علمی با معرفت دینی ، معرفت عقلی با معرفت دینی، معرفت اخلاقی با معرفت دینی هرکدام  ساحت‌های متفاوتی هستند و هر کدام زبان خاص خود را دارند، گرامر خاص خود و مبانی خاص خود را دارند .  تفکیک معرفتی را در روشنفکری دینی ماقبل انقلاب اسلامی چندان بروشنی نمی بینیم. فقدان این تفکیک معرفتی است که سبب شده است  گاهی با نگاه پوزیتیویستی، گاهی با نگاه ایدئولوژیک  یا با نگاه اگزیستانسیالیستی و یا  با نگاه‌های متفاوت دیگر، قلمرو دین وعرف را باهم درآمیخته ایم.

همانطور که از قرآن ، سوسیالیسم  در نمی آید، دموکراسی ولیبرالیسم نیز به طریق اولی در نمی آید.

ضعف‌های روشنفکری دینی در گفتار "دنیا و آخرت، هدف بعثت انبیاء" همچنان به صورت  نهفته باقی است. روشنفکری دینی این بار  متن را تقلیل گرایانه تفسیر می‌کند و  چیزی شبیه به خصوصی بودن دین را  یا غیر عمومی وغیر حکومتی بودن دین را در می آورد.  چون نمی خواهد فهم دینی ورفتارها ونهادهای دینی  بیش از این مزاحم منطق عرفی و عقلی و منطق مدیریتی جامعه بشود.  اما آیا دین شبه خصوصی از متن قرآن یا واقعیت تاریخی اسلام  در می آید؟ به نظر بنده نه. دین خصوصی مفهوم مدرنی است و متن به دنیای ماقبل مدرن تعلق دارد آن هم برآمده از جامعه ای وشرایطی است که دین در آن ، امری خصوصی نبود. همانطور که از قرآن ، سوسیالیسم  ودیالکتیک در نمی آید، دموکراسی ولیبرالیسم نیز به طریق اولی در نمی آید. روشنفکران دینی در ذهن و رفتار و در ساحت درونی خود اضدادی را با هم آشتی دادند که آشتی این اضداد در زندگی اجتماعی مردم به این سادگی نیست و هزینه‌های اجتماعی بسیاری برای تاریخ معاصرمان برجای گذاشته است.

مشکل بزرگ دین اندیشی

اصرار داریم از  قران ، دین شبه خصوصی و آیین لیبرالی دربیاوریم. همانطور که روزی هم قوانین باد وباران، ریزه کاری های علوم بهداشت، دیالکتیک تاریخی و اقتصاد سوسیالیستی در می آوردیم. مشکل روشنفکری دینی و بلکه مشکل دین اندیشی ما این است که یا مثل اصول گرایان می خواهند بیمه تا بانکداری و مدیریت وحکومت و حقوق بین الملل را از متن قرآن در بیاورند  یا مثل  روشنفکران دینی ، پارلمان و دموکراسی و امانیسم واخلاق  ودین خصوصی را...    

اگر رسیده ایم به اینکه دین امری عمومی وحکومتی نیست، اتفاقا اکتشاف مهمی هم هست.  اما چه دلیلی دارد که این باید از متن قرآن  دربیاید. چرا اصرار داریم همه چیز را از متن دربیاوریم. چرا استدلال مستقل عقلی وعلمی واجتماعی واخلاقی نداریم و انواع مفاهیم را از دین می آویزیم؟ اصولا این  نوعی تاریخ زدایی  از متن (آناکرونیسم ) است که  آن را بدون بررسی گفتمان تاریخی اش  و بی در نظر گرفتن پیرنگ اجتماعی وزمینه های فرهنگی وجهان شناسی آن دوره و در خلا بررسی بکنیم. قرآن نه یک متن علمی برای قوانین باد وباران است و نه متنی برسیاق سپهر معرفتی مدرن و  تفکیک یافتگی.

متن کامل گفتگو

تاریخ ارسال: یکشنبه 13 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 04:55 ق.ظ | نویسنده: م فراستخواه | چاپ مطلب
نظرات (3)
یکشنبه 13 بهمن‌ماه سال 1392 11:46 ب.ظ
خلیل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام،

جسارتن :

فرموده اید که ؛

" روشنفکری دینی هم یکی از این جریان هاست و جزوی کوچک از سپهر متنوع روشنفکری در ایران است. "

باید یادآوری کنم:

بعد از شکست نهضت ملی به رهبری دکتر مصدق در سال 1332، که روحانیت چه با سکوت، چه با مخالفت ضمنی و چه با مخالفت روشن خود با این نهضت ، روشنفکری دینی شاید گسترده ترین گفتمان روشنفکری شد؛
به فعالیت های نهضت آزادی و انتشارات آن توجه کنید،
به فعالیت های گروه های رادیکال تر روشنفکری مذهبی مانند شریعتی و مجاهدین خلق توجه کنید،
گروه های اسلامی سنت گرایی که ظاهری روشنفکری بخود گرفته بودند و نیروهای بسیاری را جذب کرده بودند،
مجموع فعالیت های اینان که بویژه در سطح دانش آموختگان بسیار گسترده تر از روشنفکری غیر دینی بود.
پاسخ:
سلام بر محقق منتقد عزیز
شاخص فقط کمی نیست
ضمنا انعکاس در یک محیط عمومی مذهبی نیز ملاک نیست
به لحاظ تیپ شناسی انواع جریانهای مؤثر بسیار مهم وجود داشتند ودارند البته عرایض بنده بی قصد راه انداختن بازی تعیین سهم است مهم این است که حق با غلبه نیست
پنج‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1392 07:19 ب.ظ
پدر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اگر هدف بعثت انبیا رهایی انسان از یوغ بردگی وجهالت بوده و اگراین انسان با تکیه بر عنصر آگاهی و ترقی درتمام ادوار تاریخا واجتماعا سر منشا تحولات عظیم گشته چه نیازی به بحث آناکرونیستی و...اینهاست او در متن دنبال چیزی است که با آن خودش را و پیرامونش را به نحو شایسته ای تغییر دهد متن قرآن چیزی جز این است؟آیا باد و باران و داستان رشک بر انگیز آفرینش انسان مارا دچار تردید درمعرفت دینی اکنون با واقعیتهای دیروزیک جامعه ی بدوی میکند؟
متشکرم ....
پاسخ:
سلام بر دوست معرفت وممنون از طرح بحث خوب تان ....بیان شیرین تان را دنبال کردم اما در پایان آن، خوب متوجه مراد عالی نشدم نازنین ...بدرود
شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1392 09:11 ق.ظ
پدر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بر استاد عزیز:
این بحث ذرون دینی وبرون دینی هم مانند دیگر یراق واسبابی ست که زمانی سنتی ها بنام دین وارد فقه کردندوامروز برای زدودن آنها روشنفکر دینی باچیزهای جدید و روزپسند برقامت وی میبندد...روزیکه جوانان نهضت آزادی راهشان را از بازرگان جدامیکردنددرد دین وفهم وقرایت جدید نداشتند آنها ازامروزفردا کردن مبارزین خسته بودند آنها از بی انضباطی روشنفکران وازنق زدنها و‍زستها واداو اطوارهای دوستان رنجیده بودند ودرست بهمین خاطر راهشانرا جدا کردندبا استراتزی مسلحانه ....امروز روزی ماهم گرفتار همان تشتت افکار و پراکندگی هستیم همان درد مشترک ، روشنفکر دینی نمیداند چه بر سرش آمده وچگونه اورا دربازی وارد کرده اند که آخرش بستن قرآن وکنار گذاشتن آنست کتابی که همه چیز ما میتواند باشد به شرط اینکه آنرا خوب بفهمیم وخوب عمل کنیم کافی نگاه شودبه آثار حضرات که از بردن حتی نام خدا نیز ابا دارند آیا این خودنشانه ی دین گریزی نیست نکند از آنسوی بام بیفتیم ...اینها درد است ودرمان ، سوز است وهجران نگاه کنید به اکثر ترجمه ها و تفاسیر درخصوص داستان موسی ( 25 ، طه..رب اشرح لی صدری ویسرلی امری واحلل عقده می لسانی ...که چگونه پیامبرخدارا به لکنت زبان می آلایند در حالیکه فقط چند سوره بالاتر وی
درجواب یک سوال خداوند چهار جواب بلیغ میدهد نگاه کنید (ما تلک بیمینک یا موسی قال هی عصای... ..اتوکواعلیها..واهش بها علی غنمی ..ولی فیها مارب اخری)آخرکجای این پیامبر الکن وابتراست ؟ مگر مغز علیل قاریان...بماند. سوال من همان سوال شریعتی ست که گفت چه نیازی به علی ؟ومن امروز میگویم چه نیازی به قرآن؟ متشکرم
پاسخ:
سلام بر دوست محقق منتقد وممنون از این نقد و نظر..سؤال شما که البته سؤال نیست بلکه اظهار نظر قاطعی است عزیز....موفق باشید
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد