مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی برای اطلاع رسانی دیدگاه ها و اطلاع یابی از ملاحظات خوانندگان

اولین مانیفست فمینستی در مشروطه ؛ سوژۀ زن ایرانی، مورد «بی بی خانم»

 

اولین مانیفست فمینستی در مشروطه

سوژۀ زن ایرانی، مورد «بی بی خانم»

 

مقصود فراستخواه

منتشر شده در مجله اندبشه پویا، ش 52، مرداد 97: 85-86

 

«ای روسای ملت ...... تمام شماها سرخجلت به زیر خواهید افکند که حقوق معاشی و حیاتی ما نسوان را ضبط کرده اید»

بی بی خانم، معایب الرجال

بیان مسأله

غلبه مناسبات مردسالار و فرهنگ مذکر از نشانه های دوران طولانی انحطاط ما بود. زنان چه در نظام منزلت و قدرت، و چه به تبع آن در نظام معرفت و تولید معنا، به حاشیه رانده شده بودند. ملاباجی و آخوندخانم حاشیة نحیف و ضعیفی از نظام مکتب خانه به شمار می آمدند( فراستخواه، 1396). مشروطه نقطه عطفی از ترَک خوردن مناسبات سنتی قدرت در ایران از جمله در معادلۀ جنسیتی به حساب می آید.   ابتدا در مدارس نوین اقلیتهای مذهبی همچون لازاریست­ها و سن لویی دوره قبل از مشروطه  بود که  فکر آموختن زن به متن تعلیم و تربیت ما وارد شد. با گسترش ارتباطات وبیداری های جدید، بتدریج سوژه های مردانۀ روشنفکری مثل آخوندزاده و ملکم خان به عرصه آمدند و گفتارهایی به نفع زنان تولید شدد. تا اینکه جنبش مطبوعات ایران به راه افتاد و حقوق زنان در نشریاتی همچون صوراسرافیل و عدالت مطرح ­شد ودر مشروطه به بار نشست.

 اما طلسم تک جنسیتی مردانه تنها وقتی شکست که خود «سوژۀ جدید زن ایرانی» پابه میدان گذاشت و این با نخستین نهادهای مدنی زنان در آستانه وصدر مشروطه میسر شد مانند انجمن آزادی زنان (سال 1278)، انجمن مخدرات وطن (سال 1279)، کمیتة زنان و انجمن نسوان تبریز (1286) در تبریز و  انجمن نسوان یا انجمن حریت نسوان (1286ش) در تهران . بسیاری از جلسات به صورت مخفی و در بیرون  شهر مثلاً در فیشر آباد تشکیل می­شدند، چنانچه یک بار که خبرش به روحانیان محافظه کار رسید، افرادی برای برهم زدن به سمت فیشر آباد روان شدند. کمااینکه در تبریز نیز حاج میرزا حسن مجتهد از مشروعه خواهان با فعالیتهای انجمن نسوان در شهر به شدت مخالفت می­کرد(بامداد 1348).

بی بی خانم استرآبادی(بی‌بی‌خانم وزیراف)؛ مورد مثال برجستۀ سوژه زن ایرانی بود. البته نیم قرن پیش از مشروطه  روایتی از اقدام متهورانه طاهره(فاطمه) قره العین در اواسط سدۀ نوزده میلادی  و در متن جنبش مذهبی شیخی- بابی  داریم که در اجتماع بَدَشتِ شاهرود، نقاب از چهره برداشت ، زندانی شد و  پس از ترور ناصر الدین شاه در تهران در سی وپنج سالگی  با استفاده از فتاوای قبلی حاج ملاعلی کنی به جرم فساد فی الارض اعدام شد. وی رهبری بخشی از شیخیه (پیروان شیخ احمد احسایی وسید کاظم رشتی) در عراق را برعهده داشت وبعد به جریان بابی پیوست. سخنان و اشعار برجای مانده از او حاکی از دیدگاه های تحول خواهانه با پس زمینه ای از  عرفان به علاوه موعود گرایی دینی است همچون این بیت: «آزاد شود دهر ز اوهام خرافات، آسوده شود خلق ز تخیل و توسوس». اما این واقعه عمدتا شکل فرقه گرایانه به خود گرفت در حالی که کنش فکری وقلمی و اجتماعی بی بی خانم، تعلق بیشتری  به تعارض های موجود در  متن جامعه ایرانی داشت.

 «بی بی خانم » (1237-1300) از زنان پیشرو عصر مشروطه، دختر محمدباقرخان وهمسر موسی‌خان وزیراف است. بی بی به سبب مادرش خدیجه خانم که از ملاباجی های دستگاه ناصری بود، در دربار درس خواند. او جزو یکی از نخستین زنان روزنامه نگاری شد که از مشروطه خواهی طرفداری کرد  ودر نشریات آن دوره مثل تمدن، مجلس وحبل المتین مطالب انتقادی خصوصا در نقد بی توجهی به آموزش دختران وزنان نوشت: « ای روسای ملت ... به خدا قسم روز دیگری غیر از امروز هست که ... تمام شماها سرخجلت به زیر خواهید افکند که حقوق معاشی و حیاتی ما نسوان را ضبط کرده اید»(تمدن، سال یک، ش 12، 7 ربیع الاول ، 1325  و ش 15، 27 ربیع الاول ، 1325  ).

دو کنش بی بی خانم برجسته تر شد؛ کنش گفتمان ساز و کنش نهادساز. این دو کنش را به ترتیب در یک دوره ده سالۀ آستانه مشروطه مشاهده می کنیم. کنش نخست تألیف وانتشار شجاعانه «معایب الرجال»(1275) بود که افق گشایی جسورانه ای برای زنان ایرانی شد. کنش دوم راه اندازی مدرسه دوشیزگان  همزمان با پیروزی مشروطه بود.

از تأدیب النسا تا معایب الرجال

«معایب الرجال»(1275) را بی بی بانو ده سال قبل از مشروطه  در پاسخ به کتاب تأدیب النسوان«نوشته یکی از شاهزاده های قاجار به نام خانلر میرزا احتشام الدوله (1271) » به تحریر کشید و به خط چشم نواز خویش منتشر کرد. این دو اثر در حقیقت  از نخستین متن هایی هستند که کردارهای گفتمانی و کشاکش های قدرت جنسیتی را در عصر مشروطه نمایندگی می کنند؛  نگاهی مردانه نگر ونگاهی زنانه نگر. اگر تأدیب النساء بار سنگین مرده ریگ تاریخی مردسالار را می کشد، معایب الرجال یک مانیفست فمینیستی است که تا پرسش انتقادی از نظریه های فقهی غالب مثل حق یکسویه مردان در طلاق و چند همسری پیش می رود.  آنچه اینجا می آورم به استناد نسخه معایب الرجال به خط مؤلف ، کتابخانه مجلس ، شماره 8984 است.

 بی بی بانو جا به جا عباراتی از تأدیب النساء نقل می کند و آن گاه به نقد می کشد. یک نمونه این  است : « مصنفِ {تأدیب النسا}گفته اگر مردی دست زن خود را بگیرد و بخواهد در آتش اندازد آن ضعیفه باید مطیعه باشد. ساکن و خامُش باشد. ...چه بسیار مردان مکار غدار تبه‌روزگار........ تمام اهل فرنگ، اکرام و احترام زنان بیش از مردان نمایند. مصنف بر خلاف اهل اروپ... تماماً در تحقیر زنان می کوشد، تمام محاسن ایشان را به معایب موهومه و معجوله خود می پوشد.....»( استرآبادی ، 1371).

از بی بی تا طوبا

کنش اجتماعی وبسیار جسورانه دوم بی بی خانم، نهادسازی به نفع زنان بود . وی در سال پیروزی مشروطه (1285) مدرسه دخترانه ای را به نام مدرسه دوشیزگان با 20 دانش آموز تأسیس می کند و اعلان آن در روزنامه مجلس به امضای بی بی خانم منتشر می شود: « مدرسه جدید موسوم به دبستان دوشیزگان نزدیک دروازه قدیم محمدیه بازارچه حاجی محمد محسن افتتاح شده است. این مدرسه حیاطی است بزرگ و اتاق‌های متعدد با تمام لوازمات مدرسه‌ای. از برای افتتاح این مدرسه پنج معلمه تعیین شده است که هر کدام یک درس می‌دهند از قبیل نخست نامه، مشق قلم، تاریخ ایران، قرائت، کتاب طباخی، قانون، مذهب، جغرافیا، علم حساب. بر حسب قوه هر دختر و خانمی این علوم تدریس می‌شود. به علاوه اتاقی هم معین شده است که در آنجا هنرهای یدی، از قبیل کاموادوزی، زردوزی، خامه دوزی، خیاطی و غیره تعلیم می‌شود. تمام معلمان از طایفه اناثیه هستند و به غیر از یک پیرمرد قاپوچی مردی در این مدرسه نخواهد بود. شاگرد از هفت الی دوازده سال قبول می‌شود. اتاق ابتدایی ماهی پانزده قران، اتاق علمی ماهی ۲۵ قران. به فقرا تخفیف داده می‌شود. هردو نفر شاگرد یک نفر مجاناً قبول می‌شود. امید است که در وطن عزیز ما هزاران از این مدارس افتتاح شود، امضا بی بی »( روزنامه مجلس،  1325ه ).

 این اقدام با ستیزه جویی های بسیار تند وخشن کلامی و فیزیکی تا حد به آتش کشیدن محل مدرسه، واکنش فرهنگ مذکر و ساخت مردسالار جامعه ان روز  و حتی رفتار محافظه کارانۀ نخبگان مشروطه خواه مواجه ومتوقف می شود ولی بی بی خانم با سماجت و پیگیری موضوع وشکایت بردن به وزارت معارف که در آن ایام وزیرش صنیع الدوله بود به کوشش خود در منزل و منازل دیگر ادامه می دهد(برای تفصیل ماجرا بنگرید به : استرآبادی، 1371 و جوادی وهمکاران ، 1371 ).دومین گام را پس از بی بی خانم ، طوبی خانم ازموده (1257- 1315) با تأسیس مدرسۀ دخترانه ناموس (1286)تحت تأثیر نهضت رشدیه و با همکاری خانواده رشدیه برداشت و با هوشیاری های خاص خود و توجهی که به مقتضیات فرهنگ وجامعه ایرانی داشت توانست کار را پیش ببرد. در اساسنامه مدرسه ناموس مقرر شد که از یکی از دختران رشدیه در هیأت معلمین مدرسه استفاده بشود(بامداد، 1341).

نتیجه

 از این نوشته کوتاه حداقل دو دلالت برای شرایط امروزی ایران می توان گرفت: نخست اینکه هرگونه تحول گفتمانی و فرهنگی و اجتماعی و حتی آموزشی در ایران به نحوی با تحول در «امر سیاسی» همبسته است. امر سیاسی در ایران مهم بود ومی خواهد همچنان مهم بماند. همانطور که  تقلیل کنشگری به سطح سیاسی می تواند عمق وپایداری تغییرات را در این سرزمین دست نیافتنی بکند، بی توجهی به امر سیاسی نیز در اصل با منطق رئالیستی تغییر وتوسعه در ایران بیگانه است. کمااینکه موفقیت نهادینِ جنبش آموزشی و اجتماعی در ایران معاصر تا حد زیادی مرهون اصلاحات ساختاری ِ ریشه ای، برپایی مجلس شورای ملی، تدوین قانون اساسی  و تثبیت رسمی حقوق اساسی ملت در مشروطه بود. دومین نتیجه نیز آن است که تغییرات اجتماعی در ایران به طرز قابل توجهی تنها از طریق نظریه کنش و کردارهای گفتمانی وابتکارات نهادسازی توسط واسطه های تغییر  و عاملان اجتماعی قابل توضیح است تا دلالت روشنی برای امروزه روز سرزمین مان باشد که احساس یأس وبی عملی آن هم در یک شرایط بسیار پرمخاطره،  آینده  ایران را تهدید می کند .

منابع

-          استرآبادی، بی بی خانم( 1371)معایب الرجال ؛ در پاسخ به تأدیب النسوان. با ویراستاری افسانه نجم آبادی ، شیکاگو:  انتشارات نگرش و نگارش زن.

-          بامداد، بدرالملوک( 1347) زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا انقلاب سفید. تهران: ابن سینا (دوجلد).

-          تمدن، سال یک، ش 12، 7 ربیع الاول ، 1325  و ش 15، 27 ربیع الاول ، 1325

-          جوادی ، حسن ؛ منیژه مرعشی ، سیمین شکرلو وژانت آناری (1371). رویایی زن ومرد در عصر قاجار؛ دو رساله تأدیب النسوان  ومعایب الرجال. شیکاگو : کانون پژوهش تاریخ زنان ایران.

-          روزنامه مجلس، سال اول، ش 59 – نهم صفر  1325قمری.

-          فراستخواه، مقصود (1396) گاه و بیگاهی دانشگاه در ایران، تهران: آگاه.

فایل پی دی اف


 

 

تاریخ ارسال: دوشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1397 ساعت 06:44 ق.ظ | نویسنده: م فراستخواه | چاپ مطلب
نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد