نابرابریها در نتایج کنکور، نشانه ای از بیماری نظام آموزشی ماست. علتش ایرادهای نهادی، ساختاری،سیاستگذاری وحکمروایی است.
چهار دهه از عدالت می گوییم واکنون بخت یک دانش آموز مدارس نمونه دولتی نسبت به دانش آموز مدارس عادی دولتی برای به دست آوردن رتبه کنکوری زیر 3000 بااحتساب جمعیت دانش آموزی پایه 12 هفده برابر است.
این بخت برای دانش آموزتهرانی سه برابر سهم جمعیتی او، منطقه 6 تهران هشت برابر سهم جمعیتی اوست. درسیستان وبلوچستان یک هفتم، در کرمانشاه و هرمزگان یک چهارم، خوزستان،آذربایجان غربی وایلام یک سوم، لرستان،بوشهروگلستان کمتر از یک دوم و اردبیل یک دومِ سهم جمعیتی است.
یک دختر دانش آموز در گروه تجربی، حدود نصف سهم جمعیتی از این بخت برخورداراست. یک دانش آموز روستایی درگروه علوم انسانی، یک سوم سهم جمعیتی خود این شانس را دارد
(با استفاده از تحقیق شیرین جعفری و همکاران، 1400)
چرا به شهامت تدریس نیاز داریم؟
برای اینکه همه شرایط و موقعیتها در این سرزمین، برای معلمان به گونهای است که آنها را دچار فرسایش شغلی کرده است. معلمان در معرض خستگی ذهنی، خستگی عاطفی و فرسایش شغلی قرار دارند. شرایط اجتماعی، اقتصادی، ساختاری و موقعیتهای نهادی، وضعیت آموزش و پرورش، کل جامعه، سیاستها، روشها و عملکرد دولت به گونهای است که شرایط خوبی را برای معلمان و دانشآموزان رقم نمیزند. در چنین وضعی ، برای حفظ سرزندگی و حس معلمی خودمان و برای فائق آمدن بر این موقعیتها ، ما شهامت لازم داریم
بحثی از مقصود فراستخواه در معرفی کتاب شهامت تدریس
ترجمه نوگل روحانی با مقدمه نعمت الله فاضلی
در اینجا:
فراساخت شماره پنجم، سال دوم ، زمستان 1400
گفت وگویی با مقصود فراستخواه
صفحات 18-21

زیر پوست علوم انسانی ایران؛ دوئل کنشگران وساختارها
مقاله ای از مقصود فراستخواه
فراستخواه، مقصود(1400). زیر پوست علوم انسانی ایران؛ دوئل کنشگران وساختارها . توسعه علوم انسانی ، دو فصلنامه علمی، ش 4 ، پاییز وزمستان 1400: 5-17.
متن کامل مجله ومقاله : http://www.ias.ac.ir/images/1400/1400PDFs/BJHSD-4-Fa.pdf

ساختارها،سیاستها ورویه های رسمی، عملا موقعیت های زندگی جامعه را به قلمرو مستعمراتی خود بدل ساخته است: با چشمانی سراسربین و دستهای دراز مداخله گر در همه چیز.
این به بیفعلیِ گروههای اجتماعی و زوال امید میانجامد وآنها را به یأس وانفعال سوق می دهد.
اگرقراربهرفتارهایواکنشیباشداقتضای شرایط موجود متأسفانه ناامیدی است.
اماکنشگرانایرانی میتوانند بهاتکایآگاهی ِتمدنیوفرهنگی وبا تکیه به ظرفیتهای آرزومندی و قابلیت های زیر پوست یک جامعۀ متحول، مواجهۀ معقولی با این قضایا داشته باشند، به نحوه عبورخود از این شرایط معنا ببخشند ونقش خلاقیت درونزایشان را بر این اوضاع بزنند. هیچ ملتی بدون مقاومت اخلاقی و عملی واجتماعی به جایی نرسیده است
طرح بزرگ ناتمام ایرانی با هم افزایی پروژه های کوچک ما تمام می شود وبا ابتکارات مدنی وحرفه ای وصنفی و محلی و علمی وآموزشی و اجتماعی واقتصادی مان. در اثنای این پروژه های کوچک هدفمندمان قابلیت های تازه در خود وامکانهای تازه ای از اعمال متنوع اجتماعی کشف میکنیم.
امید در عمق جهان معانی و همکنشیهای ماست، در تفسیرمان از بودن در اینجا وعبور از این شرایط.
ویدئوی مشروح بحث فراستخواه:
https://www.youtube.com/watch?v=ALMBznIf7XQ
واینجا:

آیا هنوز جای پاهایی برای مواجهه با یأس اجتماعی هست؟
طرح بحثی از مقصود فراستخواه
پنجشنبه همین هفته 9-10-1400 ساعت هشت ونیم شب
عناوین بحث:
تأمل در حیات ذهنی ، روانی واجتماعی مردم
اهمیت تکیه گاه های عمیق درونی برای رو به رو شدن با شرایط بیرونی
آسمان شو ابرشو باران ببار....

برنامه قوی علوم اجتماعی؛
تأمل در هشت الگوی کنش اصحاب علوم اجتماعی ایران
طی سدۀ 1300 خورشیدی
سخنرانی در انجمن جامعه شناسی
دانشگاه؛ آخرین بازماندۀ نهادهایی که
آنها را ناتوان ساخته ایم
شانزدهم آذر 1400
به یاد 16 آذر 1332
روز دانشجو
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس
با حضور ناصر فکوهی و مقصود فراستخواه
فایل صوتی بحث فراستخواه
https://www.instagram.com/p/CXVEkKXlBpi/
با یاد جنبش دانشجویی ، با یاد شانزده آذر
آموزش عالی به چه سمتی می رود
نگاهی به وضع موجود ورهیافتی به سناریوهای آینده
نشستی با دانشجویان دانشگاه خلیج فارس
ناصر فکوهی ومقصود فراستخواه
16 آذر 1400
ساعت هشت شب


شعار سال:مقصود فراستخواه نوشت: سال گذشته مطالعهای انجام دادم و با تعدادی از نخبگان مصاحبه کردم. نتیجه تحقیق من «احساس غربت در وطن» بود. این نخبهها در حوزههای علمی، هنری و فرهنگی فعال بودند و به معنای دقیق کلمه الیت. اینها احساس میکنند در وطن خود غریباند، یک «دیگری»هستند؛ یک آشنای غریب! احساس غربت برای کسانی که از کشور مهاجرت میکنند قابل درک است؛ اما احساس غربت در وطن در میان نخبگان صاحب فکر را چه کنیم؟ یعنی با این وضعیت حس تعلق سرزمینی کاهش مییابد و نرخ مشارکت اجتماعی پایین میآید.
در جامعه سیاستهایی وجود دارد که فکر میکنند با راه انداختن موجهای تودهوار و امواج پوپولیستی، ظاهرا موقعیت خود را تثبیت میکنند و مسائل را حل میکنند و از این طریق جامعه را میشود کنترل و اداره کرد و قدرت را در دست داشت؛ ولی واقعیت این است که پایداری ملی و سرزمینی به خطر میافتد. به نوعی فکر میکنند ثبات هم برقرار شده و دیگر سروصدایی هم وجود ندارد، غافل از اینکه خیلی از افراد مستعد، توانمند و مستقل از نظر فکر و دیدگاه به نوعی احساس غربت دارند، به درون خود رفته و از مشارکت در عرصههای مختلف مأیوس شدهاند.
این امر برای آیندهی توسعه و پایداری ایران به ویژه با این مشکلات مختلف اقلیمی، اقتصادی، تغییرات نسلی، کاهش سرمایههای اجتماعی و انواع بحرانها و مزید بر آن مسئله سلامت و اپیدمیها و پاندمیها، یک تهدید بزرگ است. بدون اینکه نگاه منفی داشته باشیم و بدون اینکه بخواهیم با عینک سیاه ببینیم ولی حقیقتاً این شواهد نگرانی را نمیتوانیم کتمان کنیم…
سیاستهایی که به احساس بیثباتی و نا امنی دامن میزند، اعتماد و امید به مشارکت مؤثر در توسعه کشور را از بین میبرد، بر سرراه حقوق، آزادیها، دسترسی به اینترنت و شرایط کسب و کار مانع یا ابهام ایجاد میکند و عوام بازار پوپولیستی به راه میاندازد، نتیجهاش مهاجرت نخبگان یا به بیرون است یا به درون. رفتن و در به دری یا ماندنی مأیوسانه و منفعلانه واحساس غربت در وطن خویش.
نیاز شدید داریم به سیاستهایی که بلیتهای نخبگانمان دو طرفه شود. ایرانیان مقیم خارج نسبت به مهاجران دنیا، جزو بالاترینهای سطح تحصیلات و ثروت و ارتباطات و تحرکات هستند و اگر ما با آنها راه همگرایی و تعامل مثبت در پیش نگیریم به سمت واگرایی سوق مییابند. این به ثبات و توسعه کشور لطمه میزند و جامعه را از بهرهوری سرمایههای فکری و انسانی خویش محروم میسازد. واقعا ضرر میکنیم واز دنیا عقب میمانیم.
*از گفتگو با ماهنامه “آیندهنگر” شماره ۱۱۳
حسّ غربت در وطن، تهدید بزرگ ملی
سیاستهایی که به احساس بی ثباتی و نا امنی دامن می زند، اعتماد و امید به مشارکت مؤثر در توسعه کشور را از بین می برد، بر سرراه حقوق، آزادی ها، دسترسی به اینترنت و شرایط کسب و کار مانع یا ابهام ایجاد میکند و عوام بازار پوپولیستی به راه می اندازد نتیجه اش مهاجرت نخبگان یا به بیرون است یا به درون. رفتن ودر به دری یا ماندنی مأیوسانه و منفعلانه واحساس غربت در وطن خویش.
نیاز شدید داریم به سیاستهایی که بلیتهای نخبگانمان دو طرفه شود. ایرانیان مقیم خارج نسبت به مهاجران دنیا، جزو بالاترین های سطح تحصیلات و ثروت و ارتباطات و تحرکات هستند و اگر ما با آنها راه همگرایی و تعامل مثبت در پیش نگیریم به سمت واگرایی سوق می یابند. این به ثبات وتوسعه کشور لطمه می زند و جامعه را از بهره وری سرمایه های فکری و انسانی خویش محروم می سازد. واقعا ضرر می کنیم واز دنیا عقب می مانیم
گفت وگوی لیلا ابراهیمیان با مقصود فراستخواه، مجله آینده نگر، ش 113، آبان 1400: 57-60
لینک مجله :