مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

پی جویی صلح آمیز حق و حقیقت و عدالت


گروه حقوق انجمن علمی مطالعات صلح ایران با همکاری موسسه مطالعاتی بشیریه، شهر فلسفه ایران، انجمن حقوق شناسی و مجموعه سراداد برگزار می کند:

 خوانش صلح مدار از عدالت ( تفوق خیر صلح برحقوق)

 سخنرانان:

دکتر مقصود فراستخواه

جامعه شناس و استاد دانشگاه

 دکتر بزرگمهر بشیریه

مدیر موسسه مطالعاتی بشیریه

 دکتر میثم سفید خوش

پژوهشگر فلسفه و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی

 دکتر جعفر محسنی دره بیدی

مترجم و نویسنده حوزه فلسفه سیاسی

 مدیر نشست:

دکتر محمد اسدی

مدیر گروه حقوق انجمن علمی مطالعات صلح ایران

 سه شنبه ۹ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷

 تهران، خیابان ولیعصر، بین بهشتی و مطهری، پلاک۲۰۴۱ ساختمان سراداد، موسسه مطالعاتی بشیریه

مای بزرگ: ایران


بر اثر سوء تدبیر مزمن در کشور خیلی امور به هم ریخته است  :

اقتصاد و اقلیم.   

 اعتماد و کیفیت زندگی.

امید اجتماعی و حیات معقول و مشارکت مدنی.

در چنین وانفسایی هر کس در پی آخرین وضعیت نرخها می دود تا شاید گلیم خویش بکشد.

فاجعۀ بزرگ وقتی است که یک چیز در این میان فراموش بشود: «مای بزرگ: ایران».

وقتی این «ما» به هم بریزد همه زیر یک آوار می مانیم

سعادت ، امری عمومی است

بدون پیوندهای کوچک همسایگی، محلی، شهری، مدنی،حرفه ای وصنفی ؛  

و در فقدان همبستگی اجتماعی واحساس مسؤولیت  مشترک جمعی؛  

همه یکجا می بازیم و  انبوه داشته های یک سرزمین بر باد می رود...

انسان خود یک نهاد تمام است

بحث فراستخواه  در فارما فروم 7 ؛

 هفتمین کنفرانس صنعت دارو

 4 دی 1404

مرکز همایش های رایزن، تهران



فایل صوتی در کانال تلگرامی فراستخواه

اینجا

https://t.me/mfarasatkhah/2581


گرفتاری ها و پویایی های جامعه ایران


گرفتاری ها و پویایی های جامعه ایران

از سخنرانی مقصود فراستخواه جامعه شناس واستاد برنامه ریزی توسعه، آموزش عالی

  با عنوان «جامعه‌ایرانی؛ گرفتاری‌ها و پویایی‌ها»

 در اختتامیه دومین همایش «وضعیت اجتماعی ایران» 

در محل دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

منبع: روزنامه ایران، اول دی ماه 1404 ، صفحه اندیشه


اینجا:

https://irannewspaper.ir/8917/16/143735

واینجا:

https://www.magiran.com/article/4657483


تحلیلی امیدبخش از وضعیت اجتماعی ایران

جامعه در حال بازتعریف خود است

مردم آماده گفت و گو و مشارکت اند و انتظار دارند کیفیت زندگی و حقوق اجتماعی شان تأمین شود


در تحلیل جامعه ایران، دو روایت افراطی به چشم می‌خورد: یکی روایت فروپاشی جامعه، دیگری روایت ثبات صُلب اجتماعی. اما آنچه در واقعیت جاری ایران می‌بینیم، نه فروپاشی است و نه ایستایی. دکتر مقصود فراستخواه معتقد است جامعه ایران در سطحی عمیق‌تر، در حال بازآفرینی خویش است؛ جامعه‌ای ناتمام اما زنده که در دل بحران‌ها و ناپایداری‌ها، امکان‌های تازه‌ای از معنا، کنش و عقلانیت اجتماعی را می‌آفریند. او در این گفتار، پویایی جامعه ایران را تبیین می‌کند و می‌گوید پویایی ایران را نه در داوری‌های شتاب‌زده بلکه باید در منطق «شدن» فهمید. جامعه ما با وجود چالش‌های فراوان اما هنوز انرژی تولید معنا دارد و از دل رخدادهای هر روزه، نوعی حیات اجتماعی مداوم را پیش می‌برد. مکتوب حاضر، متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی اوست که با عنوان «جامعه‌ایرانی؛ گرفتاری‌ها و پویایی‌ها» در اختتامیه دومین همایش «وضعیت اجتماعی ایران» در محل دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی ارائه شده است.

 

دکتر مقصود فراستخواه  جامعه‌شناس و استاد هیأت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی

ایران؛ جامعه‌ای با نبوغ بقا در ایران مقیاس‌های گوناگونی از زمان جریان دارد؛ از زمان وجودی و هستی‌ شناختی تا زمان‌های تاریخی و رخدادی. در مقیاس کلان، جامعه‌ای دیرنده و کهنسال را می‌بینیم که «نبوغ بقا» و «میل به ماندن» دارد. در مقیاس‌های پایین‌تر، با زمان‌های دورانی و دوره‌ای روبه‌رو هستیم؛ همچون دوران پیش از اسلام، دوران زرین تمدنی، دوران انحطاط، دوران بیداری، دوران انقلاب و اکنون هم دوران پساانقلاب. اما مهم‌تر از همه، «زمان رخدادی» ایران است که زمان بزنگاه‌ها و لحظه‌هاست؛ جایی که جامعه در مؤمنتوم‌ها و اقتران‌های ملتَحم شکل می‌گیرد. لحظه‌هایی مانند ظهور اینترنت، هوش‌ مصنوعی یا جنبش‌های زنان و نسل‌های نو؛ اینها نمونه‌هایی از همین زمان رخدادی‌‌اند.
 
امکان‌های تازه در جهان اجتماعی ایران وقتی از منظر «پویایی‌شناسی سیستم‌های اجتماعی» به وضعیت اجتماعی ایران می‌نگریم، جامعه ما تنها مجموعه‌ای از وضعیت‌ها یا «متغیرهای حالت» نیست، بلکه از «متغیرهای جریان» نیز تشکیل شده است. در واقع جامعه، بیکار و ایستا نیست، بلکه همواره در حرکت و زایش است. در اینجا «رهیافت رابطه‌ای» اهمیت پیدا می‌کند؛ به این معنا که جامعه ثابت نیست، بلکه در بستر رابطه‌ها ساخته می‌شود. بر این اساس، باید گفت جهان اجتماعی ایران همواره ناتمام است و در نیمه‌ راه قرار دارد. بنابراین ساختاری تمام‌یافته نیست بلکه میدانی است که در آن امکان‌های تازه سر برمی‌آورند.

 جامعه ایران پر از موقعیت‌های مولد معناست. از منظر جامعه‌شناسی فرهنگی، ساختارهای معنایی در ایران نقشی کلیدی دارند. جامعه ما پر از موقعیت‌ها، رغبت‌ها و ساختارهای مولد معناست. روابط، کنش‌ها و واکنش‌ها در دیالکتیکی میان ذهن و عین، ساختارهای معنایی تازه‌ای پدید می‌آورند. ایران را می‌توان از خلال همین «متغیرهای جریان» فهم کرد؛ تداوم پاره‌خطی ایران در همین لحظه‌های تاریخی از هجوم‌ها و فروپاشی‌ها تا زایش‌های تمدنی و اجتماعی تازه شکل گرفته است.


در وضعیت کنونی، جامعه ایران با شکاف میان ارزش‌های ادراک‌شده و تجربه‌شده روبه‌روست. میل به موفقیت، آینده‌گرایی و انسان‌گرایی در سطح ذهنی بالاست اما در تجربه زیسته کمتر بروز می‌یابد؛ به اصطلاح آسمانمان پرستاره و زمین سنگلاخ است. «هنجارهای اجتماعی» که باید گرامر زندگی جمعی باشند، زیر فشار تابوهای رسمی‌ شده و ارزش‌های کالایی فرسوده شده‌اند. فردگرایی خودمدار روابط اجتماعی را تضعیف کرده و احساس تنهایی را گسترش داده است. بنابراین می‌توان گفت که در حال حاضر جامعه در وضعیت ترومایی به سر می‌برد؛ ذهن زخمی، اضطراب پنهان و شادی‌های پوشاننده‌ رنج، در رفتار اجتماعی ایرانیان بروز پیدا کرده است. اما این، همه‌ تصویر ایران نیست. در برابر متغیرهای نگران‌کننده، «متغیرهای جریان» و «پویایی‌های تازه‌ای» در جامعه ایران در حال شکل‌گیری است.

 جامعه ایران در حال بازتعریف خود است

ایران پروژه‌ای ناتمام اما زنده است. ساختارهای معنایی، حافظه فرهنگی و ارتباطی جامعه و ظرفیت بالای تحصیلکردگان، امکان کنش و خلاقیت را حفظ کرده‌اند. مردم تنها «نقش» ندارند، بلکه «عملکرد» هم دارند؛ پرفورمنس اجتماعی و زبانی مردم، خود به تولید معنا و تغییر منجر می‌شود. در سه سطح این پویایی‌ها قابل مشاهده است:


 
نخست . سطح اجتماعی

در «سطح اجتماعی» می‌توان این پویایی را دید؛ به طوری که مجامع حرفه‌ای، کانون‌های کوچک و انجمن‌های محلی به کانون‌های خلاقیت بدل شده‌اند و نوآوری‌های اجتماعی گسترش یافته‌اند. در دل همان جامعه‌ای که تابوها وجود دارند، نوعی کارآفرینی هنجاری در حال ظهور است؛ مردم در همسایگی‌ها، گروه‌های دوستی، پارک‌ها و حتی مترو، پیوندها و همبستگی‌های تازه‌ای می‌سازند. تغییر نگرش نسبت به زنان و افزایش زیست هم‌پذیرانه میان سبک‌های مختلف زندگی، نشانه‌های جامعه‌ای است که در حال بازتعریف خود است.


دوم .سطح نخبگانی

در «سطح نخبگانی» این پویایی قابل مشاهده است؛ دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، کلاس‌ها و نشست‌های علمی به میدان شکل‌گیری ساختارهای معنایی تازه بدل شده‌اند. نخبگان تازه‌ای ظهور کرده‌اند که از دل طبقه متوسط و تحصیلکرده برخاسته‌اند؛ «نخبگان معمولی» که به‌ دور از تشریفات و سلسله‌مراتب سنتی، در تولید فکر و ترجمه، آموزش و ارتباط با جامعه فعال‌اند.


سوم. سطح دولت

 در «سطح دولت» نیز این پویایی قابل ردگیری است. در درون ساختار دولت، کارشناسان و مدیرانی حضور دارند که نه تنها مجری، بلکه خالق قاعده‌های تازه‌اند. میان جامعه و دولت یک «دالان تنگ» ارتباطی باز شده است؛ کارشناسانی که با دستور زبان علمی و تجربه زیسته به مسائل اجتماعی می‌نگرند. اجرائیات دولت تنها در سطح تبلیغات رسمی نیست؛ در لایه‌های میانی و کارشناسی، پویایی و خلاقیت وجود دارد و از دل آن امکان «تخریب خلاق» و «اصلاح تدریجی» فراهم می‌شود.

جامعه ایران در جست‌وجوی عقلانیتی تازه

جامعه ایران در جست‌وجوی عقلانیتی تازه است؛ عقلانیتی که بتواند مبادله‌ای خلاق میان دولت و مردم برقرار کند. مردم آماده گفت‌وگو و مشارکت‌اند، اما انتظار دارند در برابر تعهد و قانون‌پذیری‌شان، «کیفیت زندگی» و «رفاه» و «حقوق اجتماعی‌شان» تأمین شود. ایران، جامعه‌ای ناتمام اما زنده است؛ جامعه‌ای در راه، در حال ظهور و در حال ساختن معنا از دل پیچیدگی‌های خود. این پویایی اجتماعی و فرهنگی، امیدبخش‌ترین نشانه‌ تداوم تاریخی ایران است.

 

برش

در ایران مقیاس‌های گوناگونی از زمان جریان دارد؛ از زمان وجودی و هستی‌‌شناختی تا زمان‌های تاریخی و رخدادی. در مقیاس کلان، جامعه‌ای دیرنده و کهنسال را می‌بینیم که «نبوغ بقا» و «میل به ماندن» دارد. مهم‌تر از همه، «زمان رخدادی» ایران است که زمان بزنگاه‌ها و لحظه‌هاست؛ جایی که جامعه در مؤمنتوم‌ها و اقتران‌های ملتَهم شکل می‌گیرد

وقتی از منظر «پویایی‌شناسی سیستم‌های اجتماعی» به وضعیت اجتماعی ایران می‌نگریم، جامعه ما تنها مجموعه‌ای از وضعیت‌ها یا «متغیرهای حالت» نیست، بلکه از «متغیرهای جریان» نیز تشکیل شده است؛ جامعه‌ای که همواره در حرکت و زایش است.



جشن ها به‌شکل اجتماعی ساخته می‌شوند و هر آسیب بر پویایی جامعه آنها را بی‌جان می کند

آیین‌های ایرانی جلوه‌ای از زیست مسالمت‌آمیز و خلاقانه ماست/ «یلدا» نشان افتخار و پویایی جامعه ایرانی است










مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، با تاکید بر اینکه آیین‌هایی چون یلدا، نوروز و سده حاصل تاریخ تمدنی و حافظه زنده فرهنگی ایرانیان‌اند، تصریح کرد: ثبت‌جهانی این آیین‌ها اقدامی ارزشمند برای صیانت از میراث فرهنگی ناملموس ایران و فرصتی راهبردی برای معرفی چهره تمدنی ایران به جهان و تقویت دیپلماسی فرهنگی و گردشگری است.

مقصود فراستخواه در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا، با تبریک فرارسیدن شب یلدا، اظهار کرد: آیین‌های ارزشمندی مانند جشن‌یلدا، جشن سده و نوروز، در بستر یک تاریخ تمدنی عمیق و حافظه فرهنگی پویا شکل گرفته و تا امروز استمرار یافته‌اند. حفظ و نگهداری این آیین‌ها ضرورتی انکارناپذیر است و ثبت‌جهانی آن‌ها، تلاشی قابل‌ستایش برای صیانت از این مواریث‌فرهنگی محسوب می‌شود.

وی با اشاره به ماهیت اجتماعی آیین‌های ایرانی افزود: مناسبت‌هایی مانند یلدا به‌شکل اجتماعی ساخته می‌شوند و در حقیقت روحی زنده‌اند که در تکاپو، زندگی و حیات ایرانیان تجلی می‌یابند. اگر این پویایی اجتماعی آسیب ببیند، این آیین‌ها به فرم‌هایی بی‌جان و تهی از محتوا تبدیل خواهند شد.

این استاد جامعه‌شناسی با تاکید بر پیوند ناگسستنی میراث‌فرهنگی ناملموس با زیست اجتماعی، تصریح کرد: این مواریث حاصل زندگی در جامعه‌اند و برای تداوم آن‌ها، خودِ زندگی باید در جریان باشد. باید در شهرها و در سطح جامعه شاهد برگزاری جشن‌ها و آیین‌ها باشیم تا این میراث زنده بماند.

فراستخواه ثبت‌جهانی یلدا را گامی مهم در معرفی ایران به جهان دانست و گفت: ما باید نشانه‌های فرهنگی خود را به دنیا معرفی کنیم. ثبت‌جهانی یلدا اقدامی قابل تقدیر است که می‌تواند در معرفی ایران، کاهش ایران‌هراسی و حتی جذب گردشگران خارجی نقش مؤثری ایفا کند.

وی با اشاره به پیشینه تمدنی ایران خاطرنشان کرد: ایران همواره پل ارتباطی فرهنگ‌ها بوده و مبادلات فرهنگی گسترده‌ای با جهان داشته است. تداوم یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بشری تا امروز، خود گواه این واقعیت است و آیین‌هایی مانند یلدا، نماد فرهنگ غنی و تاریخی ایرانیان‌اند.

عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی با تاکید بر زیست خلاق و هم‌گرای ایرانیان با جهان، افزود: حفظ زیستن خلاق، مسالمت‌آمیز و هم‌گرایی با دنیا می‌تواند به معرفی بهتر این مواریث ارزشمند کمک کند. این آیین‌ها برای ایران نشانه قدمت، تمدن و زیست زیبا هستند. ایرانیان نشان داده‌اند که صلاحیت زیستن دارند و یلدا در حقیقت نشان افتخار ما است.

فراستخواه با هشدار نسبت به تضعیف پویایی اجتماعی گفت: اگر پویایی در جامعه ایران آسیب ببیند، این سنت‌ها روح خود را از دست خواهند داد. در کنار ثبت‌جهانی، باید برای تبیین درست مفهوم ایران جهانی و جهان ایرانی، این مواریث را بیش از پیش معرفی کنیم تا تأثیرگذاری واقعی آن‌ها محقق شود.

این استاد دانشگاه نگاه سیاسی و تقلیل‌گرایانه به مواریث‌فرهنگی را تهدیدی جدی دانست و تصریح کرد: به میراث‌فرهنگی و آیین‌ها باید نگاه سیستمی داشت. این‌ها ظرفیت‌های تمدنی ما هستند و می‌توانند رنگین‌کمانی از معنا، تنوع و هم‌زیستی را به نمایش بگذارند که با جهان امروز سازگار است.

او همچنین بر ضرورت آشنایی نسل نوجوان و جوان با میراث‌فرهنگی ناملموس تاکید کرد و گفت: برخی سیاست‌ها از زندگی واقعی فاصله گرفته‌اند. باید روح این مواریث در قالب بسته‌های فرهنگی و اجتماعی بازتعریف و معرفی شود. آیین‌هایی مانند یلدا باید در بستر جامعه و محله‌ها، از طریق سمن‌ها و گروه‌های محلی، به مردم شناسانده شوند. بازگشت به زندگی محله‌محور یک ضرورت فرهنگی است.

فراستخواه در پایان با اشاره به پیوند عمیق آیین‌های ایرانی با طبیعت اظهار کرد: آیین‌هایی مانند نوروز و یلدا، جلوه‌ای از طبیعت‌گرایی اشراقی در فرهنگ ایرانی‌اند. نوروز ما با طبیعت معنا می‌یابد و در آیین‌های ایرانی، روح احترام به طبیعت جاری است. ایرانیان با طبیعت زندگی می‌کردند و از آن الهام می‌گرفتند؛ این ارزش‌ها بسیار گران‌سنگ‌اند و باید بیش از پیش به آن‌ها توجه شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1404092902284
 دبیر مهدی نورعلی

کار به صورت اجتماعی ساخته می شود

کار؛ سازه ای اجتماعی است

پوشه شنیداری بحث مقصود فراستخواه

در رویداد از کار تا کارستان

چهارشنبه 12 آذر 1404

هتل قلب تهران

در کانال تلگرامی

https://t.me/mfarasatkhah/2568

سهم سرمایه خانوادگی در توانمندی بخش خصوصی مولد ایران و آثار توسعه‌ای آن


متن سخنرانی دکتر مقصود فراستخواه در بخش ویژۀ دومین همایش ملی کسب‌وکارهای خانوادگی


دومین همایش ملی کسب‌وکارهای خانوادگی که در 25 آذرماه، در سالن همایش‌های اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، در بخش ویژۀ خود شاهد سخنرانی دکتر مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز برجسته بود، که در سخنانی تحت عنوان «سهم سرمایۀ خانوادگی در توانمندی بخش خصوصی مولد ایران و آثار توسعه‌ای آن»، ملاحظات خود دربارۀ اهمیت اجتماعی سنت کسب‌وکار خانوادگی را با حاضران در میان گذاشت. آنچه در ادامه می‌خوانید گزارشی از این سخنرانی است.

اجازه بدهید بحثم را از یک پرسش بنیادین آغاز کنم: وقتی از توسعه سخن می‌گوییم، دقیقا از چه چیزی حرف می‌زنیم؟ اگر با الهام از اندیشه‌هایی مانند آمارتیاسن به توسعه نگاه کنیم، توسعه نه صرفا رشد اقتصادی و نه انباشت عددی ثروت است، بلکه فرایندی است پایدار و تجمعی در جهت افزایش قابلیت‌های انسانی، اجتماعی و نهادی. توسعه یعنی توانمندتر شدن انسان‌ها و جامعه برای انتخاب، کنش، خلاقیت و زندگی شایسته‌تر.

اما در روایت‌های مسلط توسعه در ایران، یک «نقطه کور» جدی وجود دارد؛ و آن نادیده گرفتن قابلیت‌های کسب‌وکاری و نهادی‌ای است که در دل نهادهای اجتماعی بومی، به‌ویژه خانواده و خاندان، شکل گرفته‌اند. امروز می‌خواهم درباره همین نقطه کور صحبت کنم: سهم سرمایه خانوادگی در توانمندی بخش خصوصی مولد ایران و آثار توسعه‌ای آن.

در روایت غالب، توسعه‌نیافتگی ایران اغلب با مفاهیمی چون استبداد تاریخی، سیطره دولت، مداخله شرع حکومتی، ضعف بورژوازی و وابستگی به مسیر توضیح داده می‌شود. این روایت، که ریشه‌هایی در نظریه‌های نهادگرایانه مانند آثار داگلاس نورث دارد، بر این تأکید می‌کند که نهادهای رسمی، قواعد بازی و ساختار قدرت، امکان شکل‌گیری کنشگران اقتصادی مستقل و مولد را محدود کرده‌اند. بی‌تردید این روایت بخش مهمی از واقعیت را توضیح می‌دهد، اما همه واقعیت را نه.

در کنار این روایت، یک روایت دوم نیز وجود دارد؛ روایتی که کمتر شنیده شده است. این روایت می‌پرسد: اگر جامعه ایرانی فاقد هرگونه قابلیت نهادی و اجتماعی بوده، پس چگونه توانسته است در شرایط ناصلح، در تهاجمات پی‌درپی، در فروپاشی‌ها و بحران‌ها، دوام بیاورد و حتی حیات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود را بازتولید کند؟ پاسخ این پرسش ما را به نهادهایی می‌برد که گرم، اجتماعی و ریشه‌دار بوده‌اند؛ نه سرد و صرفا قراردادی. یکی از مهم‌ترین این نهادها، خانواده و خاندان است.

خاندان در تاریخ ایران، صرفا یک واحد زیستی یا خانوادگی به معنای محدود امروزی نبوده است. خاندان یک نهاد اجتماعی گرم بوده است؛ نهادی که سرمایه آن فقط مایملک و دارایی مادی نبود. سرمایه خانوادگی شامل زیست‌نامه، هویت، خاطره و داستان، روابط گرم، سرمایه عاطفی، سرمایه نمادین و شبکه‌ای از اعتماد، پیوند، مشارکت و ضمانت‌های اخلاقی و اجتماعی بوده است. این‌ها همان سرمایه‌های اجتماعی و ارتباطی‌اند که کنش اقتصادی را ممکن، پایدار و معنادار می‌کنند.

اگر به تاریخ اصناف و پیشه‌ها در ایران نگاه کنیم، می‌بینیم که علی‌رغم محدودیت‌های سیاسی، اشکال متنوعی از سازمان‌یابی حرفه‌ای و صنفی وجود داشته است. پژوهش‌های تاریخی، از دوره ساسانی تا قرون میانه اسلامی، شواهدی از وجود اصناف، پیشه‌وران، عیاران و اهل فتوت به دست می‌دهند. این تشکل‌ها همیشه به اندازه گیلدهای اروپایی خودگردان و مستقل نبوده‌اند، اما کاملا هم فاقد هنجار، اخلاق حرفه‌ای و نظم درونی نبوده‌اند.

فتوت‌نامه‌ها، آیین‌های تشرف صنفی و روایت‌هایی که از بازارها در سفرنامه‌هایی مانند ناصر خسرو و ابن بطوطه آمده، نشان می‌دهد که بازار ایرانی صرفا محل مبادله اقتصادی نبوده است. بازار یک فضای اجتماعی، اخلاقی و ارتباطی بوده؛ جایی که حرفه، هویت، دیانت، جوانمردی و معیشت به هم گره می‌خورده‌اند. حتی جریان‌هایی مانند ملامتیه، که بر کار و حرفه داشتن تأکید می‌کردند، نوعی زهد فعال و دنیوی را ترویج می‌دادند؛ چیزی شبیه به آنچه بعدها در اخلاق پروتستانی در غرب مشاهده شد، هرچند فرصت نهادی رشد مشابه نیافت.

اما آنچه می‌خواهم برجسته کنم، نقش پیوند اصناف و فعالیت‌های اقتصادی با نهاد خاندان است. بسیاری از این کنش‌های اقتصادی در بستر خانواده‌ها شکل می‌گرفتند. خانواده‌ها حامل حافظه، اعتبار، مهارت، سرمایه و شبکه‌های اعتماد بودند. تاجر، پیشه‌ور یا صنعتگر، تنها به نام فردی خود متکی نبود، بلکه به نشان و اعتبار خاندانی‌اش تکیه می‌کرد.

این الگو را اگر در مقیاس تاریخی وسیع‌تری ببینیم، نقش خاندان‌های ایرانی در حفظ تداوم نهادی و اجتماعی ایران آشکارتر می‌شود. ایران در طول تاریخ خود بارها در معرض تهاجم خارجی قرار گرفته است: از آشوریان و اسکندر تا اعراب و مغولان و بحران‌های دوران معاصر. در بسیاری از این مقاطع، این خاندان‌ها بودند که با نوعی عقلانیت سازگارانه و خلاق، امکان ادامه زندگی، اداره امور و بازسازی را فراهم کردند.

خاندان‌های دهقانان، حکیمان خسروانی، و نجبای ایرانی، در تولید، تجارت، دانش، سیاست و اداره کشور نقش‌آفرین بودند. خاندان‌هایی مانند نوبخت، برمکی، بلعمی، سهل، جوینی و بعدها خاندان‌هایی چون امین‌الضرب، فراهانی و فروغی، در مرز میان دولت و جامعه، نقش واسط ایفا کردند. آنها نهاد وزارت، دیوان‌سالاری، حمایت از علم و فرهنگ و حتی سرمایه‌گذاری‌های مولد را پیش بردند.

برای نمونه، خاندان جوینی در دوره مغول، با وجود شرایط بسیار سخت، توانستند زیرساخت‌ها را حفظ کنند، کاریزها و نهرها را سامان دهند، از دانشمندان و هنرمندان حمایت کنند و بار مالیاتی را از دوش تولیدکنندگان بردارند. این کنش‌ها صرفا اعمال فردی نبود؛ برآمده از سرمایه‌های خاندانی، شبکه‌های اعتماد و نوعی تعهد به ثبات و صلح اجتماعی بود.

در دوره‌های متأخرتر نیز، با نزدیک شدن به عصر مشروطه، شاهد ظهور خانواده‌های تجاری و صنعتی هستیم که حامل نوعی تخیل کسب‌وکاری بودند. افرادی مانند محمدحسن خان امین‌الضرب، نه فقط تاجر، بلکه کنشگر مرزی میان سنت و مدرنیته بودند؛ آشنا با دانش و فنون جدید، و علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری مولد در صنایعی چون راه‌آهن و تولید صنعتی.

نکته مهم این است که این کنشگران اقتصادی، عمدتا در دامان خانواده رشد کردند. خانواده، بستر یادگیری، انتقال تجربه، شکل‌گیری اعتماد و تحمل ریسک بود. حتی در آستانه مشروطه، شکل‌گیری نهادهایی مانند مجلس وکلای تجار، ریشه در همین شبکه‌های خانوادگی و صنفی داشت. در نخستین مجلس، بخش قابل توجهی از نمایندگان، نمایندگان اصناف و گروه‌های حرفه‌ای بودند.

از این منظر، می‌توان گفت که کنش اقتصادی در ایران، بیشتر از آنکه صرفا ابزاری و قراردادی باشد، ماهیتی ارتباطی و اجتماعی داشته است. به زبان جامعه‌شناختی، جامعه ایرانی بیشتر به سوی «جماعت» یا Gemeinschaft متمایل بوده تا Gesellschaft؛ بیشتر گرم، عاطفی و مبتنی بر پیوندهای چهره‌به‌چهره، تا سرد و کاملا رسمی. این ویژگی هم محدودیت‌هایی داشته و هم ظرفیت‌هایی.

مسأله امروز ما این نیست که به گذشته بازگردیم یا آن را رمانتیک کنیم. مسأله این است که این سرمایه‌های نهادی و اجتماعی را بشناسیم و آگاهانه بازسازی و تقویت کنیم. تجربه ملت‌هایی که توانسته‌اند از وابستگی به مسیر عبور کنند، نشان می‌دهد که توسعه زمانی ممکن می‌شود که جامعه بتواند از سرمایه‌های تاریخی خود یاد بگیرد، اما اسیر آنها نماند.

قابلیت‌های حرفه‌ای، خلاقیت کنشگران، سازمان‌یابی، تشکل‌ها، نوآوری و یادگیری، همگی متغیرهایی هستند که می‌توان بر آنها اثر گذاشت. در این میان، توجه دوباره به سرمایه‌های خانوادگی و نقش آنها در تقویت بخش خصوصی ملیِ مولد و باکیفیت، اهمیت ویژه‌ای دارد.

اگر خانواده را نه صرفا یک واحد مصرفی، بلکه یک نهاد اجتماعی مولد ببینیم؛ اگر سیاست‌گذاری‌ها به جای تضعیف اعتماد و ابتکار، این سرمایه‌ها را تقویت کنند؛ و اگر بخش خصوصی را در پیوند با اخلاق، مسئولیت اجتماعی و ریشه‌های فرهنگی‌اش بفهمیم، آنگاه می‌توان افق تازه‌ای برای توسعه در ایران گشود.

در پایان تأکید می‌کنم: توسعه، پیش از آنکه پروژه‌ای صرفا اقتصادی یا دولتی باشد، یک فرایند اجتماعی است. و در جامعه‌ای مانند ایران، خانواده و خاندان، یکی از کلیدی‌ترین بازیگران این فرایند بوده‌اند و می‌توانند همچنان باشند؛ به شرط آنکه آنها را ببینیم، بشناسیم و هوشمندانه توانمندشان کنیم.

در صفحه انجمن ترویج کسب وکارهای خانوادگی :

https://fbpa.net/%d8%b3%d9%87%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-

%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%ae%d8%b5/


خانواده های کارافرین؛ پای کار ایران


دومین همایش ملی کسب‌وکارهای خانوادگی

خانواده های کارافرین؛ پای کار ایران

أصفهان، ۲۵ آذرماه ۱۴۰۴


تئوری کنشگران مرزی وباقی قضایای جامعه شناسی در ایران

دکتر علیرضا بهتویی استاد جامعه شناسی  دانشگاه سودرتورن سوئد در گفتگوی با دکتر عباس نعیمی‌جورشری جامعه‌شناس از تئوری کنشگران مرزی می گوید  وباقی قضایای جامعه شناسی در ایران ؛ در اینجا:

اینجا

https://ensafnews.com/622988/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%D9%87-1-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/

عباس نعیمی‌جورشری، جامعه‌شناس و علیرضا بهتویی، استاد دانشگاه سودرتورن سوئد در گفت‌وگویی به میزبانی انصاف نیوز به بررسی چالش موقعیت علوم اجتماعی در ایران پرداختند.

این گفت‌وگو نخستین قسمت از «اپیستمه»، گفت‌وگو‌هایی برای درباره‌ی دانایی، قدرت و نقد اجتماعی است.

در گفت‌وگو میان آقایان نعیمی‌جورشری و بهتویی از وابستگی نهاد دانشگاه به قدرت، نگاه جامعه به علوم اجتماعی در گذشته و حال، نظام ارزیابی علمی استادان دانشگاه و اثر آن بر عملکرد جامعه‌شناسان سخن به میان آمده است.

علیرضا بهتویی با نام بردن از مقصود فراستخواه، سارا شریعتی، عرفان قانعی‌راد، نعمت‌الله فاضلی و آنها را به عنوان جامعه‌شناسانی معرفی کرد که با وجود موانع موجود کار خود را پیش می‌برند.

به گفته‌ی او تئوری «کنشگران مرزی» آقای فراستخواه کار تازه‌ای به نظر می‌آید.

او با اشاره به فعالیت‌های سعید مدنی تاکید کرد جای فردی مثل او زندان نیست و اتفاقات در فضای آزاد است که می‌توان دیدگاه‌های متفکران را نقد کرد.

این استاد دانشگاه سودرتورن سوئد با انتقاد از اخراج و یا ستاره‌دار کردن دانشجویان در سال‌های قبل فعالیت‌های محمد فاضلی در تولید پادکست را ستود و گفت این جامعه‌شناس با چنین اقداماتی توانسته است موضوعی جامعه‌شناسی را برای مردم روی میز بگذارد.

عباس نعیمی‌جورشری، مدیر گروه جامعه‌شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران نیز در این گفت‌وگو با نقد برخی دیدگاه‌های مطرح شده از سوی بهتویی گفت وابستگی نهاد دانشگاه به ساختار سیاسی و اداری و همچنین نظام ارزیابی علمی حاکم بر دانشگاه‌ها را مانعی بر سر فعالیت‌های جامعه‌شناسان دانست

در آپارات

https://www.aparat.com/v/uqxh898

 

 

جامعه‌شناسی در ایران«فایل صوتی کامل»

جامعه‌شناسی در ایران«فایل صوتی کامل»

در اینجا

https://t.me/mfarasatkhah/2544

 

نشست مجازی گروه جامعه‌شناسی معرفت، علم و فناوری انجمن جامعه‌شناسی ایران در ۱۸ آذر ۱۴٠۴

به مناسبت هفته علوم اجتماعی

بزرگداشت دکتر غلامحسین صدیقی

گفت‌وگوی پیام افشاردوست با:

تقی‌ آزاد ارمکی،

مقصود فراستخواه،

عبدالعلی لهسایی‌زاده

و اسمعیل خلیلی

 

درباره:

تاسیس جامعه‌شناسی در ایران

کانون‌های ابتکارات، انواع جامعه‌شناسی‌ها و دستاوردها

نقش جامعه‌شناسی در ایران: حوزه‌های مداخله و چالش‌ها

مسائل محوری: مهم‌ترین موضوعات و مسئله‌هایی که جامعه‌شناسان ایرانی را درگیر کرده است