مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

سخنرانی فراستخواه در باره علم بومی

«علم بومی» نه ممکن است نه مطلوب. چون علم مبانی و زبان و ضوابط جهانشمول دارد. البته  «دانش بومی  ودر عین حال جهانی» هم ممکن است و هم مطلوب و ضروری است. اما این هم نیاز به علم ورزی آزاد دارد.....گریز از عقل  مشکل تاریخی و مزمن در جامعه ایرانی است که امروزه بازتولید می شود . این در نهایت منجر به برخورد ریاکارانه با علم شده است به نحوی که برخورد ما با علم کمتر صادقانه و کمتر شفاف است. نان دانش را  می خوریم و سپس به به دانش فحش  می دهیم  ... برخی مایلند علوم انسانی به فرهنگ و یا سیاست ودیانت تقلیل پیدا بکند که امکان پذیر نیست واگر هم چنین چیزی اتفاق بیفتد این دیگر علم نیست بلکه «شبه علم» است.....

 در صورت تمایل به خواندن متن مصاحبه لطفا از اینجا دانلود کنید

ما وعلم مدرن... گفتگوی خبرگزاری مهر با فراستخواه، 1389

آموزش علم مدرن در ایران از ابتدا بحث انگیز بود.... در علم مدرن شکاکیت سازمان یافته بود  در حالی که ساختار های مفهومی ما بر روی یقین های سادۀ جازم قرار داشت.... علم مدرن مبتنی بر خود اندیشی و خود گردانی بشری و خرد انتقادی و خطا پذیری و چند گرایی است.... البته پدیده هایی همچون خیام و زکریای رازی و بیرونی و ابن مسکویه شواهدی تاریخی از  امکانات  بالقوه موجود در اقلیم وآب وهوای مفهومی ما بودند.... اما امکان رشد وتداوم  نیافتند...چون علم مدرن مستلزم  نهادهای مدرن است، به شیوه های مدرن حکمرانی خوب  نیاز دارد، آموزش علوم بدون پرورش ذهن علمی  میسر نمی شود  ، بدون پذیرش فرهنگ علمی که هویتی جهانی دارد  نمی توان انتظار بسط وشکوفایی آموزش علوم در این سرزمین  داشت.... علم، خود مسؤول اکتشاف و  آزمون  و پی جویی حقیقت است و نه اینکه به او  بگویند که حقیقت چیست؟......

در صورت تمایل به خواندن متن کامل مصاحبه لطفا از اینجا دانلود کنید

گفت وگوی شرق با فراستخواه، دربارۀ روشنفکری ایران در دهه 70 و80

روشنفکری ایران کم وبیش درگیر نقد قدرت و سنت و  واسطۀ تغییر است. روشنفکری در هر دو دوره  به طبقه متوسط جدید تکیه دارد اما تفاوت های دو دهه  از  چند منظر قابل توضیح اند؛ نخست.منظر نسلی، دوم. منظر طبقاتی و قشر بندی اجتماعی،  سوم. منظر فضا، چهارم. منظر ارتباطات ، پنجم. الگوها ومحتویات پیامها.... پایگاه روشنفکری دهۀ 70، تیپ نخست طبقۀ متوسط جدید  است. در حالی که پایگاه روشنفکری دهۀ 80  تیپ دوم طبقۀ متوسط جدید است. این تیپ دوم ، بسیار تحت تأثیر جهانی شدن، رسانه ای شدن و سرمایه داری پسا صنعتی است ...نسل دهۀ  80 به «خود» توجه بیشتر می کند، تمایل بیشتری در او  به «خود اِبرازی»  و هویتهای خُرد و سبک زندگی وجود دارد... فضای روشنفکری دهۀ 70 فضای بیشتر ملی است ، اما فضای روشنفکری دهۀ 80  کم وبیش از محدودۀ مرزهای ملی  فراتر می رود و در مقیاس جهانی جا به جا می شوند... فضای اول فضای عمدتا ملت- دولت است اما فضای دوم بیشتر ، فضای جهانی شدن و رسانه ای شدن است. فضای اول ، پایان  سرمایه داری تولیدی و فضای دوم ،  ظهور سرمایه داری مصرفی است.  فضای آن دهه منعکس کنندۀ تفاوت نسلی ، ولی فضای این دهه بازتاب  شکاف نسلی ویا حتی گاهی تعارض نسلی است. آن فضا ، عمدتاً فضای  تنوع فرهنگی بود اما این فضا قرین خرده فرهنگها نیز هست.... از اندیشه ، مرکز زدایی می شود. معناها از قفسِ  متنها بیرون می روند. نویسنده ها  با نیّت هایشان ، به حاشیه می روند و خواننده ها بر سر متن می آیند.... ارزش ها و هنجارهای نخبه ای ِ   موجود ، چه در دولت  وچه  در  احزاب  وچه حتی در گفتارهای مسلط روشنفکری ، کم وبیش  محل تأمل واقع می شوند... مهمترین  تحول نوپدید در سیاست ورزی دهۀ 80 ،  ظهور آرام آرامِ   تراز  نوینی از سیاست  ورزی به مثابۀ امر عمومی است... مکان سیاست ورزی، حیطۀ عمومی است.... شکل این سیاست ورزی ، حضور در حیطۀ عمومی و خرد ورزی جمعی و گفتگوی برابر و نقد و دلیل آوری  و اقناع متقابل در جهت  نیل به یک افق مشترک برای زیست اجتماعی قرین سعادت وبهروزی ورهایی وشکوفایی  است . این الگوی زیست مطلوب ،  مستلزم  تغییر طرز نگاه ها و رفتارها ورویه های همه ما  چه در جامعه و چه در دولت است.....

در صورت علاقه متن مصاحبه را دانلود کنید

مصاحبه با فراستخواه دربارۀ روشنفکری دینی وسکیولاریته۳۰/۵/ ۸۹

تقسیم بندی روشنفکر به« سکیولار و نا سکیولار»  وجه منطقی چندانی ندارد....... فرایند سکیولار شدن،  عموم جامعه از جمله گروه های دینی را در بر می گیرد..... ولی چوب توجه مفهومی به این فرایند را روشنفکران (واز جمله روشنفکران دینی) می خورند.... مواجهۀ  آگاهانه ، ناقدانه ، صادقانه ونه ریاکارانه با سکیولار شدن داشته باشیم... اگر روشنفکری دینی را این بدانیم که کسی اسمش را بگذارد روشنفکر دینی و بعد کارش این باشد که هرچه در مدرنیته هست برایش توجیهی از قرآن و حدیث و دین درست بکند ، این البته کار ، تبلیغی و عوام پسندانه و نه روشنفکرانه است.... درکارنامۀ سیاسی روشنفکری دینی  ؛ مواجهه با استعمار ، نقد برای  تجددو پیشرفت، تلاش برای تأسیس عدالت در مشروطه ، مبارزه با استبداد در دورۀ پهلوی و نقد اقتدارگرایی و تمامی خواهی  و دفاع از حقوق  و نیز ایستادگی بر سر چهرۀ رحمانی  وانسانی وعقلانی دین را می بینیم .....

در صورت علاقه متن مصاحبه را دانلود کنید