مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

قواعد نهادی آزموده شده در تجربه مشروطه ایرانی


هفته بزرگداشت مشروطه

عنوان بحثی از فراستخواه :

قواعد نهادی آزموده شده در تجربه مشروطه ایرانی

 کتاب شهر تبریز، 13 مرداد 1402 ساعت هفت عصر

مشروطه ومردم

در خانه توسعه آذربایجان 

چهارده مرداد 1403

صلح سازی عاملان وساختارهای مرزی در ایران

در یوتیوب


https://www.youtube.com/watch?v=p7WvYaDVUYg

https://www.youtube.com/watch?v=p7WvYaDVUYg



در آپارات

فایل تصویری


https://www.aparat.com/v/xrmb6y7


فایل صوتی در این جا:

https://t.me/mfarasatkhah/1778

همایش «گفتمان صلح و دولت آینده در ایران»؛

مقصود فراستخواه: صلح فقط نبود جنگ نیست، بلکه نبود بی عدالتی، سرکوب و خشونت است/ صف آرایی های مکرر قهرمان ها و ضد قهرمان ها به خرج مردم کسالت بار شده است/ کنشگران مرزی می توانند عاملان صلح ساز باشند


 به گزارش جماران در اینجا :

اینجا

 «انجمن علمی مطالعات صلح ایران» و «خانه اندیشمندان علوم انسانی» عصر روز سه شنبه دوم مرداد ماه میزبان همایش علمی تخصصی «گفتمان صلح و دولت آینده در ایران» بود. به گزارش خبرنگار جماران، مقصود فراستخواه، استاد موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی و صاحب نظریه کنشگران مرزی،  در این همایش سخنرانی خود را ذیل عنوان «سیاست ورزی صلح آمیز ایرانی از منظر کنشگری مرزی» ایراد کرده و گفت:

در ابتدای سخنانم باید بگویم که صلح پایدار به معنای نبود جنگ نیست بلکه در مکتب رئالیستی صلح، صلح یعنی نبود بی عدالتی، نبود خشونت و سرکوب، نبود تبعیض و آپارتاید. از سوی دیگر ما در مباحث اجتماعی یک ساختار و یک عامل داریم. من به صلح از هر دو منظر نگاه می کنم.  به این معنا، صلح هم به عاملان صلح نیاز دارد و هم به ساختارهای صلح. کنشگران مرزی می  توانند عاملان صلح ساز باشند. من در ادامه بحث به ساختارهای صلح سازی که جامعه ایرانی از  منظر عملکرد مرزی و فضاهای مرزی نیاز دارد، اشاره می کنم.

یک فرض در کنش مرزی، بینانیّت و در میان بودگی است؛ حقیقت در میان است. دولت متولی حقیقت تمام نیست و قرار نیست دولت، تکلیف حقیقت را مشخص کند. حقیقت در میان دولت و جامعه تعریف شده و پیدا می  شود. اتفاقا مصلحت عمومی نیز در میان است. ترددها در میان ایوان جامعه و دیوان دولت، می تواند به تصمیمات و عملیات توسعۀ پایدار کشور، بهترین کمک ها را بکند و هزینۀ تغییرات را کاهش دهد. به نظر می رسد صف آرایی های مکرر قهرمان ها و ضد قهرمان ها(البته به خرج مردم و به خرج ایران) حقیقتا کسالت بار شده است.  ما باید از جنگ قهرمان ها و ضد قهرمان ها عبور کنیم.  ما به سیاست دوستی، سیاست گفت و گو و به توافق های اختلافی و اختلافات توافقی نیاز داریم که از طریق فضاهای مرزی و ابتکارات مرزی عاملان مختلف و اغلب معمولی(نه قهرمان و نه ضدقهرمان)،  بتوانند برای این جامعه خسته امکان سازی تازه کنند. اما چرا هنوز؛ هم حاکمان و هم مخالفان شان یکدیگر را به مشت و لگد مردمان حواله می دهند و به خرج مردم با یکدیگر می جنگند؟

بخشی از این عاداتِ سیاست ورزی خصمانه در ایران ریشه های هیجانی و احساسی و منفعتی دارد : خشم ها، نفرتها، عشقها، خشونتها، ستیزه جویی، عقده گشایی، انتقام، منافع، رانت ها، امتیازات و انحصارات. اما به نظر می رسد بخش بزرگ قضیه، از خطاهای شناختی ما ناشی می شود. پژوهش های میدانی  و دامنه دار «کاهنمن»، «تورسکی» و «اسمیت» طی چند دهۀ اخیر به این نتیجه رسیدند که بخش مهمی از مشکلات ما انسانها و جوامع، ریشه در توهمات شناختی ما دارد.  تداعی های خود به خودی شرطی شده ای که ما را به ادامۀ جنگیدن به جای مذاکره سوق می دهد.

ما شهوداتی داریم که نه شواهد کافی برای آنها هست و نه استدلالی معتبر. ولی مدام همین دست شهودات و تداعی ها در جامعه، در فضاهای عامه پسند، پوپولیستی و  در شبکه های اجتماعی رواج می یابد و مبنای عمل نسلی برای جنگیدن می شود. بعد متوجه می شویم اشتباه کردیم و به قول بعضی ها «گند زدیم»؛ اما دوباره نخبگانی می آیند و باز در جای بلند قهرمان ها و شهیدان می ایستند و دوباره به آن نوع مفروضات نیندیشیده و توهمات شناختی و تداعی های خود به خودی دامن می زنند که «عالیخانی» در  دهه پنجاه وابسته دستگاه است، «بازرگان» سازشکار است و فلانی وسط باز است و چه و چه و چه.  و باز به خطا و انواع توهمات ایدئولوژیک، منتظر می شویم که سوارانی بیایند و کار حکمرانی را یکسره بکنند و آن دموکراسی موعود پایان تاریخ را در این سرزمین نهایی بکنند.

 این در حالی است که جوامع در حال توسعۀ موفق نوپدید در منطقه، در آسیا، در آمریکای لاتین و در آفریقا، از همان فضاهای میانی و آستانه ای هوشمندانه و مبتکرانه استفاده می کنند، بر سر چیزهای نسبی گفت و گو و توافق می کنند و کار توسعۀ خود و مردم خود را با زبان فنی تر و کارشناسی تر پیش می برند.

اما آیا این فضاها و کنش های مرزی در ایران، فقط شکل غیر رسمی، حلقه ای ، جرگه ای و فردی دارد؟ می خواهم تأکید کنم بنا به مطالعۀ این دانش آموز، اصلا اینطور نیست. فضاهای مرزی هرچه نهادمند شوند بهتر است و این از طریق نهادهای واسط حرفه ای، صنفی و اختیارات محلی؛ نهادهای واسط مدنی، حزبی و رسانه ای؛  نهادهای واسط انجمن های علمی، فدراسیون ها، خانه ها، اتاق ها، صندوق ها، ان جی او ها، آی جی او ها، سی بی یوها؛ نهادهای واسط پژوهشی دور و بر دستگاه ها؛ کمیسیون ها و جلسات؛   دانشگاه ها و مراکز پژوهشی؛ حتی تفویض اختیارهای ساختاری در نظام اداری کشور؛ تقویت نظام های خبره و کارشناسی؛ نهادهای مشاوره ای، بازیگران آزاد، تولید متون و اسناد خاکستری؛ انکوباتورهای سیاست، کاتالیزورها، بروکرها، اجتماعات سیاست ساز و تصمیم ساز، کارآفرینان خط مشی که همه اینها می توانند جزو صورتهای نهادمند و سازمان یافتۀ کنش مرزی باشند.

کار دولت بعدی، تولید و توسعه این ساختارهای مرزی و صلح ساز، تولید این حلقه های وصل به شکل ساختارمند در جامعه است. اگر یکی از دوستانی که بنا دارد در چهار سال آینده کاری انجام بدهد از من سوال  کند که چه کنیم من می گویم که این ساختارها و نهادهای مرزی را ایجاد کنید و توسعه دهید. نهادهایی مانند:

نهادهای واسط حرفه ای: حرفه اگر تقویت شود خود این حرفه می تواند فضاهای مرزی ایجاد کند.

نهادهای صنفی و اختیارات محلی: ما اگر در مدیریت کشور اختیارات محلی  ایجاد کنیم، این اختیارات میان محل، منطقه، اقوام و دولت، فضای مرزی و گفت و گو و صلح و حل مشکلات ایجاد می کند.

نهادهای واسط مدنی ورسانه ای:  اینها نهادهای صلح  ساز مرزی می  توانند باشند.

نهادهای حزبیاگر نظام حزبی را در این سرزمین توسعه دهیم، برنامه هایی که توسط احزاب تعریف  و اجرایی می شود می تواند به واسطه ای میان دولت و جامعه تبدیل شود.

همه کارشناسان این سرزمین که در نظام دولتی هستند می توانند کنشگر مرزی باشند و مشکلات محله، شهر و مردم خود را به زبان کارشناسانه به مسؤولان ذی ربط منعکس و پیگیری بکنند؛ البته به شرطی که نظام خبره، مشاوره و کارشناسی  در نظام مدیریت کشور تقویت شود و اهمیت داشته باشد. ما مدیران با تجربه بسیاری داریم که رها می شوند و اساسا کسی به سراغ آنها نمی  رود و آنها می توانند به عنوان بازیگران آزاد به حاکمیت کمک  کنند.  واسطه های سیاست که در جهان هم شایع است می توانند واسطه اتخاذ سیاست های محنت زدا و توسعه سیاست هایی برای رفاه اجتماعی مردم و کاهش آلام اجتماعی مردم باشند. بخشی از جامعه ایران با وجود همه ناملایماتی که دیده باز اعتماد کرده و به یک دولت جدید فرصت تازه داده است. مسئولیت بسیار سنگینی بر دوش این ملت است که باید بتواند امانتدار خوبی هم باشد.

در کتاب «کنشگران مرزی»، نمونه هایی از تاریخ معاصر و تجربه شدۀ ایرانی مثل مهندس خانه، دارالتألیف، دفتر تنظیمات، مصلحت خانه، هیات صحیه، اتاق تجارت و مدارس و  مطبوعات با نام و  نشان ذکر شده است. در نهادی مانند «هیأت صحیه» گفته می شود که واکسن یک نرم بین المللی دارد و نگاه ایدئولوژیک نمی تواند باعث این شود که بخشی از مردم در یک بیماری فراگیر،  جان خود را از دست دهند. ما نباید از کنشگران مرزی قهرمان بسازیم و نباید به این قضیه فردی هم نگاه کنیم، بلکه باید به ساختارهای مرزی  ونهادمند شدن فضاهای مرزی  وامکان سازی برای ترددهای مرزی فکر بکنیم.

در ادامه کتاب، صفحه 47 به بعد بحث شده که حتی برخی کشورهای غیر دموکراتیک دورگه  با ابتکاراتی در نظام اداری شان توانسته اند فضاهای لایه ای، سطوح متخلخل و فضاهای آستانه ای تعبیه بکنند و از این طریق دولت شان ، لااقل دست چپ دولت، توسط کارکنان اجتماعی تر به متن جامعه و برخی مطالبات مردمان نزدیک شوند و گفت و گوهای کارساز برای توسعه و حق و حقوق مردم شکل بگیرد.

ما به عاملان صلح  و گفت وگو نیاز داریم و جامعه نمی  تواند فقط به ساختارهای موجود سپرده شود. ما به کنشگری ها و  امکان سازی های تازه و کسانی که راه های نرفته را بروند، نیاز داریم. ما همزمان به ساختارهای صلح ساز و حامی صلح و گفت و گو میان دولت و جامعه نیاز داریم.

 

گفتمان صلح ودولت آینده در ایران


همایش علمی - تخصصی

«گفتمان صلح و دولت آینده در ایران»

 

سه شنبه وچهارشنبه دوم و سوم مرداد ۱۴۰۳

از ساعت ۱۶ تا ۲۰.۳۰

 

تهران، خیابان استاد نجات اللهی، بوستان ورشو، تالار فردوسی

نشانی مجازی:

https://meet.google.com/apx-rgfi-qtw

دمکراسی و جمهوری اسلامی


حرف نو

 مناظره فراستخواه و شجاعی زند  دربارۀ دمکراسی  و جمهوری اسلامی

فایل تصویری

https://www.aparat.com/v/xmtgi4n



فایل شنیداری

https://www.abdimedia.net/podcast/islamic-republic-democrat

https://www.abdimedia.net/podcast/islamic-republic-democrat


شش نیایش در جشن تیرگان ایران 1403 (به مناسبت اولین نتایج رسمی دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، تیر 1403)

به مناسبت اولین نتایج رسمی دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، تیر 1403 

اینجا

شش نیایش در جشن تیرگان ایران 1403

انتخاب پزشکیان، پیروزی پویش تحول­ خواهی و توسعه، و مایۀ سربلندی جامعه ایرانی است. آخرین امیدهای زخم خوردۀ منتقدان ساختار حاکم دوباره لختی لنگر انداخت. بخش مهمی از این منتقدان، بیرون حکومت ودر جامعه مدنی کوشیدند و بخشی از ناقدان نیز اتفاقا در فضاهای بین جامعه ودولت در رده های کارشناسی واداری و مدیریت های پایه ومیانی وحتی بعضا نزدیک به مراکز اصلی قدرت که حاصل پویایی های درونی جامعه ایران اند و تا لایه هایی از دولت نیز چکه کرده است.    

1. این پیروزی مرهون دو نیروی مهم اجتماعی در بخش پیشرو جامعه ایران بود؛ نخست آنها که به نشان اعتراض رأی ندادند و مقاومت مدنی کردند و دوم آنها که برای حل مشکلات با هزینه های کمتر همچنان به نهاد نیمه رمق انتخابات و روش های گفتگویی چشم دوختند.

2. فردای ایران بیگمان فقط متعلق به این  بخش پیروز انتخابات نیست، هموطنان مخالف در داخل کشور یا مقیم خارج و نیز آن عزیزان محترم که پیروز این دور از انتخابات نشدند، همه متعلق به یک سرزمینیم وکشتی نشستگانیم در این تلاطم امواج.  مطمئنا ومطمئنا می توانیم با «توافق اختلافی» و «اختلاف توافقی»، برای ایران وبرای خیر مشترک همگانی، به طور آزادمنشانه واخلاقی وشرافتمندانه همکاری بکنیم. یادمان باشد هیچوقت ایران را به عرصه شطرنج و کیش ومات سیاسی تقلیل ندهیم، ایران ما صفحۀ عزیز حل جمعیِ  معماهای مان هست از آذربایجان وکردستان و ایلام تا سیستان و بلوچستان، از خوزستان تا خراسان، از امواج پرخروش خزر و شکوه بلند البرز تا سواحل زیبای خلیج فارس.

3. اکنون در آغاز راه،  دست کم با سه مرده ریگ بدخیم دست به گریبانیم :

1-3. برخی عالمان دلسوز ، وضع موجود اقتصادی را یک قمارخانه نامولد و لگدکوب مافیاهای مالی و رانتی دیده اند که در سطح نازل اجتماعی اش متأسفانه به بازی بخشی از خانواده ها با مسکن وارز وسکه منتهی شده است( می بینید که چگونه کار ایران فقط با دولت حل نمی­شود، ملت ودولت باید سبک زندگی و طرز نگاه و عمل خود  ومناسبات شان را بهبود ببخشند وتوسعه بدهند). آقایان اصرار داشتند تورم ناشی از سالها اقتصاد دستوری ودیپلماسی ایدئولوژیک را با شلاق مالیات­ ستانی از کارکنان و خرده کسبه وخانواده ها مهار بکنند. می دانیم که همواره تورم در جهان، محیط رشد تمامت ­خواهی بوده است. برون رفتن از این وضع با تک سیاستها مقدور نیست  ومستلزم آینده نگاری و سناریوهایی میان مدت و بلند مدت در یک پلتفرم همیارانۀ گفتگویی،خردورزانه، مشارکتی، اجتماع نگر و «شواهد پایه»(EBP) است.

2-3.  میراث سیاست خارجی خیال پردازانه وایدئولوژیک، نسبت ایران عزیز با بخش مهمی از جهان را که بیش از نیمی از تولید فعال دنیا در آن جریان دارد متشنج ساخته است و حل مجدد آن به ابتکارات دوباره ودشوار دیپلماسی با متقاعد سازی سطوح بسیار بالای تصمیم گیری در کشور  نیاز دارد.

3-3. مداخلات تمامی­ خواهانۀ دولت های سایه وآشکار در سبک زندگی و فرهنگ و هنر و اندیشه ودانش، محتوای پویان جامعه ایرانی را گرفتار تنش و بی ­تعادلی کرده است. گروه های مفرط در این چند سال اصرار داشتند از یکسو معابر را با مأمور و حجاب­ بان، کنسرتها را با لمپنیسم آتش به اختیار، دانشگاه وعرصه عمومی را با رویکرد امنیتی کنترل بکنند. به کوشش های سیاستی متقاعدساز در مراکز اصلی تصمیم گیری و نیز به روش های اقناعی و فرهنگی برای ایجاد فضای هم فهمی و گفتگوی مهربانانه و احترام متقابل و همزیستی در جهان زندگی ایرانی نیاز داریم. مطمئن باشیم که آسمان ایران با رنگین کمانی از قلمروهای صلح آمیز دین با عرف، دین با عقل، دین با علم،  و دین با اخلاق  پرشکوه تر خواهد شد و رضای حق وخلق را در طول هم فراهم خواهد ساخت.

4. ما از ساختن ایجابی ایران وفکر توسعۀ مداوم پلکانی وانباشتی، هرگز نومید نخواهیم شد. ما تسلیم توهمات رادیکالیستی و زیر وروکردن پرهزینه ومخرب نخواهیم گشت. یک بار انقلاب برای نسلهای پی در پی ما کافی است. افراط گرایی از هر دو سو در بهترین حالت، سنگ فرشهایی از صداقت به سوی دوزخی برای این ملت اند. تاریخ معاصر ایران و نیز تجربه کشورهای درحال توسعه موفق در آسیا و آفریقا وآمریکای لاتین بروشنی گواهی می­دهد که انواع راه های نرفتۀ خردورزانه وصلح آمیز، در پیش روی ماست، دو نیروی مهم در این راه عبارتند از : یک. کنشگران اجتماعی و مدنی خلاق وهوشمند در ملت؛ و دو. کارگزاران خردگرا وخیرخواه در دولت. همکاری  وهم افزایی این دو نیمۀ ملت-دولت است که به امید حق ایران را از گردنه های سخت معاصرش بسلامت عبور خواهد داد. مهمتر از همه، هرچه در جامعه مدنی و سمنی ومحلی و صنفی وحرفه ای صادقانه بکوشیم و به توسعه ایران کمک بکنیم به همان میزان راه تغییر و دمکراسی تسهیل خواهد شد.

5. یادمان باشد که «نظام سیاسی» چیزی بیشتر از نظام حاکم است. دوستان رادیکال  چنان به «نظام حاکم» خیره می شوند که نظام سیاسی و اجتماعی در نقطه کور نگاه شان ودر سایه قرار می­گیرد. در «نظام سیاسی» ایران، جامعه مدنی را داریم، هنجارهای عقلی واخلاقی در فرهنگ ایرانی را داریم، نهادهای سمنی و محلی، افکار عمومی، شبکه های اجتماعی، بخش های پیشرو  صنفی وحرفه ای و  طیف های با سواد، خوش نیت و چیزفهم و دلسوز در فضاهای مرزی بین ایوان جامعه ودیوان دولت را داریم، لایه های کارشناسی وحتی مدیریتی پایه و میانی در نظام اداری را داریم. نظام سیاسی واجتماعی همواره مهمتر از نظام حکومتی است.

6. رئیس جمهور منتخب مردم که حامل تعهدات سنگین انتخاباتی است با تیم اجرائیش که قول داده است برمبنای شایستگی و تجربه و به معیار «امتیاز فضل» دعوت به همکاری بکند، انتظار می­رود که یار ویاور توانمندساز برای آن « نظام سیاسی واجتماعی» وسیعی بشوند که در بالا گفتیم. دولت یک مداخله ­گر بزرگ نیست بلکه یک وظیفه دار ملی برای ظرفیت سازی، تسهیل­گری وشتاب دهندگی است و باید پشتیبان مجموعه بزرگ عاملیت در ایران به سوی توسعه و پایداری و سعادت جمعی باشد. 

پس ما این همه قابلیت و جای پاها و نقطه های امید برای توسعه و برای تحولات معقول و واقع بینانه داریم. این صدای وجدان بیدار ایرانی است از زبان بانوی شعرمان سیمین: «دوباره میسازمت وطن، اگرچه با خشت جان خویش، ستون به سقف تو میزنم». 

پی دی اف 



بازنشر در شرق 17 تیر


حمایت جمعی از دانشگاهیان

https://www.karzar.net/130814

حمایت جمعی از دانشگاهیان از دکتر مسعود پزشکیان

رأی ما در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری،  همکار علمی دلسوز ودردآشنا جناب دکتر مسعود پزشکیان است. ما جمعی از استادان دانشگاه ها ومؤسسات آموزش عالی و پژوهشی و علمی کشور با توجه به جمیع شواهد روشن، امید داریم که :

ریاست جمهوری برای دکتر پزشکیان نه یک طعمه سیاسی، نه مقامی برای پیشبرد اهداف گروهی بلکه وسیله ای برای  خدمت صادقانه به ایران وایرانیان با همه رنگین کمان قومی وفرهنگی و زبانی و ومذهبی است و برای پیشبرد امر توسعه پایدار و همه جانبه ومتوازن کشور است.

در چنین برهه خطیر و حساسی  از شرایط جهانی ومنطقه ای که ایران عزیز  این سرزمین کهن با تمدنی دیرین در آن قرار گرفته است، عهده داری مسؤولیت ریاست جمهوری توسط دکتر مسعود پزشکیان که خود را برای مصالح عالیه این سرزمین به یک دییلماسی عقلانی با جهان متعهد می داند،  می تواند پشتوانه مهمی برای ثبات و اقتدار کشور و مصونیت در برابر شکنندگی دولت ایران باشد .

در برابر کاسبان تحریم که سالها کشور ما را گرفتار انواع تنش های بین المللی و مردم را دچار رنج های نالازم ساخته اند دکتر مسعود پزشکیان بارها وبارها عزم صادقانه خود را برای تلاش دولت ایران تنش زدایی از سیاست خارجی و رفع تحریم ها به منظور عزت ایران وایرانی و فرصت رشد وتوسعه کشور صریحا اعلام کرده وخود را به آن متعهد دانسته اند.

پاکدستی، تأکید بر صدق وراستی و اجتناب از دروغ در ادارۀ کشور، عدالت خواهی ، توجه به گروه های محروم وحاشیه نشین، احترام صادقانه به زندگی مردم وآزادی ها وحقوق اجتماعی دختران وپسران وشهروندان و پیشگیری جدی از فجایعی همچون جان باختن مهسای عزیز ودیگر فرزندان وطن، حمایت از دسترسی آسان عموم به اینترنت بدون فیلترینگ از دیگر تعهداتی است که دکتر مسعود پزشکیان بارها بر آن تأکید کرده اند

یکی از مهم ترین نقاط امید این همکار دانشگاهی عزیز ، تأکید صریح وچندین بارۀ شان بر تحویل دانشگاه به دانشگاهیان،  رجوع به علم در سیاست های کشور و  رجوع به مدیران لایق حرفه ای  و کارشناسان واجد استقلال نظر علمی و مراجعه به دانشگاه  و مراکز علمی و متخصصین امور در ادارۀ کشور است

ما دانشگاهیان وپژوهشگران  ومتخصصین در حوزه های مختلف علمی امیدواریم که با ریاست جمهوری ایشان گامهای مهمی در جهت استقلال دانشگاهی وآزادی علمی وشأن ومنزلت علم وعالمان(در برابر شبه علم ) پیشبرد آزادی اندیشه ، تفکر انتقادی ، عقلانیت و تعاطی آزاد دیدگاه های نخبگانی در کشور  برداشته بشود  

مقصود فراستخواه  

بیانیه جمعی از جامعه شناسان

https://eslahatnews.com/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA/۱۴۰۳/۰۴/۰۶

بیانیه جمعی از جامعه‌شناسان در حمایت از دکتر پزشکیان

جمعی از جامعه‌شناسان طی بیانیه‌ای حمایت خود را از دکتر مسعود پزشکیان اعلام کردند.

متن بیانیه بدین شرح است:

باسمه تعالی

بیانیه جمعی از جامعه شناسان

ملت شریف و آگاه ایران

با سلام و احترام

به نیکی آگاهید که در زمان و شرایط سخت و مهمی قرار داریم.
کشور ایران، علیرغم سابقه بلند تاریخی، منابع و ظرفیت‌های ‏فراوان و مردمی وفادار،
با رنج و تنگناهای عدیده‌ای که اغلب برآمده از نبود سیاست‌های همه‌شمول، تحریم‌های
‏یکجانبه و ناعادلانه، بی‌توجهی به خرد جمعی، بی‌توجهی به شایسته‌سالاری، و مدیریت
ناکارآمد بوده؛ مواجه ساخته است. برآیند چنین ‏شرایطی، مشکلات اقتصادی گسترده،
مسائل اجتماعی فراوان، بحران‌های اقلیمی و زیست‌محیطی خطرناک، و نابرابری‌های
‏اجتماعی و فضایی گسترده، شده که پیامد آن نارضایتی و کاهش اعتماد اجتماعی است؛ که
مردم و بویژه جوانان را به ‏سوی ناامیدی و جلای وطن سوق داده است.

تنها در سایه مشارکت گسترده در انتخابات و انتخاب فردی شایسته
و کارآمد ‏است که می توان موج امید را به ایران بازگرداند. البته این امر مهم، بیش
از هر چیز ‏در گرو اهتمام رئیس جمهور منتخب در پاسداشت و تحقق حقوق شهروندی و آزادی‌های
مصرح در قانون اساسی، شایسته سالاری،تقویت ‏تشکل‌های مدنی و اجتماعی،‌‌‏ تشکل‌های
کارگری و صنفی، کاهش تبعیض‌های اجتماعی، توزیع برابرانه‌تر منابع میان مناطق کشور
در جهت ‏رفع تبعیض‌های منطقه‌ای و کاهش محرومیت، کاهش نابرابری مرکز-پیرامون، کاهش
نابرابری‌های درآمدی از ‏طریق افزایش حداقل دستمزد و اخذ پلکانی مالیات، پایدارسازی
و ثبات‌کاری نیروی کار می‌دانیم.

بر این مبنا، ما جمعی از جامعه‌شناسان و دانش‌آموختگان
علوم اجتماعی با درک شرایط موجود و با احساس مسئولیت ‏در برابر سرنوشت کشور، یکایک
مردم ایران بویژه جوانان را به شرکت فعّال و گسترده در چهاردهمین دوره انتخابات ‏ریاست
جمهوری فرا خوانده و از شما می‌خواهیم تا با مشارکت در انتخابات، به دکتر مسعود
پزشکیان رای دهید. عملکرد او و نیز آنچه در این مدت بیان کرده، این امید را در ما
ایجاد کرده که ملتزم به پاکدستی، تجارب مدیریتی منطقه‌ای و ملی، نگاه فراگیر،
اعتقاد به مرجعیت علمی و بهره‌گیری از ‏متخصصان و اندیشمندان برای برطرف کردن‌
مشکلات کشور، تعامل با سلیقه‌ها و گروه‌های معتقد به سر ‏بلندی ایران، پای‌بندی به
تعامل سازنده و گسترش روابط خارجی، پرهیز از هر نوع رادیکالیسم ویرانگر،‌ و باور
به توسعه ‏ملی متوازن و پایدار، باشد و بماند و موجب رشد و پیشرفت ایران بشود.

امضاء
کنندگان:‏

۱.     صادق آبسالان

۲.     محمد علی آخوندی

۳.     بهاره آروین

۴.     تقی آزاد ارمکی

۵.     نفیسه آزاد

۶.     مرتضی ابراهیم نیا

۷.     مریم احمدی گیوی

۸.     مهدی اصل زعیم

۹.     مهدی امیدی

۱۰.  علی ایار

۱۱.  مهری بهار

۱۲.  مجتبی بیات

۱۳.  سلیمان پاک سرشت

۱۴.  محمد حسین پناهی

۱۵.  علی پیرحسینلو

۱۶.  سمیه توحیدلو

۱۷.  حمیدرضا جلایی‌پور

۱۸.  محمدرضا جلایی‌پور

۱۹.  علی جنادله

۲۰.  محمدرضا جوادی یگانه

۲۱.  علیمحمد حاضری

۲۲.  علی حسین حسین زاده

۲۳.  هادی خانیکی

۲۴.  فیروز راد

۲۵.  محمود رئوفی

۲۶.  علی ربیعی

۲۷.  جبار رحمانی

۲۸.  علی رحمانی فیروزجائی

۲۹.  محمد مهدی رحمتی

۳۰.  احمد رضائی

۳۱.  محمد علی زکریایی

۳۲.  علی ساعی

۳۳.  سید حسین سراج زاده

۳۴.  ژاله شادی طلب

۳۵.  محمود شارع پور

۳۶.  مهری شمس قهفرخی

۳۷.  عبدالوهاب شُهلی بُر

۳۸.  مهرداد عربستانی

۳۹.  حلیمه عنایت

۴۰.  غلامرضا غفاری

۴۱.  محمد فاضلی

۴۲.  نعمت الله فاضلی

۴۳.  مقصود فراستخواه

۴۴.  مجید فولادیان

۴۵.  وحید قاسمی

۴۶.  علیرضا قبادی

۴۷.  علی قنبری برزیان

۴۸.  علی کاظمی

۴۹.  محمدرضا کلاهی

۵۰.  فاطمه گلابی

۵۱.  امین مرادی

۵۲.  رحیم محمدی

۵۳.  ابوالفضل مرشدی

۵۴.  غلامرضا مقدم

۵۵.  نظیر ممتاز جهرمی

۵۶.  رضا معصومی راد

۵۷.  میر طاهر موسوی

۵۸.  مجید موحد مجد

۵۹.  حسین میرزایی

۶۰.  محمد میرزایی

۶۱.  عبدالرضا نواح

۶۲.  سیدضیاء هاشمی

۶۳.  رضا همتی

۶۴.  علی یوسفی

امضا
ها ادامه دارد

گفتگوی انصاف نیوز با فراستخواه دربارۀ انتخابات (بخش دوم)


اینجا

فراستخواه درباره‌ی انتخابات: سرمشق امکان را جایگزین فقدان کنید

مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و صاحب نظریه‌ی «کنشگر مرزی» می‌گوید از سال 76 در دانشگاه تبریز معلم بود و پزشکیان را از نزدیک می‌شناسد. او درباره‌ی فعالیت‌های او قبل از انقلاب هم آگاهی دارد و پزشکیان را یک فعال ملی، عدالتخواه و اجتماعی شناخته است. فراستخواه انتخاب پزشکیان را فرصتی برای مردم می‌داند و «راهگشایی» را با پزشکیان ممکن توصیف می‌کند. این نظریه‌پرداز در این مصاحبه از فضاها و امکان‌های مرزی و حکایت میرزا یوسف مستشارالدوله نیز می‌گوید.

فرسایش نهادهای اجتماعی به نهاد انتخابات برمی‌گردد

انصاف نیوز: ما چند انتخابات سرد را پشت سر گذاشته‌ایم. نشانه‌هایی وجود دارد که این انتخابات ممکن است متفاوت باشد و بخش‌های از جامعه قدری تکان بخورد. پیش‌بینی شما چیست؟! آیا انفعال انتخابات گذشته تکرار خواهد شد؟ یا شرایط به گونه‌ی دیگری رقم خواهد خورد؟

بخشی از social capital یا همان سرمایه‌ی اجتماعی، اعتماد به نهادهاست. یکی از این نهادها هم در کشورهایی که در آن‌ها دموکراسی و گردش قدرت وجود دارد انتخابات است. متاسفانه روندهایی که در سال‌های گذشته طی شده باعث لطمه به نهاد انتخابات شده است. بخشی از فرسایش نهادهای اجتماعی به نهاد انتخابات برمی‌گردد. در نتیجه من به مردم حق می‌دهم. به فرزندم، به همسایه و همکارم و که خیلی انگیزه‌ای برای شرکت در انتخابات نداشته باشند. مردم حق دارند در انتخابات شرکت نکنند. 

   

ببینید من مطالعاتی در نسل‌ها دارم. به تعبیری نسل ما نسل گرم بود؛ نسل بعد ولرم شدند و نسل شما که نسل z هستید و یا نسل y به عبارتی نسل سرد هستید. سردی در ذات این نسل است. دلایل مختلفی هم دارد از جمله تغییرات جهان، شبکه‌های اجتماعی، دسترسی به اطلاعات و البته به آن‌ها حق هم می‌دهم. مگر داغی نسل ما چه فایده ای داشته که حالا این نسل هم بخواهد آنگونه باشد؟!

این جامعه زود اعتماد نمی‌کند اما حق دارد از کوچکترین فرصتی استفاده کند

بنابراین من سرد بودن فضا و جامعه را می‌فهمم. این جامعه زود اعتماد نمی‌کند، زود بسیج نمی‌شود، هر چیزی را نقد می‌کند و از طرف دیگر فرسایش سرمایه اجتماعی را هم داریم. بنابراین به نتیجه رسیدن در مورد رای ندادن به نوعی حق شهروندی‌ست.

اما مشکلی که من اینجا دارم این است که حق هم دارند که از کوچکترین فرصت‌ها استفاده کنند. انتخابات یک فرصت است. ممکن است بگویید خب شرکت نمی‌کنند اما این فقط یک اظهار نظر منفی‌ست. مردم می‌توانند اظهارنظرهای مثبتی هم داشته باشند. اگر حس می‌کنند فردی ممکن است قدری فضا را بهبود دهد یا فرصتی ایجاد کند خب حق انتخاب برایشان ایجاد می‌کند. کما اینکه شخصا در مورد آقای پزشکیان چنین تحلیلی دارم. 

بر حسب شناختی که از قبل از ایشان دارم فکر می‌کنم آقای پزشکیان نمی‌تواند معجزه کند یا خیلی کارها را انجام دهد ولی می‌تواند بعضی کارها را انج9ام دهد. یعنی علیرغم تمام محدودیت‌های ساختاری‌ای که وجود دارد ایشان می‌تواند امکان‌هایی را بین محدودیت‌ها ایجاد کند. 

از تمرکز بر فقدان‌ها فلج اجتماعی حاصل می‌شود | سرمشق امکان به جای فقدان

این ریشه در مفروضی‌ست که من دارم که ما نباید روی فقدان‌هایمان تمرکز کنیم. جامعه‌ی ما روی مودی‌ست که بیشتر به فقدان‌ها توجهش جلب می‌شود. از این فقدان‌ها نوعی فلج یا یاس اجتماعی حاصل می‌شود. اما من به جای سرمشق فقدان به سرمشق امکان بیشتر گرایش ذهنی دارم. ما حتی در دل محدودیت‌ها می‌توانیم امکاناتی پیدا کنیم. از اینجاست که امکان‌سازی مهم می‌شود. انتخابات می‌تواند یک امکان‌سازی شود. 

فعالان مدنی اهمیت این انتخابات را به مردم توضیح دهند

پرسش شما این بود که آیا ممکن است این فضای سرد انتخاباتی به گرما بگراید یا نه؟! این موضوع را من منتفی نمی‌دانم. این بستگی به عوامل مختلفی دارد از جمله کنشگران مدنی یا کنشگرانه حوزه‌ی عمومی باید به مردم توضیح دهند و کار کنند.

بخشی دیگر مربوط به کاندیداهاست. مردم به دقت برنامه‌هایی را که ارائه می‌دهند پیگیری می‌کنند. از همین برنامه‌ها خواهند فهمید که برنامه‌ی کاندیداها برای ایران، برای آینده‌شان، برای عدالت و قدم‌هایی در جهت سعادت ونیک‌بختی عمومی دارند چیست.

 

به نظر من احتمالش وجود دارد که بخشی از مردم در همین فرصت کوتاه باقی‌مانده این سرمایه اجتماعی فرسایش یافته‌شان التیام پیدا کند و با یک نگاه واقع‌گرایی انتقادی با شرکت در انتخابات فرصت ایجاد کنند. 

در برابر تقلیل مرارت‌های اجتماعی مسئولیت داریم

یک نکته‌ی دیگر این است که ما فقط حقوق شهروندی را در نظر می‌گیریم درحالیکه مسئولیت‌های شهروندی هم وجود دارد. ما شهروندان یک مسئولیت اخلاقی هم داریم که در جهت تقلیل مرارت‌های جمعی کاری انجام دهیم. چند شب پیش دیدم آقای پزشکیان درباره‌ی معلمین صحبت می‌کند. خب معلم‌ها نسل بعدی ما را می‌سازند و آرامش خیال آن‌ها بسیار مهم است. احساس کردم همین موضوع برای من مسئولیتی ایجاد می‌کند که اگر کسی می‌خواهد این مسئله را پیگیری کند خب ما چرا کمکش نکنیم؟!

به لحاظ اخلاقی و مسئولیت‌های شهروندی اگر ما بتوانیم تاثیر کوچکی در جهت سعادت و بهروزی جمعی بگذاریم وظیفه داریم که آن کار کوچک را انجام دهیم.

انصاف نیوز: بسیاری اصلاحات یا تغییرات کوچکی که با انتخاب شخصی مانند آقای پزشکیان ممکن است را ظاهری می‌دانند. حتی در فضای مجازی فرق بین وجود این اصلاحات و عدم وجودش را با یک باتوم سیاه و صورتی نشان می‌دهند. برداشت شما چطور است؟ فکر می‌کنید واقعا دوران سیدمحمد خاتمی یا حتی روحانی که اصلاح‌طلب هم نبود فرقش فقط در رنگ باتوم و پاپیون آن است؟

من برحسب تجربه و تاملاتی که در نوع خودم داشته‌ام و نیز برحسب تحقیقاتم در دنیا اینطور فکر نمی‌کنم. به جهان نگاهی بیندازید. مثلا بوتسوانا چطور توسعه پیدا کرد؟! آیا آدم‌های خیلی ایده‌آلی بوده‎‌اند که باعث تغییراتی از جنس انقلاب شده‌اند؟! 

در رابطه با اصلاحات مردم همانطور که امیدشان را به انتخابات از دست داده‌اند امیدشان به اصلاحات هم از دست داده‌اند. این هم برمی‌گردد به خود ما که چقدر مهارت کافی و عملکرد قانع‌کننده برای مردم داشته‌ایم. اما اینجا به نظرم مشکل اصلی فقدان نظام حزبی در کشور است. حکمرانی حزبی ما نداریم. 

البته در پرانتز بگویم که نظام حزبی هم کافی نیست و ما باید جنبش‌های اجتماعی داشته باشیم. اما به هر حال خود این جنبش‌های اجتماعی و حضور مستقیم‌تر شهروندان در سرنوشت خودشان می‌تواند در نظام حزبی حضور پیدا کند و نظام حزبی هم پیش ببرد.

مردم ایران در آسمان‌ها و با ایده‌آل‌های خیالی سیاست‌ورزی می‌کنند

اما اگر حکمرانی حزبی در کشور بود احزاب می‌توانستند برنامه داشته باشند و برای برنامه‌شان به موقع فعالیت کنند. متاسفانه خلاهای ساختاری‌ای که در کشور وجود سیاست‌ورزی را در زمین ایران دچار مشکل کرده است.

سیاست‌ورزی وقتی روی زمین امکان ندارد مردم به آسمان‌ها می‌روند. آن‌ها سیاست‌ورزی‌ای با آرمان‌هایی بالا و دور از دسترس را پیش گرفته‌اند. البته اینجا هم حق با مردم است.

وقتی نظام حکمرانی حزبی وجود دارد خب مردم برنامه‌هایی را که احزاب ارائه می‌دهند را پیگیری می‌کنند و رای می‌دهند. اگر رای آورد هم پیگیری می‌کنند که آیا مطالباتشان جوابی داشته یا نه. با رسانه‌ها فشار می‌آورند یا در بدترین حالت در دوره‌ی بعدی دیگر ان را انتخاب نمی‌کنند. در چنین نظامی نظارت استصوابی و شورای نگهبان هم وجود ندارد.

«همه از آخر می‌ترسن عبدالله از اول»

معروف است که می‌گویند «همه از آخر می‌ترسن عبدالله از اول می‌ترسه». مشکل ما از همان ابتداست یعنی وقتی که معیار انتخاب مردم نیست. وقتی بخش بزرگی از انتخاب مردم را یک گروه خاصی با یک تفسیر مضیقی از قانون و نه با یک قانون صریح عهده‌دار شدند. آن گروه خاص هم بلوک‌های قدرت و گروه‌های مختلفی هستند. همین شرایط سبب می‌شود مردم اعتمادشان را به این نهاد از دست می‌دهند.

از سوی دیگر نظام حزبی هم نیست که این وضعیت را روی قاعده‌های سیاست‌ورزی روی زمین بیاورد و از این طریق در واقع مسئله اصلاحات هم مخدوش شده است.

همه‌ی ما از جمله اصلاح‌طلبان مسئولیت داریم با مردم شفافیت داشته باشیم و مشکلات مردم را پیگیر کنیم و راه‌حل‌های دقیق ارائه دهیم. این‌ها می‌تواتند این احساس را ایجاد کند که گردش قدرت ممکن شده است. 

انتخابات بازی مردم با نخبگان است

انتخابات اصولا یعنی بازی مردم با نخبگان. در حالیکه در جامعه‌ی ما بیشتر نخبگان هستند که با مردم بازی می‌کنند.دلیلش هم این است که سازمان اجتماعی مردم ضعیف است. مردم ابزارهای سازمانی برای اعمال منافع و مطالبات خودشان ندارند. نهایتا مقدار زیادی از این مطالبات فشرده می‌شوند و تنها راهی هم که برایش باقی می‌ماند خیابان است. آنجا هم سرکوب می‌شوند واین سرکوب جنبش زن، زندگی، آزادی به امید مردم برای اینکه می‌توانند در جهت بهروزی گام بردارند خیلی لطمه زد. 

عملا سیاست‌ورزی دچار امتناع شد. من امیدوارم از این فرصت که طبیعی هم نبوده است استفاده شود و امید در هم فروشکسته‌ی اجتماعی التیام پیدا کند.

انصاف نیوز: بسیاری این نقد را به شما و افرادی مانند شما وارد می‌دانند که چهره‌های مدنی نباید وارد سیاست شوند و این باعث خدشه به جایگاه شما می‌شود. نظر خودتان در این مورد چیست؟

من فکر می‌کنم سیاست نباید اینقدر حیثیتی شود. چه ایرادی دارد یک فرد دانشگاهی که کار علمی می‌کند به عنوان شهروند هم یک نوع حساسیت‌هایی به سرنوشت خود و جامعه‌اش داشته باشد. اگر احساس می‌کند انتخاباتی ممکن است برای مردم فرصت ایجاد دیدگاهش را ارائه کند. اگر صادقانه باشد به نظر من ایرادی ندارد. 

من همین الآن، عصر امروز،  در یک حوزه‌ی عمومی بحثی دارم که هیچ ربطی هم به انتخابات ندارد و بعد هم در یک بحث علمی شرکت خواهم کرد و بعد هم کلاس درسی دارم که آنجا درس می‌دهم. در خانواده هم وظیفه‌ی پدری‌ام را انجام می‌دهم. ساحت‌های مختلفی وجود دارد. 

آنکه می‌گوید روشنفکر نباید نظر سیاسی بدهد نگاه بسته‌ای دارد

اگر حس کردم مسئولیت اجتماعی دارم که به مردم امید بدهم یا فرصتی به وجود آمده که مردم را باید متوجه آن کنم خب به مسئولیتم عمل می‌کنم. چه اشکالی دارد؟! 

اگر قاعده‌های بازی به هم نخورد و قاعده‌ی خاص و معقول هر میدان را رعایت کنیم به نظر من برای افراد مختلف مانعی ندارد نظر سیاسی دادن. این مقداری به منطق موقعیت هم برمی‌گردد. اگر ما به طور بسته و مطلق فکر کنیم می‌گوییم بهتر است روشنفکر ورودی به مسائل روزمره‌ی سیاست نداشته باشد. اما به جای این اگر نگاه انضمامی داشته باشیم شرایط و موقعیت سرزمینی ایجاب می‌کند حساسیت‌های خاصی برای محنت‌های اجتماعی داشته باشیم.

انصاف نیوز: شما چه ضرورت به خصوصی دیدید که با بیانیه‌های روزنه‌گشایی و راهگشایی همراه شدید؟

من در این بیانیه‌ها پیش‌قدم نبودم ولی وقتی تعدادی از دوستان در شرایط حاد اجتماعی نوعی real politic یعنی میدان واقعی سیاست را توضیح می‌دهند و می‌گویند در این میدان هر چه ما بتوانیم راه‌های میانی پیدا کنیم و از طریق این راه‌ها کنشی در مقابل مخاطرات کشور داشته باشیم خب ترجیحم بر این است که با آن‌ها همراه شوم. 

مثلا انتخابات سال گذشته‌ی مجلس مردم قصد شرکت نداشتند. اما گروهی دیگر می‌گفتند اگر ما شرکت نکنیم گروه‌های افراطی و خشونت‌گرا بیشتر تثبیت می‌شوند. واقعا هم همین است. اگر مردم شرکت می‌کردند با چند ده هزار نفر که نمی‌توانستند به مجلس بروند و مثلا قانون حجاب را تصویب کنند. عدم شرکت مردم در انتخابات به نفع این‌ها می‌شود و این‌ها بیشتر سیطره پیدا می‌کنند. دیگر راهی برای مردم باقی نمی‌ماند جز راه‌های پرخطر که به خشونت‌های بسیاری منجر می‌شود یا به منافع ملی آسیب می‌زند.

 

راهگشایی و روزنه‌گشایی انشعاب نیست

این را هم بگویم که من این بیانیه‌ها را تا به حال انشعاب تلقی نکرده‌ام. اگر قرار باشد لطمه‌ای به آن جبهه اصلاحات بزند به نظر من هم از نظر اخلاقی نادرست است هم توجیه عقلانی ندارد. جبهه اصلاحات به قوت خود پا برجاست ولی درونش اجتهادهای متفاوتی وجود دارد.

آذر منصوری سیاست‌ورزی زنانه پیشه کرده است

اتفاقا خانم آذر منصوری که برایشان آرزوی موفقیت هم دارم ایشان تعبیری داشت اگر اشتباه نکنم که در مورد امضاکنندگان بیانیه گفتند این هم یک دیدگاه است. من این را نوعی سیساست‌ورزی زنانه می‌دانم. چون ایشان یک زن است و یک زن کنشگر نگاه سیاسی‌اش مراقبت مادرانه و احساس مسئولیت مادرانه دارد. به همین دلیل است که می‌گویند چه ایرادی دارد در جبهه اصلاحات کسانی دید متفاوتی داشته باشند؟!

راهگشایی با پزشکیان ممکن است

آخرالامر هم به این نتیجه رسیده‌ایم که راهگشایی با پزشکیان ممکن است. به فرض اگر پزشکیان هم تایید نشده بود و آقای لاریجانی تایید شده بود در مقابل کسی که عقلانیت را از مدیریت کشور حذف می‌کند یا برای دیپلماسی کشور خطرناک است و خب محتوای آن بیانیه‌ها یک میانه‌رو مانند لاریجانی هم تایید می‌کرد. کما اینکه سیدمحمد خاتمی به عنوان چهره‌ی بارز جبهه اصلاحات هم چنین عقلانیت‌هایی را به خرج داده‌اند.

هر کسی می‌تواند از آقای خاتمی هم انتقاد کند ولی به‌هرحال برای او که رهبری جبهه‌ی اصلاحات را به عهده دارد، و کسی که می‌تواند چهره‌‌ای برای حقوق و آزادی‌های مردم، عقلانیت اجتماعی، تنش‌زدایی از سیاست خارجی، عدالت، آزادی بیان و احزاب باشد، احترام قائل هستم و از این ایده حمایت می‌کنم. 

دیدگاه‌های آقای تاجزاده، حجاریان، عبدی و به‌عنوان خبرگان سیاست توانست برای ما دلالت‌هایی داشته باشند. کثرت و تنوع در عین وحدت، برای پویایی سیاست‌ورزی در ایران می‌تواند مبارک باشد.

گریز عقل در فرهنگ ما ریشه دوانده است

انصاف نیوز: خیلی‌ها از مردم سخن می‌گویند و خودشان را نماینده‌ی مردم می‌دانند و می‌گویند خواسته‌ی مردم این یا آن است. به نظر شما، این گزاره‌ها تا چه حد قابل اتکا است؟ ریشه‌ی این نمایندگی‌ها کجاست؟

ریشه‌ی این موضوع پوپولیسم، شارلاتانیزم و لمپنیزم است. نوعی پوپولیزم که در چند دهه‌ی گذشته در زندگی ما رسوب کرده است. این پوپولیزم هم از نگاه ایدئولوژیک به مسائل زندگی، عالم و آدم آمده است. ایدئولوژیسم هم یک معرف کاذب با صدای بلند است؛ چون فکر می‌کنیم می‌توانیم همه‌چیز جهان را در چارچوب ایدئولوژی توضیح بدهیم. پیچیدگی امور، عقلانیت و عمق مسائل در ایدئولوژی از بین می‌رود. ایدئولوژی نوعی بی‌خردی سیاسی و اجتماعی به وجود می‌آورد و آن را نهادینه می‌کند. مولانا هم می‌گوید:

استُن این عالم، ای جان غفلت است

هوشیاری این جهان را آفت است

ستون این زندگی در جهان غفلت است. با وجود تمدن‌ و فرهنگ بزرگی که داشتیم، اما در عین‌ حال گریز عقل هم در فرهنگ ما ریشه دوانده است و پس‌زمینه‌ی تاریخی دارد. 

فضای پوپولیستی از نبود نهادهای مدنی و سازمان اجتماعی (اصناف آزاد) ناشی شده است. وقتی می‌گویند «مردم» از توده‌ی بی‌شکلی حرف می‌زنند؛ اما اگر مردم سازمان و نهادهای صنفی داشته باشند، دیگر آن توده‌ی بی‌شکل نیستند.

اگر سازمان مشخصی وجود داشته باشد، افراد در قالب آن سازمان می‌توانند حرکت موثری داشته باشند ولی وقتی چنین چیزی نباشد، حالت اتمیزه به وجود می‌آید. گاهی ذره‌ها تحت عواملی تبدیل به توده و موج می‌شوند و عده‌ای هم موج‌سواری می‌‌کنند. آن‌هایی که از مردم دم می‌زنند، ناشی از گریز از عقل و پیامد نبود سازمان اجتماعی و نبود فضای عمومی آزاد است. اگر بتوان به راحتی صحبت دیگری را در حوزه‌ی عمومی نقد کرد دیگر کسی نمی‌تواند به‌راحتی خودش را نماینده‌ی مردم بداند. 

انصاف نیوز: مهم‌ترین شکاف میان دولت و مردم چیست؟ چه راه‌حلی برای ترمیم این شکاف وجود دارد؟ آیا عزمی می‌بینید؟

متاسفانه عزم مشهودی ندیدم. جامعه را دوقطبی کردیم. دولت از یک قطب به شکل ابزاری استفاده کرده و می‌تواند بسیج‌گری ایدئولوژیک کند. یک قطب دیگر جامعه که شامل گروه‌های اجتماعی عرف‌گرا، آزادی‌خواه و خواستار پیشرفت و گفت‌وگو با دنیا و عقلانیت هستند، توسط دولت(به معنی عام) به شکل‌های مختلف سرکوب می‌شود.

فضاها و امکان‌های مرزی | حکایت میرزا یوسف مستشارالدوله

عزمی برای ترمیم شکاف دولت و مردم وجود ندارد ولی نمی‌توانیم به این فقدان‌ها تن بدهیم و دنبال زندگی خصوصی‌مان برویم. از نظر اخلاقی هم مجاز نیستیم که با راه‌حل‌های خشونت‌ورزانه جامعه را درگیر هزینه‌های مختلف کنیم. تنها راهی که می‌ماند این است که در میان جامعه و دولت از تمام فضاهای مرزی که امکان‌هایی را فراهم می‌کند، استفاده کنیم.

مردم در زمان حکومت قاجار انواع مشکلات را داشتند اما یک میرزا یوسف مستشارالدوله پیدا می‌شود که خودش در حکومت است، در جراید آن زمان می‌نویسد و توضیح می‌دهد کشور را از دل قانون دموکراتیک می‌توانیم به جایی برسانیم. طبق همین مصداق نمی‌توانم بگویم قاجار سیستم استبدادی است چون مستشارالدوله در سیستم است! اما او با حقوق اجتماعی آن روز دنیا آشنایی داشته و سعی کرده با فرهنگ ایرانی سازگار کند و بگوید مشکلات از طریق قانون آزادمنشانه‌ و میثاق‌های مشترک، حقوق و آزادی‌های مردم را تامین کند. اسم چنین موقعیت‌هایی را «فضاها و امکان‌های مرزی» گذاشته‌ام.

اینکه عکس‌العمل ما نسبت به اینکه عزمی برای تامین حقوق مردم وجود ندارد، مهم است. باید به فکر فضاهای تنفس برای جامعه و امکان‌سازی برای صنوف، سازمان‌ها و انجمن‌ها باشیم. مردم بختِ سلامت داشته باشند و از بهداشت و درمان بهره‌مند شوند. چرا باید این‌همه کودکان بازمانده از تحصیل داشته باشیم؟!

پزشکیان و ایجاد فرصت در تردد میان دولت و جامعه

انجمن‌های مردم‌نهاد برای این سوژه‌ها کار می‌کنند و اگر لازم باشد، با مقاماتی که درون سیستم هستند، مذاکره می‌کنند و فرصت‌هایی به نفع گروه‌های ستمدیده و محروم از حقوق اجتماعی فراهم می‌کنند.

شرایط در انتخابات هم به این صورت است. آقای پزشکیان هم درون سیستم است ولی به دلیل اندیشه‌ها، استعدادهای فکری، تربیت و تحصیلاتش و ارتباطش با دوستانی که در جامعه‌ی مدنی هستند، می‌خواهد با تردد بین دولت و جامعه فرصت‌هایی را به نفع جامعه ایجاد کند. چرا نباید از این فرصت‌ها استفاده کنیم؟ اگر بخواهیم منتظر باشیم یک عزم یکباره به‌ وجود بیاید، واقع‌گرایانه نیست.

می‌توانیم با ایجاد امکان‌هایی، به تدریج ابتکار عمل جامعه را ایجاد کنیم. لازمه‌ی چنین چیزی، تقویت انجمن‌های مردم‌نهاد، افزایش مشارکت شهروندان در نهادهای مدنی، افزایش حلقه‌های کتابخوانی و
است. تحقیقات افرادی در دنیا نشان داده است که یک علت پیشرفت دموکراسی در کشورها، قوی‌تر شدن سازمان‌های اجتماعی است.

رئالیسم عاملانه | محدودیت‌های دنیا را بپذیریم و کاری برایش کنیم

انتخابات یکی از کوچک‌ترین فرصت‌هایی است که مردم می‌توانند از آن استفاده کنند. می‌توانیم صدها فرصت برای مردم ایجاد کنیم. درواقع توانمندسازی جامعه، توانمندسازی دولت است. صرف‌نظر از نقد که بحث جداگانه‌ای دارد، به‌جای ستیز و منازعه می‌توانیم دولت را برای توجه به امور اجتماعی توانمند کنیم. در کتاب کنشگران مرزی توضیح داده‌ام و اسم این موضوع را رئالیسم عاملانه گذاشتم. یعنی دنیا را با تمام محدودیت‌هایش می‌پذیرم اما می‌دانم که من هم به‌عنوان بخشی از دنیای رئال کاری انجام دهیم.

فشارهای اجتماعی باعث ریزش در دولت شدند

تجربه‌ی کشورهای درحال توسعه‌ی موفق، نشان داده که دوندگی‌های جامعه جواب داده است. نباید بگوییم به دلیل فاصله‌ای که در این ماراتن بین دولت و ملت وجود دارد، بایستیم. حکومت پهلوی قبل از انقلاب به دلیل انحصار منابع نفتی، اقتدارگرا شده بود. حالا به جز نفت، دولت تقدس و مذهب را هم در انحصار خودش درآورده است و برایش قدرت تولید کرده است. 

متوسط سال‌های تحصیل مردم در ایران در سال ۵۷، دو و نیم سال بود، اما الآن مردم ۱۰ سال درس می‌خوانند و آگاه شده‌اند. ۱۴ میلیون تحصیل‌کرده داریم و بخشی از آنها داخل دولت هستند. فشارهای اجتماعی‌ای که از طریق ریزش جامعه داخل دولت ایجاد شده، می‌تواند فرصت‌ها و امیدهایی را برای مردم ایجاد کند.