X
تبلیغات
رایتل

مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی برای اطلاع رسانی دیدگاه ها و اطلاع یابی از ملاحظات خوانندگان

انقلاب، دین، مردم و ارزیابی عملکرد سه دهه گذشته ما

گفتگوی سمانه معارف با  مقصود فراستخواه؛ بهمن 93 :

* در زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران، ما با دو دسته از دینداران مواجه بودیم؛ مومنانی که به صفوف مبارزه علیه رژیم گذشته پرداختند و حامی انقلاب بودند و دینداران و مومنانی که سکوت کردند یا همراه انقلاب نبودند. چرا نگاه دینداران جامعه ایران به مقوله انقلاب با هم متفاوت بود؟

فراستخواه: نباید دین را به این یا آن ایدئولوژی سیاسی  فروکاست ، حال این ایدئولوژی هرچه باشد: سوسیالیسم یا  لیبرالیسم یا  ناسیونالیسم و یا بنیادگرایی. به نظرم انقلابی بودن و انقلابی نبودن، دو گرایش سیاسی است که ربطی به دین ندارد. کسانی می خواهند جامعه را تغییر انقلابی دهند،کسانی هم می خواهند با روش اصلاحات کار بکنند ، هردو دسته ممکن است دیندار یا غیر دینی باشند. بنابراین در یک تحلیل منطقی چهار دسته می شود : بعضی از دینداران انقلابی هستند و بعضی از دینداران انقلابی نیستند، بعضی از غیر دینداران انقلابی هستند و بعضی از غیر دینداران انقلابی نیستند. دیندار ان و غیر دینداران ،  ممکن است در مشی سیاسی خود  محافظه کار، لیبرال منش و معتقد به اصلاح و تغییرات مسالمت آمیز قانونی باشند. من معتقدم نباید دین را به یک ایدئولوژی سیاسی خاص فروکاست؛ دین باید در قلمرو خاص خود بماند چرا که ایدئولوژی ها می آیند و می روند و تغییراتی در آنها صورت می گیرد، اما غایات و گوهر معانی دینی مربوط به حیات روحی و معنوی انسان و همچنین مربوط به ارزش های پایه ای بنیادین اجتماعی است. برخی ارزشها وآموزه های اجتماعی در دین نیز نباید به این یا آن ایدئولوژی احاله شود. مثلا ما می گوییم دین مان  الهام بخش عدالت است، اما این عدالت لزوما در سوسیالیسم نیست، نمی توانیم بگوییم عدالت لزوما یعنی همان سوسیالیست و کمونیست. زیرا ممکن است کسی بخواهد عدالت را از طریق یک جامعه آزاد بازار دنبال کند.  لذا او  به این مساله معتقد می شود که اگر در جامعه رقابت، اشتغال و آزادی سرمایه به وجود آید، از طریق رشد سرمایه داری، شغل ها افزایش پیدا می کند و سپس توسعه و رونق به وجود می آید و به طور طبیعی عدالت به کل جامعه انتشار پیدا می کند؛ ممکن است من شخصا  عدالت را با این روش  قابل حصول ندانم  و  روش های دیگری دنبال بکنم، پس عدالت به عنوان یک آموزۀ دینی نباید به یک ایدئولوژی فروکاسته شود؛ چه سوسیالیسم وچه لیبرالیسم.  به نام  عدالت می تواند، ایدئولوژی های مختلفی وجود داشته باشد.  اما دین با همان زبان خاص تربیتی  ومعنوی  واخلاقی خود می گوید به عدالت رفتار کنید  اما نمی گوید لزوما  با  کدام ایدئولوژی سیاسی. دین می خواهد ارزش های بنیادین و غایی زندگی و حیات روحی انسان را تعالی دهد. از سوی دیگر نکته مبتابه جامعه ما این است که چنین القا می شود  که هر کس به مسایل و ایدئولوژی های سیاسی دولت  دینی، نقدی داشته باشد، محکوم به ضد دینی بودن است!! مشکل دولتی شدن دین همین است. می بینید حتی دینداران هم آزادی و حقوق خود را از دست می دهند، چه رسد به غیر مذهبی ها. بنابراین معتقد بودن به اینکه دین آموزه های اجتماعی دارد به معنای برهم زدن روال های منطقی یک زندگی عمومی دموکراتیک و گفت وگوی مدنی و مسالمت آمیز و خرد جمعی نیست. اجازه بدهید مثالی از این آموزه های اجتماعی عرض بکنم. گوهر معنوی  دین بنا به درک بنده ، احترام به انسان ها به عنوان عالی ترین تجلیات الهی ست، بنابراین در زندگی اجتماعی خود برای انسان ها احترام قائل می شوم . حالا هر ایدئولوژی هم وجود دارد که برای انسان ها به نحوی  احترام قائل می شود، آن ایدئولوژی را می پسندم. مثال دیگر این است که دین الهام بخش عدالت  است، باید به فکر گرسنگان و فراموش شده ها بود. آیا عدالت و احترام گذاشتن به انسان ها یک مفهوم اجتماعی نیست؟! بنابراین دین دارای ارزش ها و تعالیم اجتماعی  است، اما این نباید به دست دولت و در انحصار دولت و ابزار دست دولت باشد.

* انقلاب ایران یک حرکت سیاسی و دینی بود. آن نوع دینداری و نگاه دینی که منجر به انقلاب اسلامی ایران شد، چگونه نگاهی بود؟

فراستخواه: در آن دوره از انقلاب ایران، اقبالی عمومی فراهم شد؛ اکثر مردم علاقه مند به تحول شدند، با این انقلاب همراهی کردند و حتی دین را به عنوان یک عامل مهم و کمک دهنده به تحول خواهی  وآزادی خواهی وعدالت خواهی دانستند  و آن را  به عنوان یک مفهوم مرکزی به رسمیت شناختند، به تعبیر دیگر در آن دوره اکثریت مردم هم انقلاب و هم اسلامی بودن ومعنوی بودن واخلاقی بودن  این انقلاب را پذیرفتند. به هر حال این انقلاب با مشارکت همه گروه های اجتماعی ایران اعم از چپ، لیبرال و ملی و مذهبی و همچنین به کمک روحانیان و مراجع و با سهم مؤثر باورهای دینی مردم و کمک گروه های مذهبی و همچنین با مفاهیمی مانند شهادت و در راه خدا مبارزه کردن، به پیروزی رسید؛ به نظر من برخی عملکردهای بعدی بود که مساله را در ابعاد مختلف مخدوش کرد.

* منظورتان چه عملکردی از سوی چه کسانی است؟

فراستخواه: برخی از کسانی که مدیریت های بعدی را به عهده گرفتند، اگر در مواردی گرفتار انحصارگرایی نمی شدند و با مردم مهربانانه تر رفتار می کردند، با سبک زندگی مردم و تنوع های جامعه و حتی تنوع های گروه های سیاسی دیگر، رفتار مسالمت آمیز، آزادمنشانه و مهربانانه ای در پیش می گرفتند و یک گروه یا جناح سیاسی نمی خواست  تک سالاری و تک روی کند، طبیعی بود که همراهی می توانست همچنان با قوت وشکوه ابتدای انقلاب ادامه پیدا کند که در این صورت می توانستیم رونق و شکوفایی بیشتری و پیشرفت های بسیار بهتری را داشته باشیم. اگر در مقاطعی شکاف ها و تعارضاتی به وجود آمد، بیشتر به این دلیل بود که تعدادی از گروه ها می خواستند بر گروه های دیگر تسلط پیدا کنند و چندان حاضر به گفت وگوی مسالمت آمیز با یکدیگر نبودند.

* در جامعه امروز ایران، دیدگاه های متفاوتی درباره میزان تأثیرگذاری انقلاب اسلامی بر تقویت باورهای دینی نسل های بعد از انقلاب وجود دارد، انقلاب اسلامی بر باورهای دینی نسل ها چه تأثیری داشته و در آینده چه تأثیراتی خواهد داشت؟

فراستخواه: در این مورد، نگوییم عملکرد «انقلاب اسلامی» بلکه بگوییم عملکرد مسوولان در جمهوری اسلامی. عملکرد دولت ها، مسوولان و مقامات جمهوری اسلامی در دوره های مختلف، در خصوص امر دینی متفاوت و گاهی متعارض و متناقض بود. از یک سو اقداماتی انجام داده  اندکه از نوع ترویج، تبلیغ و اشاعه دین است و از طرف دیگر در مواردی با عملکرد خود، سرخوردگی ها و وازدگی هایی را به وجود آورده اند. در جامعه ما  انواعی از دین گرایی و اسلام خواهی اشاعه یافت که توام با خشونت و دگرستیزی بود، اینها در جامعه تنش و مشکل ایجاد می کرد. در نتیجه من تصور می کنم عملکرد برخی مسوولان به دلیل بعضی رفتارهای انحصارگرایانه و یک جانبه و نپذیرفتن کثرت و تنوع، به ضرر دین تمام شد.

بخشی از زندگی نوجوانی و جوانی من قبل از انقلاب بود و می توانم تجربه شخصی خود را بگویم که قبل از انقلاب دیکتاتوری و خودکامگی بود وبه همان دلیل انقلاب کردیم، اما تمامیت خواهی نبود، یعنی هیچ وقت حکومت در عقاید ما دخالت نمی کرد، من که دانشجو بودم فقط از نظر سیاسی کنترل می شدم نه از جهت عقاید دینی.  در حالی که بعد از انقلاب گرایشی به وجود آمد و وجود دارد که می خواهد عقاید دینی جامعه را نیز کنترل  کند.

در نتیجه ی چنین رفتاری، حتی برخی گروه های دینی خود را در بیان مسایل دینی و انجام اعمال دینی آزاد ندیدند، چه رسد غیر مذهبی ها.  چنین وضعی مطمئنا نمی تواند  ، نظم رضایت بخش وپایداریا باشد. انقلاب اسلامی به عنوان یک خواست عمومی در جهت تحول، آزادی، استقلال و  عدالت و در جهت این بود که مردم می خواهند در سرنوشت اجتماعی و سیاسی خود دخیل باشند و از کشورهای خارجی مستقل شوند، پیشرفت  مادی  ومعنوی کنند و آزاد باشند. خواسته مردم هنوز هم می تواند باشد و آزادیخواهی هیچ لطمه ای به دینداری مردم نمی زند و مشکلی با دین ندارد.

در آن دوره عده ای قائل  به  وطن، ملیت و انسانیت وعده  کثیری هم علاوه بر اینها قائل به یک حقیقت ماورایی و متعالی و امر الوهی  بودند . این دسته کثیر  اعتقاد داشتند باید برای رضای خدا به مردم کمک کرد و برای عدالت اجتماعی و آزادی مردم تلاش و جان فشانی کرد اما  برخی نیز عمدتا  یک نوع نگاه ملی داشتند و به خاطر ایران در پای انقلاب حاضر به جان فشانی شدند؛ در نتیجه هر دو دسته دینی و غیر دینی در این انقلاب سهیم بودند؛ چپ ها، مارکسیست ها، ملّی ها و مذهبیون. خود مذهبی ها نیز متنوع بودند گروهی از مذهبی های نوگرا، روشنفکر و نواندیش و گروهی دیگر سنتی و حتی اصولگرا بودند. من معتقدم در جامعه اصولگرایان، بنیادگرایان و کسانی که دیدگاه های بسیار اصولگرایانه مذهبی دارند، نیز باید مشارکت کنندو دیدگاه هایشان را بیان کنند، همانطور که در آستانه انقلاب همه جریان ها از جمله روشنفکران مذهبی و ملی، چپ ها، سنت گرایان و اصول گرایان حضور داشتند و ائتلاف کردند. جان فوران در کتاب «ائتلاف شکننده» خود، مشکل ایران را این می داند که  هر از چند گاهی ائتلاف هایی نا پایدار و شکننده  در جهت رهایی، پیشرفت و توسعه به وجود می  آمد اما  این ائتلاف ها  شکننده بود واین منجر به تعارض، اختلافات، فرقه گرایی و واگرایی های تازه می شود.

* چه عواملی در از بین رفتن ائتلاف ها و رشد تعارضات و فرقه گرایی ها دخیل هستند؟

فراستخواه: یکی از عوامل، اصرار برخی از گروه ها به فزون خواهی است. برخی از گروه ها می خواهند تنها ایدئولوژی خودشان مسلط باشد و حاضر به گفت وگوی آزادمنشانه و بازی منصفانه  با ایدئولوژی های دیگر نیستند.، ما تا وقتی سبک زندگی یکدیگر را نپذیریم، مدام با یکدیگر کشاکش مخرب خواهیم داشت.

در ترکیه دینداران با جامعه عرفی همراهی کردند، تنوعات جامعه را در یک سطحی پذیرفتند و در نتیجه اکنون می توانند نسبتا موفق تر  از نظائرخود در ایران پیش روند، بخشی از مشکلات ترکیه را حل می کنند و پیشرفت هایی  را در این کشور تجربه می کنند، اما وقتی در یک جامعه ای اصرار بر یک فکر، حزب، جناح،  یک قرائت و درک از دین و همچنین ایدئولوژی مذهبی خاصی به عنوان ایدئولوژی رسمی و اجباری به وجود می آید، موجب می شود تعارضات ویرانگر وبیگانکی به وجود بیاید و پیشرفت آنطور که باید و شاید صورت نگیرد، واقعا جامعه ایران لایق این بود که بعد از این سی سال پرهزینه ، حداقل پیشرفت بیشتری داشته باشد. می بینیم کشورهایی چون کره جنوبی و حتی ترکیه در مواردی زیاد از ما جلو تر هستند. ایران سرزمینی است که تاریخ و  ملت و فرهنگ بزرگی دارد، دین اسلام نیز  در نوع خود ظرفیت های بسیار خوبی دارد؛ معتقدم مردم ایران لایق یک زندگی بهتر و آبرومندانه تری هستند.

* در مواردی که پیشرفت مناسب نداشته ایم اشکال کار از دیدگاه شما کجاست ؟

فراستخواه: یکی از دلایلی که نتوانستیم زندگی بهتر داشته باشیم از دست دادن فرصت هاست. در برخی از مسایل دچار هزینه های بسیار غیرعقلانی شدیم . حقیقتا درست نبود که  این هزینه ها را به سبب تنگ نظری، تحجر، فزون خواهی و یک جانبه گرایی و انحصارطلبی و افراطی گری بر این جامعه تحمیل  می کردیم. متأسفانه ملت خیلی هزینه داد  اما  به اندازه هزینه هایمان نتیجه نگرفتیم؛ هزینه ای که جامعه ایران برای دموکراسی، آزادی، تجدد، پیشرفت و تحول داده است، حتی کمتر از اروپایی ها نیست. به نظرم بخشی دیگر از این عقب ماندگی ناشی از عملکرد نادرست برخی مسوولان و اصرار برخی گروه های سیاسی با ظاهر یا با عنوان مذهبی  بود  در تحمیل برداشت خودشان به عنوان یک روایت نهایی دینی بر جامعه.  ناشی از درست رفتار نکردن با جامعه،  ناشی از فزون خواهی ها و خودخواهی ها، منافع گروهی و جناحی و رانت ها، ریاست طلبی ها، جاه طلبی ها و تعصبات ایدئولوژیک و سیاسی   به قیمت نادیده گرفتن  مصلحت  مشترک ملی و منافع اجتماعی.

 

پیوند

http://shafaqna.com/persian/top-news/item/106665


                                                                  فایل پی دی اف را از اینجا دانلود می توانید بکنید 



تاریخ ارسال: دوشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 04:30 ب.ظ | نویسنده: م فراستخواه | چاپ مطلب
نظرات (4)
سه‌شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1393 08:06 ق.ظ
مهدی قنبرنیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام و احترام
مثل همیشه خوب و آموزنده بود. مفهوم دین خوب بودن و انسان بودن است می توانیم در کنار هم به خوبی زندگی کنیم و پیشرفت داشته باشیم اما مصداق دین که ما هستیم مشکل ایجاد میکنیم و این برداشتهای یک طرفه و تفسیر به رای ها مشکلاتی پدید می آورد به امید خوب بودن و پیشرفت ایران عزیز
پاسخ:
با سلام وآرزوی موفقیت برای آن دوست عزیز وهمکار محترم
سه‌شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1393 08:43 ب.ظ
دواجی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام و شکوفایی
تقریبا اشاراتی بود بر آنچه در این سه دهه ی پر تلاطم برما رفت و ایکاش بشود هرکسی به فراخور حالش این گفتگوی فشرده را بسط دهد شاید کلاسی باشد بسیار نافع برای نسل حاضر که می خواهد "چه باید کرد" هارا پاسخ مناسب دهد وحقیر آنرا به سه دوره ی اینچنینی تقسیم کرده ام :
دوره ی اول گذار از آرمان خواهی دینی وغیر دینی در قالب هایی چون عدالت طلبی ایدئولوژیک و صدور انقلاب.
دوره ی دوم شکست و وازدگی و ناکار آمدی جزمیت های درون بین ونیز جداسازی های پر هزینه ی تمامت خواهی.
دوره ی سوم دوره ی هشیاری ورشد اندیشه ورزی با محوریت اخلاق وتحمل عقاید مخالف توام بود . درست است که به لحاظ اقتصادی رشدی حتی متوسط هم نداشتیم اما شاخص های رشد وبالندگی طیف های وسیعی از مردم نشان از فردایی روشن دارد .....
سینه ی گرمتان آکنده از عطر بهاران باد استاد عزیز. دواجی اصل
پاسخ:
سلام دوست با حس وحال و با اندیشه
ومننون از بیانات روشنگر
م-ف
پنج‌شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1393 09:56 ب.ظ
خلیل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام،

گرچه برای ملت گران تمام شد اما برای منادیان دین مفت تمام شد.
پاسخ:
سلام وممنون از اظهار نظر
جمعه 1 اسفند‌ماه سال 1393 08:42 ب.ظ
مهناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام استاد عزیز........
مثل همیشه دیدگاه ارزشی شما ، منسجم و عالمانه است..
فکر می کنم برخی رویکردها مثل عمر انقلاب ها نیز در بروز این دیدگاه نیز اثر دارد....
هرقدر از اوج به این روزها رسیدیم، تفکرات نسل قدیم و جدید همگرایی خود را از دست داده است و گسست فکری اندیشه ها زیادتر و در تقابل قرار گرفتند... گرچه برخی خود را صاحب انحصاری این انقلاب میدانند!
دیدگاه مخالف را سرکوب کردن و نشنیدن حرفها نمیتواند ، حق ترین دیدگاه دینی و مذهبی را اثبات کند.....
گرچه انقلاب ایران منجر به "حکومت اسلامی" شد... مردم انتظار بسیار از مسئولین دارند و لاجرم هر خللافی در اداره این حکومت ظلم به اسلام خواهد بود........

به امید ظهور تنها منجی بشریت......
پاسخ:
سلام بر دوست وهمکار عزیزم وممنون از بیان دیدگاه های تان
م-ف
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد