مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

اشکال دین در جهان ودر ایران ؛ بحثی جامعه شناختی و فلسفی

بحثی از فراستخواه در مؤسسه رشد حمایت  واندیشه

 

تکه ای از بحث:

نیکوکاری در سنت دینی، پیش از هر چیز، امری داوطلبانه است؛ پاسخی به رنج دیگری که از دل همدلی و حس مسئولیت انسانی برمی‌خیزد. 

دینداری فارغ از دولت، همین معنا را زنده نگه می‌دارد؛

جایی که کمک به دیگران نه ابزار قدرت و کنترل، بلکه کنشی آزاد، بی‌واسطه و برخاسته از وجدان فردی و همبستگی اجتماعی است.

بسیاری از جلوه‌های دیگر دینداری، مانند عزاداری اربعین، سفر به مکان‌های زیارتی یا نذری دادن نیز

لزوماً وابسته به حکومت و ساختارهای رسمی نیستند.

مقصود فراستخواه در بحث خود درباره «دین دولتی» و «دولت دینی»،

از جمله  به همین تمایز در جامعه امروز ایران نیز می‌پردازد.

 

 

بحث کامل در کانال تلگرامی مقصود فراستخواه  ونیز در اینجا:


https://www.youtube.com/watch?v=pbqk5QKYqio



از عهده بحران نظام معرفت دینی تنها یک روایت دراماتیک برآمد


فایل صوتی وتصویری بحث مقصود فراستخواه

در شب عاشورای 14 تیر 1404

در خانه اندیشمندان علوم انسانی 

اینجا:

https://ihht.ir/c/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%85%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA_%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B114_%D8%AA%DB%8C%D8%B1_1404





فراستخواه تبیین کرد

عاشورا؛ روایتی از عظمت روحی، شهادت و آزادگی

مقصود فراستخواه در پنجمین جلسه نشست «چراغی دیگر» از سلسله نشست‌های خانه اندیشمندان علوم انسانی به موضوع «محکمات و متشابهات عاشورا» پرداخت و گفت:‌ عاشورا روایتی از عظمت روحی، شهادت و آزادگی و از تجربه بخشایش، گذشت و وفا است که این روایت به ناگزیر دراماتیک است. هر کسی که وجدان و شرف و آگاهی داشته باشد و در چنین موقعیتی قرار بگیرد به ناگزیر روایت دراماتیک خواهد داشت.

به گزارش ایکنا، مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و استاد موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی در پنجمین جلسه نشست «چراغی دیگر» از سلسله نشست‌های خانه اندیشمندان علوم انسانی که به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا(ع) شامگاه شنبه ۱۴ تیر برگزار شد به موضوع «محکمات و متشابهات عاشورا» پرداخت که در ادامه مشروح آن را می‌خوانیم.
 
دین ساحت ذهن و زبان بشر است و عنصر مرکزی آن توجه به عنصر قدسی، غایی و رستگاری نهایی است اما ذهن و زبان انسانی حداقل به غیر از ساحت دین، هفت ساحت دیگر دارد. هر کدام از این هفت ساحت موجودیتی دارند که مهم هستند و قواعد و زبان خاصی دارند؛ مانند ساحت عقل و خردورزی که یک ساحت مستقل است، ساحت الفت، ساحت اخلاق، ساحت معنا، ساحت هنر و صور خیال، ساحت علم‌ورزی و ساحت فناوری. زکریای رازی در مباحث فلسفی خود از ملت‌هایی بحث می‌کند که اصلاً نبوتی در بین آنها نبود و زندگی کردند و تمدن، اخلاق، الفت و عقل داشتند. 
 
اتفاقاً یکی از خطابه‌های حسین بن علی، سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا که در قدیمی‌ترین منابع هم ذکر شده است دلالت و آشکاری بر این فرض دارد که فرموده‌اند «ای گروه ابوسفیان، دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید؟ آزاده باشید؛ اگر آزاده نیستید به عرف و سنت‌های عرب بازگردید. من را می‌کشید؟ این جهال و لات‌های خود را نگذارید که به خانواده‌ام تعرض کنند.» حسین بن علی(ع) در اینجا ساحت آزادمنشی مستقل از دین، ساحت اخلاق و ساحت عرف عرب را معرفی می‌کند. هشت ساحتی که بیان شد که یکی از آنها ساحت دین است که هر کدام مبادی و روش‌شناسی خود را دارند. میان این ساحات هشتگانه می‌توان با حفظ قلمرو و همزیستی قلمروها به شکل خلاق و آزادمنشانه؛ تعامل، تبادل و گفت‌وگوهای ثمربخشی صورت گیرد. 

خطاهای ساحت دینی

هر کدام از این ساحت‌ها هم معرض‌ها، مغالطات و خطاهایی وجود دارد؛ مثلاً پوزیتیویسم در ساحت علم‌ورزی، خطایی است که دانشمندان مرتکب می‌شوند و در ساحت دین‌ورزی هم همین گونه است که استعداد تعصب و تمامیت‌خواهی است. کسی که به غلط دین می‌ورزد می‌تواند بگوید که همه چیز را من تعیین می‌کنم و دین تکلیف همه چیز را مشخص می‌کند. کجای منطق می‌گوید که دین باید تکلیف همه چیز را روشن کند؟ در ساحت دین، غلبه احساسات کور، هیجانات مفرط، عقل‌گریزی، خرافات و مناسک‌گرایی وجود دارد البته منظور مناسکی که جزو فرهنگ، آیین‌ها و مناسک هر فرهنگی وجود دارد، نیست. نکته مهم دیگر این است که در ساحت دین استعدادی وجود دارد که تمایل دارد بر سایر ساحت‌ها سلطه داشته باشد که می‌توان آن را «سلطه مقدس» بر تمامی ساحت‌ها به نام دین نامید. 
 
همچنین در دین استعداد غلو و مبالغه وجود دارد که در قرآن به این موضوع با آیه «لَا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ» بر این مسئله تأکید شده است. به عنوان مثال می‌توان به غلو در نهضت سیدالشهدا(ع) اشاره کرد که از صفویه تا قاجار و از قاجار تا انقلاب و به ویژه از انقلاب تا به امروز غلوهای زیادی در نهضت حضرت اباعبدالله سیدالشهدا(ع) صورت گرفته است. نمونه‌های آن عباراتی است که متعلق به دوره قاجار است و از فضای عراقی برخاسته است که گفته شده «إنَّ الحیاةَ عقیدةٌ و جهادٌ» که نه حدیث است و نه منبع آن در کتاب‌ها وجود دارد که از سنت‌های دینی عراقی در دوره قاجار برخاسته است که بالاتر از عقل و قرآن نشسته است و در دوره انقلاب از آن یک ایدئولوژی ساخته شد که یعنی عقیده داشته باشید و مدام در راه آن بجنگید. وقتی یک ایدئولوژی دولت می‌شود نتیجه آن مشخص است؛ گویی کل زندگی ما یک ایدئولوژی است و ستیز با آن ایدئولوژی با همه چیز و همیشه است. عبارت «کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا» هم هیچ سندیتی درباره درست بودن آن وجود ندارد و بیشتر از طریق منابر و تریبون‌ها منتشر شده است که یعنی همه روزها عاشورا و همه جا کربلاست؛ باید پرسید پس چه روزی، روز کار، ورزش، عقلانیت، بازار، تولید و توسعه است؟ 

محکمات قرآن 

خلط محکمات و متشابهات از جمله مغالطات در فهم و معرفت دینی است. قرآن کریم در آیه هفت سوره آل‌عمران فرمود «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»؛ بعضی از آیات در قرآن محکم هستند که اصل کتاب آنها هستند به آیات دیگری که متشابهات‌اند. طبرسی در تفسیر «مجمع‌البیان» در تفسیر سوره انعام آیه ۱۵۱ تا ۱۵۳ به نقل از ابن‌عباس می‌گوید محکمات قرآن عبارتند از «هیچ وقت هیچ موجودی را در کنار خدا تقدس ندهید، حق‌شناسی به پدر مادر، نفی پدرسالاری و فرزندکشی، نفی هرزگی، نفی آدم کشی، نفی خوردن مال یتیم، ترازوهای عدل و داد، سخن گفتن به عدل و داد و داوری و شهادت به عدل و داد محکمات قرآن است.»
 
کار دین تعالی بخشیدن آن چیزی است که اخلاق و عقل می‌گوید و لطف خاصی به احکام عقلی و زندگی، حیات عقلانی و معقول و مدنی انسانی می‌دهد. در تورات و عهد عتیق هم همینطور است که همین محکمات احترام به پدر مادر، قتل نکردن، زنا نکردن، دزدی نکردن، شهادت به دروغ ندادن، چشم طمع به مال و همسایه نه دوختن و... اشاره شده است؛ بنابراین دین در معنای درست خود نه جایگزین عقل، اخلاق و عرف است و نه ویرانگر آنهاست بلکه می‌خواهد لطفی معنوی و چشم‌اندازی غایی به حیات معقول انسانی بدهد. حدیث «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» که از پیامبر(ص) نقل شده است به همین موضوع توجه دارد که یعنی من مبعوث شدم که همان اخلاقی را که شما دارید را اوج دهم و تلطیف کنم و به کمال خود برسانم. «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» که در قرآن آمده است به این معنا است که تمام پیامبران اولیای الهی آمدند تا عدالت وجود داشته باشد. 

چگونگی رخ دادن متشابهات دینی و قرآنی

سؤال این است که چگونه متشابهات اتفاق می‌افتد و آیات قرآن متشابه می‌شوند؟ قرآن متشابه شدن آیات را یک فرایند تاریخی می‌داند و می‌گوید که قرآن به شکل اجتماعی متشابه می‌شود. چگونه قرآنی که محکمات دارد برای یک امر مشتبه و متشابه می‌شود و کج‌تابی پیدا می‌کند و گمراه می‌کند؟ مولانا در این رابطه می‌گوید «زانکه از قرآن بسی گمره شدند/ زین رسن قومی درون چه شدند/ مر رسن را نیست جرمی ای عدو/ چون تو را سودای سر بالا نبود» یعنی سر به سمت بالا نبود تا محکمات را ببینیم و ما به سمت متشابهات رفتیم؛ چون «فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ»؛ یعنی گروه‌های ذی‌نفعی وجود دارد که در دلشان زیغ یعنی خصومت، ریاست‌طلبی، دکانداری، خشم، نفرت، کینه‌توزی، تعصب، تحجر، شیفتگی، منافع و تمایلات وجود دارد و این زیغ در دل‌ها می‌آید و در قرآنی که محکماتی در آن وجود دارد که عقل را تائید و تلطیف می‌کند؛ آن را به کتابی تبدیل می‌کند که غلط‌انداز است و مردمان را گمراه می‌کند؛ دینی می‌شود که به قدرت، سیادت، سلطه، حکومت بر مردم معطوف است بر اساس آن تشابه اجتماعی است که مشتبه می‌کند به این ترتیب دین به ایدئولوژی خلافت، قدرت، اطاعت، خصومت و نفرت تبدیل می‌شود. به تعبیر ارکون «اسلام رستگاری به اسلام پیروزی تبدیل می‌شود» یعنی اسلامی که برای رستگاری مردم آمده بود به وسیله‌ای برای پیروزی یک گروه بر گروه‌های دیگر و صنفی بر مردم تبدیل می‌شود. 
 
«فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ»؛ اختلافات قبیله‌ای در عرب مثل اختلافات بنی‌امیه با بنی‌هاشم بود که در قالب خلافت رسول‌الله(ص) سر باز کرد؛ سپس متشابهات قرآن به شکل امر متشابه و غلط‌انداز شد و بر مردم مشتبه شد؛ مثلاً در روز عاشورا سران قبایل به حکومت می‌گویند «شک نکنید که حسین بن علی(ع) از دین خارج شده است و با خلیفه و امام مسلمانان مخالفت می‌کند و در کشتن او شک نکنید» از دوره خلیفه دوم قراری در حکومت گذشته شد مبنی بر «قرار عطا» که برای افرادی سهم‌ها، منافع و رانت‌های بیشتری تأمین می‌کرد و این نظام عطایا در نظام خلیفه سوم بیشتر شد و نهایتاً در دوره معاویه این عطایا توسط حکومت داده می‌شد و اقتصاد به دست حکومت افتاد به همین دلیل حکومت می‌توانست از افراد و گروه‌ها سلب امکانات کند. 

تبدیل حکمرانی به امر مقدس

وقتی ادبیات عاشورا را می‌خوانیم مشخصاً می‌گویند «ما آمدیم در کربلا و مقابل حسین بن علی(ع) ایستادیم چون اگر نمی‌ایستادیم و می‌رفتیم عطایا به ما تعلق نمی‌گرفت و حقوق ما را قطع می‌کردند.» حکمرانی بعد از پیامبر(ص) طی یک فرایند اجتماعی به یک امر مقدس تبدیل شد. حکومت اصلاً یک امر مقدس نیست و می‌تواند فردی حکومت را نفی یا نقد کند و حکومت باید تغییر پیدا کند؛ حکومت، مخالف و منتقد دارد و در آن انواع و اقسام کجی‌ها روی می‌دهد و با قدرت و ثروت ارتباط دارد ولی وقتی حکومت به امر مقدس تبدیل شد و امر دین مشتبه شد؛ آیات قرآن به صورت متشابه و غلط انداز در جهت حکومت و سیادت تأویل می‌شد و مدام از آیات قرآن به شکل متشابه خرج می‌شد.
 
زیغ همان خصومت‌های قبیله‌ای بود که چرخه منفعت و مشارکت در قدرت، طاعت و حاجت، حاجت و طاعت را شکل می‌داد و کسانی احتیاج داشتند اطاعت می‌کردند به کسانی می‌خواستند در قدرت شریک شوند با حکومت همراهی می‌کردند و از این طریق زیغ‌ها و خصومت‌های قبیله‌ای هم اضافه شد. ما در اینجا به رسوخ در علم احتیاج داشتیم که در ادامه همین آیه فرمود «وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» کسانی که در علم رسوخ دارند و با آگاهی قرآن را می‌خوانند و با این رسوخ در آیات قرآن سعی می‌کنند ببینند تا محکمات قرآن چیست. ابوریحان در تفسیر «بحرالمحیط» و شریف رضی که یکی اهل سنت و دیگری شیعه است توضیح می‌دهند که «وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» کسانی هستند که گزاره‌ها را سر جای خود می‌گذارند و کلام درست قرآن را در موضع صحیح خود می‌گذارند.

اجماع صفوف به روش معاویه با ایجاد سکوت

بحران وقتی در معرفت دینی اتفاق افتاد که به شکل اجتماعی به وجود آمده بود؛ در این بحران معرفت دینی، معاویه با تبلیغات، قدرت و کنترل، تهدیدات می‌توانست اجماع صفوف ایجاد کند یعنی اینگونه اجماع ایجاد کند که مردم سکوت کنند؛ یعنی در حقیقت اجماع سکوت ایجاد می‌کرد. اجماعی می‌شود که یزید، امیرالمؤمنین است و معاویه با خلافت‌سازی و انتقال قدرت به گروه‌های مورد نظر، بازتولید سیاست، سلطه و قدرت را انجام می‌داد. حسین بن علی(ع) اینجا یک عالم منتقد، باشهامت، با سخاوت و عدالت‌خواه است که حریت دارد و آزاده است. امام حسین(ع) آنچه را که همه وارونه می‌دیدند را متوجه است و رویه‌های مقدس شده حکومت را نقد می‌کرد و به عنوان یک عالم که فرزند پیامبر(ص) هم هست و در دامن پیامبر(ص)، حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) تربیت یافته است که تجربه‌های شنیدن و دیدن مینویی و عمیق رسول‌الله(ص) را از نزدیک احساس کرده است. امام حسین(ع) عظمت روحی، کمال نفسانی و یکپارچگی اخلاقی دارد و وضع موجود را نقد می‌کند. امام حسین(ع) چنان حکومت را نقد می‌کند که صدای این نقد به کوفه می‌رسد و هنگامی که نخبگان کوفه نقدهای حسین بن علی(ع) را می‌شنوند؛ امام حسین(ع) را به کوفه دعوت می‌کنند. 
 
نعمان بن بشیر که در آن دوره حاکم کوفه بود، مرد سهل‌گیری بود اما در هنگامی که امام حسین(ع) به سمت کوفه می‌آید حاکم کوفه عوض می‌شود و ابن زیاد می‌آید که فرد سختگیری بود. کوفه به همین دلیل دچار خفقان شدیدی شده و وضعیت بسیار سخت می‌شود که در ادامه امام حسین(ع) را در میانه راه محاصره می‌کنند تا به کوفه نرسد. حسین بن علی(ع) یک ایدئولوگ نیست که باری به هر جهت به همراهان خود بگوید می‌رویم. او یک رهبر هیجانی و پوپولیست هم نیست که توده برانگیز باشد بلکه امام حسین(ع) یک کنشگر شجاع منتقد و عالم واقع‌گراست. حسین بن علی(ع) با برادر خود امام حسن(ع) با معاویه صلح کردند و پیمان بستند و تا انتها نیز بر سر پیمانی که بسته شده بود ایستادند. این موضوع نشان‌دهنده این است که امام حسین(ع) اهل مذاکره و گفت‌وگو بود. 

مذاکرات امام حسین(ع)

وقتی امام حسین(ع) را در مسیر کوفه محاصره می‌کنند شروع به مذاکرات با عمر سعد می‌کند. امام حسین(ع) تا روز عاشورا چندین بار مذاکره می‌کند که اگر نمی‌خواهید من به کوفه بروم؛ بگذارید بازگردم و به مدینه یا مکه یا یکی از شهرهای این سرزمین یا در جایی به مرزهای دور بروم. این موضوع نشان‌دهنده این است که امام حسین(ع) فرد پوپولیست نیست و حاضر است که بازگردد اما نمی‌گذارند. امام(ع) در غروب تاسوعا تعدادی از یاران خود را می‌بیند و با عمیق‌ترین تجربه‌های مهربانی، انسان‌دوستی، یکپارچگی اخلاقی، خلوص و کمال نفس به یاران خود می‌گوید که «شما چه یاران خوب و باوفایی هستید؛ بدانید که من یارانی بهتر از یاران خودم ندیده‌ام و خانواده‌ای بهتر از خانواده خودم از نظر وفا ندیده‌ام. من به همه شما اجازه می‌دهم که بازگردید. آنها با من کار دارند و با شما کاری ندارند؛ وقتی که شب همه جا را فرا گرفت از تاریکی شب به عنوان مرکب استفاده کنید و بروید. هر کدام از شما دست یک نفر از برادران من را هم بگیرید و بروید و در این شب از دور من پراکنده شوید. من را بگذارید و بروید؛ چون این قوم غیر از من هدف دیگری ندارند و من هدف آنها هستم.»
 
مک‌اینتایر در کتاب «بحران معرفت‌شناسی و روایت دراماتیک» می‌گوید «وقتی یک نظام معرفت دچار بحران می‌شود از عهده این بحران نه یک بحث فنی رتوریک بلکه یک روایت دراماتیک برمی‌آید» در واقعه عاشورا هنوز یک نسل کامل از پیامبر(ص) نگذشته است و امام حسین(ع) نسل دوم است که نظام معرفت، کلام و تفسیر دینی و نماز جمعه و جماعت و منبر دچار بحران عجیبی می‌شود که همه بازتولید قدرت، سیادت و خشونت می‌کردند. مدام کشورگشایی می‌شد و همه چیز معطوف به قدرت بود. در چنین موقعیتی تنها چیزی که می‌ماند روایت دراماتیک عاشورا است. عاشورا روایتی از عظمت روحی، شهادت و آزادگی و از تجربه بخشایش، گذشت و وفا است که این روایت به ناگزیر دراماتیک است. هر کسی که وجدان و شرف و آگاهی داشته باشد و در چنین موقعیتی قرار بگیرد به ناگزیر روایت دراماتیک خواهد داشت. روایاتی از فضیلت‌های فراموش شده و وقایای گمشده در مجالس رسمی مکه، مدینه و کوفه نیست بلکه روایتی در دشت نینوا است که حاوی التهاب و تنش است. 

تولید آگاهی با روایت دراماتیک امام حسین(ع)

حسین(ع) یعنی کسی که مصیبت دارد و دچار مصیبت شده است. امام حسین(ع) مظلوم است اما شجاعت دارد ولی در نهایت امام حسین(ع) مظلوم است و در اوج شکوه، عظمت و حریت دارد. این روایت دراماتیک می‌تواند اجتماعات گرم و فضای اجتماعی ایجاد کند که تولید آگاهی می‌کند. من در چندین مقاله توضیح دادم که این روایت دراماتیک با تاریخ اسلام چه کرد و در دوره‌های مدید تا به امروز چه بازتاب‌هایی داشته است.
 
گزارش از سجاد محمدیان

محکمات ومتشابهات عاشورا

موضوع بحث امسال مقصود فراستخواه در چراغی دیگر: 

خانه اندیشمندان علوم انسانی

 تاسوعا چهاردهم تیر 1404 ، شب ساعت نه

 محکمات ومتشابهات عاشورا

سلامت روان در دنیای پلورال و نیاز به دمکراسی عمیق معرفتی؛ تغییر مبلمان جهان

سلامت روان دنیای پلورال  و نیاز به دمکراسی عمیق معرفتی؛

تغییر مبلمان جهان

بحث کوتاه فراستخواه در چهاردهمین همایش سلامت روان و رسانه

اول اسفند 1403

به نقل از تلویزیون  اینترنتی اکو ایران

فیلم در اینجا:

https://www.aparat.com/v/baq374c

دین را تبدیل به ایدئولوژی سیاسی کرده‌اند!/ لختی و سکون جامعه ایران را در برگرفته است

مقصود  فراستخواه در «سپنج» مطرح کرد؛

دین را تبدیل به ایدئولوژی سیاسی کرده‌اند!/ لختی و سکون جامعه ایران را در برگرفته است

دین را تبدیل به ایدئولوژی سیاسی کرده‌اند!/ لختی و سکون جامعه ایران را در برگرفته است

به گزارش عصر ایران مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس با حضور در بیست و هفتمین قسمت «سپنج» در گفت‌و‌گو با علی درستکار از معنای متعالی زندگی و شرایطی گفت که لازمه رسیدن انسان به بهایی است که در اصل معنای زندگی وجود دارد.

او با اشاره به کرختی که در جامعه ایران وجود دارد، بیان کرد: جامعه ایران ظرفیت تمدنی بالایی دارد که متأسفانه مدتی است گرفتار لختی و سکون شده است. تصور من این است که سیستم‌های ما با جهان زندگیمان هم راستا و هم فضا نیستند.

فراستخواه در ادامه با اشاره به مسائل و مشکلات مختلفی که در جامعه وجود دارد، بیان کرد: به واسطه اتفاقات و مسائل مختلف، از منظر پویایی‌شناسی اجتماعی جرم جامعه در حال زیاد و بزرگ شدن است اما این سنگینی مدیریت نمی‌شود. زمانی که پلتفرم مناسبی برای این جمعیت فراهم نمی‌‍شود، یک جرم بحرانی شکل می‌گیرد. برای همین است که فقدان بهره‌وری از سرمایه‌هایی که داریم رخ می‌دهد.

او افزود: به طور کلی سیستم ما ناشنوایی دارد و نمی‌تواند این جامعه را به خوبی ببیند، برای همین این جامعه که حاوی سرمایه‌های ما است، رویت‌پذیر نمی‌شود. به همین دلیل ما در دنیایی که روزبه روز رقابتی می‌شود می‌مانیم و جامعه هم دچار انواع سرخوردگی‌ها می‌شود. بخشی از این جامعه مهاجرت می‌کنند، بخشی مهاجرت به درون می‌کنند و افسرده می‌شوند که همه اینها در کنار هم نارضایتی‌های اجتماعی را پدید می‌آورند. اگر از منظر اجتماعی به این مسئله نگاه کنیم گویا در جامعه ایران یک وضعیت معوق و موقت وجود دارد، هرچند من معتقدم که جامعه ایران کوتاه‌مدت نیست و تداوم ایران به صورت نقطه‌چینی است، در جامعه ایران همیشه نبوغ بقا وجود داشته و دارد، مثل امروز که بچه‌های نسل جدید می‌دانند باید برای آن چه کنند.

ارزش هستی و زندگی هم موضوع دیگری بود که فراستخواه با اشاره به آن گفت: مسئله ارزشمندی جهان و بهای آن منوط به رفتار ما با این جهان است چراکه جهان هستی ایستاده و منتظر ماست که به آن معنا دهیم.

این جامعه‌شناس تصریح کرد: بحثی با عنوان «تهی شدن خود» وجود دارد که عصب‌شناسان درباره آن معتقدند در هر لحظه در ما انرژی‌های عاطفی و شناختی محدودی وجود دارد که به تدریج مصرف می‌شوند و ما جایی کم می‌آوریم. در ادامه ما باید از این انرژی‌ها سرشار شویم و اگر این اتفاق رخ ندهد، ما دچار تهی شدن خود یا ایگو دپرشن می‌شویم. در این وضعیت نه اخلاق، نه اندیشه و نه خلاقیت، هیچ کدام کار نمی‌کنند. به عنوان مثال شما دانشجویی را در نظر بگیرید که به محض خروج از خانه مدت زیادی در ترافیک می‌ماند و کلی انرژی هدر می‌دهد، این به مدیریت شهر برمی‌گردد، در ادامه ممکن است درآمد کافی نداشته باشد و شرایط زندگیش دشوار شود که مدیریت اقتصادی باعث آن است، بعد به دانشگاه می‌رسد و دم در با چالش مواجه می‌شود، پس از آن هم کار کردن با سیستم بوروکراسیک دانشگاه از او انرژی می‌برد که باز هم به دلیل ضعف در مدیریت سیستمی است و این روند ادامه دارد تا به کلاس می‌رسد و دیگر خالی از انرژی که به آن اشاره کردم، شده است. من به او نمی‌توانم بگویم که پسرم، دخترم لحظه‌هایت را جدی بگیر و... ، این جریان باعث می‌شود که ما تهی از انرژی شویم و به تبع آن ناخواسته نمی‌توانیم لحظاتمان را جدی بگیریم و دیگر انرژی و توانی برای آن نداریم.

فراستخواه با تأکید به نقصانی که در مدیریت جامعه وجود دارد، افزود: در ایران عاقلان زیادند اما عقلانیت نیست چراکه مهم این است که عقلانیت در سیستم و به صورت سیستماتیک خود را نشان دهد و جریان داشته باشد، آن هم به شکلی که در قالب سیاست و مدیریت کارگر باشد. گاهی ‌می‌بینید که یک تغییر کوچک در سیاست و مدیریت قوانین می‌‎تواند بخش زیادی از سرمایه‌های انسانی را آزاد کند و برعکس این جریان هم وجود که دارد. همانطور که یک سیاست عمومی غلط می‌تواند کلی از افراد جامعه را آزار دهد.

اینکه چطور می‌توان از این ملال و فشارها به پویایی رسید هم سوالی بود که این جامعه‌شناس در پاسخ به آن عنوان کرد: من کتابی با عنوان «ذهن و همه چیز» دارم که بحث آن این است که سرآغاز همه آغازها، آغازی در ذهن است و آن آغاز در درون منوط به یک نگاه و ذهن سرشار است. ما یک ذهن انبار داریم و یک ذهن سرشار، ذهنی که به لحظه حال خودش آگاه است و می‎‌تواند آن آغاز را رقم بزند. این ذهن قابل تعلیم است و باید به آن پرداخته شود. گاهی ما در حسرت چیزهایی هستیم که نداریم و گاهی که داریم هم درگیر ملال و دل‌سیری داشته‎‌هایمان می‎شویم در حالی که زندگی یک طرح یا پروژه است و طرح زندگی را درانداختن نیاز به ذهن سرشار دارد، سرشار از حس آگاهی به زندگی و لحظه‌هایی که در حال گذر هستند. این سرشار شدن هم به شناخت و معرفت نفس نیاز دارد.

فراستخواه در آخر با مذمت نگاه سلیقه‌ای در حوزه دین، خاطرنشان کرد: در این میان سیستم‌ها هم باید در این فضا نقس تسهیل‌گر را داشته باشند. در حالی که متاسفانه در این چند دهه ما دین را که بخشی از میراث معنوی‌مان است، به یک ایدئولوژی حکومتی تبدیل کردیم و این ایدئولوژی محدود و بسته است و بهره‌مندی‌هایی خاصی از آن می‌کنیم که درست نیست. امروزه همانطور که بخش بزرگی از جنگل‌هایمان در حال کم شدن است، میراث‌های معنوی که داریم هم رو به کم شدن است چون به ایدئولوژی سیاسی با بهره‌برداری‌های سلیقه‌ای شده و این باعث شده که از حکمت‌های درونی که در دل این میراث است هم محروم شویم.




و اینجا ها


https://www.instagram.com/sepanj_show/reel/DHL6iuto7jN/

https://www.instagram.com/sepanj_show/reel/DHL6iuto7jN

https://www.instagram.com/sepanj_show/reel/DHL6iuto7jN

/https://www.youtube.com/watch?v=Pk1pCRynhrA

/https://www.youtube.com/watch?v=Pk1pCRynhrA 

https://www.aparat.com/m/htqs5

https://www.aparat.com/m/htqs5


پانزهمین سالگرد درگذشت آیت الله منتظری

آینده  دین ومرجعیت دینی

بحث فراستخواه در پانزهمین سالگرد درگذشت  آیت الله منتظری


30 آذر 1403 ساعت ده صبح

پخش زنده اینستاگرامی

ناصر مهدوی، هاشم هدایتی، محمد تقی فاضل میبدی، مقصود فراستخواه


 

زیست مؤمنانه در این زمانه


متن تحریر یافته سخنرانی فراستخواه 

زیست مؤمنانه در این زمانه

چشم انداز ایران 

شماره 146

تیر ومرداد 1403 

صص 37-41

متن کامل مطلب از اینجا قابل  دریافت

کیش مهر

باشگاه اندیشه

درسهای انسانی عاشورا

به مناسبت شب تاسوعای حسینی برگزار می شود:

نشست درس‌های انسانی عاشور

محمد جعفری هرندی

محمدمهدی مجاهدی

 مقصود فراستخواه

  

یکشنبه ۲۴ تیر ١۴٠٣، ساعت ۱۹-۱۷  

خیابان شهید مطهری، نرسیده به خیابان شهید مفتح، پلاک ۲۴۰، طبقه پنجم، واحد ۲۲