مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

زندگی اجتماعی،امید،آینده و نقش ما در ساختن فردای بهتر






با میزبانی انجمن ادبی، هنری و فرهنگی فرهیختگان
نشست: زندگی اجتماعی،امید،آینده و نقش ما در ساختن فردای بهتر
زمان: ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ساعت ۱۷:۰۰مکان: تبریز- اول خیابان پاستور قدیم- سالن خانه سلامت

هیچ حکومتی صرفاً از درون خود اصلاح نمی‌شود

فراستخواه:

مشروطه حاصل شکست اصلاحات از بالا بود

قانون و آزادی بدون نهادهای مدنی پایدار نمی‌ماند

 

14 مرداد 1405

یک جامعه‌شناس و پژوهشگر تاریخ اندیشه، با بیان اینکه انقلاب مشروطه پس از ناکامی الگوهای مختلف اصلاحات در ایران شکل گرفت، گفت: تجربه تاریخی نشان می‌دهد که هیچ حکومتی صرفاً از درون خود اصلاح نمی‌شود و تحقق قانون و آزادی نیازمند جامعه‌ای برخوردار از نهادهای مدنی، فرهنگ گفت‌وگو و صبر فعال است.

مقصود فراستخواه با اشاره به دشواری‌های تاریخی جامعه ایران در مسیر نهادسازی اظهار کرد: جامعه ایران برای دستیابی به آزادی و قانون، مسیری طولانی و پرهزینه را پیموده است و همچنان نیز به «صبر فعال» نیاز دارد؛ صبری که با عمل، تجربه و یادگیری همراه باشد، نه انتظار منفعلانه.

وی با مرور زمینه‌های شکل‌گیری انقلاب مشروطه، سه الگوی اصلاح پیش از مشروطه را تشریح کرد و گفت: نخستین الگو، اصلاحات از درون حکومت بود؛ جریانی که تلاش می‌کرد با حفظ ساختار قدرت، اصلاحاتی محدود ایجاد کند، اما وابستگی اقتصادی، استقراض خارجی و ناتوانی در حل بحران‌های کشور، مانع موفقیت آن شد.

فراستخواه افزود: تجربه تاریخی نشان داد که اصلاحات از بالا نتوانست پاسخگوی مطالبات جامعه باشد و در نهایت نیز به افزایش نارضایتی و بروز خشونت انجامید.

وی دومین الگو را «کنشگران مرزی» دانست و گفت: گروهی از اصلاح‌طلبان و مدیران می‌کوشیدند در مرز میان دولت و جامعه، اصلاحات اداری، آموزشی، مالی و اجتماعی را پیش ببرند، اما این جریان نیز با دو مانع اساسی روبه‌رو شد؛ نخست، رقابت‌ها و تحولات قدرت‌های جهانی که بر روند تحولات داخلی ایران اثر می‌گذاشت و دوم، مقاومت ساختارهای قدرت داخلی که مانع پیشبرد اصلاحات می‌شد.

وی ادامه داد: در ساختارهای قدرت، همواره نوعی حامی‌پروری شکل می‌گیرد که بخشی از جامعه را برای حفظ منافع خود با ساختار موجود همراه می‌کند و همین مسئله، روند اصلاحات را با دشواری مواجه می‌سازد.

فراستخواه با بیان اینکه پس از ناکامی این دو الگو، راهی جز شکل‌گیری یک جنبش اجتماعی باقی نماند، اظهار کرد: انقلاب مشروطه یک جنبش شهری بود، اما جامعه آن روز ایران از نهادهای مدنی، صنفی، حرفه‌ای و اقتصادی قدرتمند برخوردار نبود و همین ضعف نهادی موجب شد که جنبش نتواند همه اهداف خود را محقق کند.

وی افزود: در چنین شرایطی، جریان‌های رادیکال و افراطی نیز وارد عرصه شدند و خشونت‌های سیاسی، اختلافات مذهبی و تنش‌های اجتماعی، مسیر تحقق آرمان‌های مشروطه را دشوارتر کرد.

این پژوهشگر تاریخ اندیشه با اشاره به شرایط اجتماعی ایران در آغاز قرن چهاردهم هجری گفت: در زمان وقوع انقلاب مشروطه تنها حدود یک‌چهارم جمعیت ایران شهرنشین بودند و نرخ باسوادی نیز بسیار پایین بود؛ بنابراین جامعه خواهان آزادی و قانون بود، اما زیرساخت‌های اجتماعی لازم برای تحقق این مطالبات هنوز شکل نگرفته بود.

وی همچنین با اشاره به نقش قدرت‌های خارجی در تحولات آن دوره اظهار کرد: ایران در موقعیتی قرار داشت که قدرت‌های بزرگ اجازه نمی‌دادند مسیر توسعه ملی، استقلال و استقرار حکمرانی قانون‌مدار به‌طور طبیعی طی شود و منافع خود را بر تحولات داخلی مطالبه‌گری و ایستادگی دارد.

وی با استناد به گزارش‌ها و تحلیل‌های کارشناسان خارجی حاضر در دوران مشروطه گفت: یکی از ارزیابی‌های آن دوره نشان می‌دهد که مردم ایران خواهان آزادی و حکومت قانون بودند، اما برای اجرای این آرمان‌ها، فرصت کافی برای تقویت مهارت‌های مدنی، فرهنگ گفت‌وگو و نهادسازی در اختیار نداشتند.

وی تأکید کرد: قانون‌گرایی تنها با تصویب قانون محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند احترام شهروندان به حقوق یکدیگر، گفت‌وگو، مدارا، پرهیز از خشونت و شکل‌گیری فرهنگ مدنی است.

فراستخواه در ادامه، مداخلات روسیه و انگلستان را از مهم‌ترین موانع استقرار کامل نظام مشروطه دانست و افزود: این قدرت‌ها با هدف حفظ نفوذ خود، از شکل‌گیری یک دولت مستقل، قانون‌مدار و مقتدر در ایران حمایت نمی‌کردند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش نخبگان سنتی در ساختار قدرت اشاره کرد و گفت:یکی دیگر از مشکلات آن دوره، انحصار قدرت در دست گروه محدودی از نخبگان سیاسی بود که مانع ورود نیروهای تازه، اندیشه‌های نو و استعدادهای جدید به عرصه حکمرانی می‌شدند.

این جامعه‌شناس در پایان خاطرنشان کرد: انقلاب مشروطه اگرچه دستاوردهای بزرگی در زمینه قانون‌خواهی، آزادی و محدودسازی قدرت داشت، اما تحقق کامل آرمان‌های آن نیازمند نهادهای اجتماعی توانمند، فرهنگ مدنی، مشارکت عمومی و فرصت کافی برای بلوغ سیاسی جامعه بود.

 

در اینجا

 

 پوشه دیداری سخنرانی مقصود فراستخواه در مراسم بزرگداشت یکصدوبیستمین سالگرد نهضت مشروطه ایران،


نهضت مشروطه؛قانون و آزادی
زمان: چهارشنبه ۱۴ مردادمکان:تالار پتروشیمی تبریز
در کانال تلگرام:https://t.me/mfarasatkhah/2757

اقتصاد وثروت ملت در غیاب عقلانیت نابود می شود


12 مرداد 1405

مقصود فراستخواه با حضور در اتاق تبریز؛تاریخ اتاق تبریز روایت عقلانیت اجتماعی و اقتصادی ایرانیان است مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس در آیین رونمایی از کتاب «تاریخ اطاق تبریز» با بیان اینکه کتاب «تاریخ اطاق تبریز» فراتر از تاریخ یک نهاد اقتصادی است، گفت: این اثر روایت عاملیت، پایداری و عقلانیت مردمانی است که در سخت‌ترین فراز و فرودهای تاریخی، امکان‌های تازه‌ای برای زندگی، تولید و توسعه خلق کرده‌اند.به گزارش روابط عمومی اتاق بازرگانی تبریز، وی ادامه داد: مطالعه این کتاب برای من تجربه‌ای ارزشمند و آموزنده بود. این اثر نشان می‌دهد که اتاق بازرگانی تبریز صرفاً تاریخ تجارت و صنعت نیست، بلکه داستان زندگی مردم تبریز و تلاش آنان برای تداوم حیات اجتماعی و اقتصادی در بستر حوادث تاریخی است.

وی با تأکید بر اهمیت روایت تاریخی افزود: جوامع برای شناخت خود به روایت نیاز دارند، روایت موفقیت‌ها، شکست‌ها و تجربه‌های تاریخی، کتاب «تاریخ اطاق تبریز» بخشی از حافظه جمعی جامعه را ثبت کرده و یادآور می‌شود که چگونه شهروندان تبریز در دل محدودیت‌ها، فرصت‌های تازه‌ای برای توسعه خلق کرده‌اند.
فراستخواه با اشاره به نقش کسب‌وکارهای خانوادگی در شکل‌گیری اقتصاد تبریز گفت: بخش مهمی از تاریخ اقتصادی ایران بر پایه کسب‌وکارهای خانوادگی شکل گرفته است. بسیاری از خانواده‌های بازرگان تبریز با اتکا به اعتماد، همکاری و سرمایه اجتماعی، زنجیره‌هایی از تولید، تجارت و ارزش‌آفرینی را ایجاد کردند که آثار آن تا امروز باقی مانده است.
وی تبریز را شهری با پیشینه‌ای جهانی دانست و افزود: این شهر همواره در مسیر ارتباط شرق و غرب قرار داشته است، گزارش‌های تاریخی، از جمله سفرنامه ابن بطوطه، نیز جایگاه ممتاز بازار تبریز را در جهان آن روزگار نشان می‌دهد، بازاری که تنها محل دادوستد نبود، بلکه نهادی اجتماعی، فرهنگی و آموزشی به شمار می‌رفت.
این استاد جامعه‌شناسی با اشاره به فراز و نشیب‌های تاریخی تبریز اظهار کرد: این شهر بارها در اثر جنگ، زلزله، دگرگونی‌های سیاسی و بی‌ثباتی‌های حکمرانی آسیب دیده، اما هر بار توانسته است با تکیه بر سرمایه اجتماعی و عقلانیت جمعی دوباره خود را بازسازی کند.
وی یکی از ویژگی‌های تاریخی جامعه تبریز را شکل‌گیری «عقلانیت مبتنی بر احتیاط» دانست و گفت: تجربه مداوم بحران‌ها موجب شده است نوعی عقلانیت سیاسی و اقتصادی در میان مردم و بازرگانان تبریز شکل بگیرد، عقلانیتی که بر محاسبه، آینده‌نگری، پذیرش ریسک عقلانی، صبوری و تدبیر استوار است و همین ویژگی زمینه تداوم فعالیت‌های اقتصادی این شهر را فراهم کرده است.
فراستخواه با بیان اینکه بازار تبریز صرفاً یک فضای اقتصادی نبوده است، خاطرنشان کرد: بازار تبریز نمونه‌ای از یک نهاد اجتماعی بود که در آن تجارت با آموزش، فرهنگ، مذهب، خدمات عمومی و روابط انسانی درهم آمیخته بود. این ویژگی سبب شد سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی، پشتوانه فعالیت‌های اقتصادی باشد.
وی همچنین بر اهمیت تعامل با جهان در مسیر توسعه تأکید کرد و گفت: تمدن ایرانی همواره زمانی شکوفا شده که توانسته با جهان ارتباط برقرار کند، از تجربه دیگران بیاموزد و در عین حال بر پایه خلاقیت و هویت خود دست به نوآوری بزند. توسعه نتیجه ترکیب خلاقانه تجربه‌های جهانی با ظرفیت‌های بومی است.
این استاد جامعه‌شناسی با اشاره به نقش نهادهای پایدار در توسعه افزود: هرچند بسیاری از نهادهای رسمی در تاریخ ایران دچار ناپایداری بوده‌اند، اما نهادهایی همچون خانواده، شبکه‌های اجتماعی و نهادهای مدنی توانسته‌اند بخش مهمی از سرمایه فرهنگی و اقتصادی جامعه را حفظ کنند و اتاق بازرگانی تبریز نیز یکی از همین نهادهای ماندگار است.
فراستخواه با قدردانی از پژوهشگران، نویسندگان و دست‌اندرکاران تدوین این اثر، ابراز امیدواری کرد انتشار جلدهای بعدی کتاب «تاریخ اطاق تبریز» بتواند ابعاد بیشتری از تاریخ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تبریز را برای پژوهشگران و نسل‌های آینده روشن سازد.

 

 

اینجا 

کتاب «ضیافت کلمات» اثر مقصود فراستخواه منتشر شد

کتاب ضیافت کلمات مقصود فراستخواه منتشر شد

مرداد ماه 1405

تهران:  نشر همرخ

 


این کتاب حدیت نفس نویسنده‌ای است که با زبان دل، درونیات و تأملات وجودی‌اش را از خلوت ذهن به روی کاغذ آورده و در «ضیافت کلمات»، با خود و خواننده سخن می‌گوید. وی در این کتاب، عواطفش را با ژرفایی فلسفی در هم می‌آمیزد و دلمشغولی‌اش را به سرگذشت و سرنوشت انسان ایرانی در این روزگار پر التهاب، دستمایه‌ای برای نوشتن می‌کند. باشد که از دل این نوشته‌ها راهی به قلب مردمان بگشاید و زبان حال را بهانه‌ای برای همدلی و همراهی کند.

مقصود فراستخواه امسال قدم به هفتادسالگی گذاشت و این هفتاد یادداشت که از میان نوشته‌های شخصی او در طی سال‌ها برگزیده شده، دل‌نوشته‌های اندیشمندی است که یک دم از حال دل مردم و روزگارشان غافل نبوده و هر چه گفته و هر چه نوشته، گواهی است بر دلمشغولی‌هایش برای ایران و ایرانی و تقلایش برای گشودن روزنی از نور در دل تاریکی.

همراهی ارزشمند هنرمند جوان افغانستانی، شاه‌مقصود تیموری، نیز بهانه‌ای شد برای محکم کردن پیوندهای همسایگی.

مفتخریم که «ضیافت کلمات» به قلم استاد فراستخواه را تقدیم خوانندگان گرانقدر خود ‌کنیم. امید که ترکیب متن و تصویر و صوت، که با صدای دلنشین نویسنده همراه شده، در دل خوانندگان نقشی از عاطفه و معنا بیافریند و در این ایام پر افتتان، مرهمی باشد بر دل‌های زخم‌خورده و جان‌های رنج‌دیده مردمانمان.

برخی از عناوین یادداشت‌ها:
ابدیت در دل لحظه اکنون است
شاید جهان به پرسش‌های ما پاسخ بدهد
جهان در میانه راه خویش
قابیل و هابیل
خدا آن است که اشک بریزد
شاید آشوب نفس‌هایمان بداهه‌ای شد
صلح مهم‌تر از حقیقت بود
حماسه و تراژدی
دوئل زندگی و مرگ
دموکراسی مناسک صندوق نیست
از آرمانشهر تا ویرانشهر
اشک‌های تلح بی‌حاصل
کاش اذان با ناقوس همصدا می‌شد
جایی باید سر فرود آورد و فروتن بود
تنهایی‌های غریب ما
قلمرو مشاع معرفت و فضیلت سکوت

 

سیاست دوستی در زیر آوار (فایل صوتی)


فایل صوتی بحث فراستخواه 

در اینجا



سیاست دوستی در زیر آوار


بحث مقصود فراستخواه

در  نقد کتاب خلق جهان مشترک ایرانی

( محمد جواد غلامرضا کاشی)


در خانه کتاب اردیبهشت

تهران

 6 مرداد 1405

اطاق تبریز، بخشی از داستان ماست؛ افتان وخیزان می رفتیم


نشست رونمایی و بررسی کتاب تاریخ اطاق تبریز

 

سخنرانان:

 مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس

 رحیم رئیس‌نیا: پژوهشگر تاریخ

  مسعود بنیابان: نایب‌رئیس اتاق بازرگانی تبریز

 جعفر محرم‌پور: دبیر اتاق بازرگانی تبریز

 سعید جلالی: پیشکسوت حوزه فرهنگ و نشر

 محمدسعید کرم‌زاده: مولف کتاب تاریخ ‌اطاق تبریز

 

زمان: دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت: ۹:۳۰




جُستارهای آموزش عالی، دانشگاه و علم‌ورزیِ ایرانی


انتشار کتاب جُستارهای آموزش عالی، دانشگاه و علم‌ورزیِ ایرانی

کتاب "جُستارهای آموزش عالی، دانشگاه و علم‌ورزیِ ایرانی" توسط دکتر مقصود فراستخواه استاد مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش‌عالی تالیف و از سوی انتشارات موسسه راهی بازار نشر شد.

به گزارش روابط عمومی موسسه، مولف در مقدمه کتاب نوشته  است:


دانشگاه در ایران فرازوفرود بسیار داشت، قصه پرغصه‌ای شد و همچنان هنوز نیز هست. نهاد علم، بخشی از طرح اجتماعی ایران و تکه‌ای از طرح تجدد و تمدن و توسعه و نیک‌بختی اجتماعیِ پرمصیبت ما بود و هست. ایران، طرحی ناتمام است و برای تمام‌شدن، خود به علم‌ورزی و دانشگاه نیاز داشت و همچنان با نیازهای فروخورده خویش، دست به گریبان است. ایران در امیدوارانه‌ترین حالت، جامعه‌ای در راه است و آموزش عالی، تکیه‌گاهی جمعی برای انباشت سرمایه انسانی بلندمدت برای این سرزمین بود و همچنان هست. نهاد تفکر و علم در ایران، نقطه امیدی در دل انبوه نومیدی‌های‌مان برای خلق سرمایه فرهنگی و اجتماعی و نمادین بود.دانشگاه قابل تقلیل به علم ابزاری و دانش تخصصی و کارخانه شغل‌سازی و محلی برای تولید آدم‌های سازمانی نیست. دانشگاه نهاد بلوغ و نهاد علم است و نهادی که می‌تواند تولید آگاهی، تولید معرفت و تفکر و تولید معنا، تولید ارتباط و فضا کند. تولید تحرک اجتماعی و تولید آگاهی اجتماعی کند. فرزندان این سرزمین شاید در حیات دانشگاهی بتوانند تجربه‌ای از «بودن‌ـ‌درـ‌جهان» را آزمون کنند و هویت و سبک زندگی تازه بجویند، سطوح بالغ معرفت‌شناختی و تفکر انتقادی خویش را پی‌جویی کنند. درنتیجه دانشگاه، نهاد معرفت و فضای ارتباط و باشگاهی اجتماعی است. فرزند شهر است. از متن شهر بر می‌خیزد و مدام با شهر زندگی می‌کند.فرازوفرود دانشگاه به ما می‌گوید که معاصربودن ایران و نیک‌بختی اجتماعی ایران، منطق‌ درونی دشواری داشت. چرا گاه اوج می‌گرفت و خیلی وقت‌ها نیز در حضیض می‌شد و چگونه ما گاه اندکی موفق می‌شدیم و بسیار نیز شکست می‌خوردیم؟ شاید بخش مهمی از داستان موفقیت و داستان شکست ما تنها از طریق تاریخ‌پژوهی معرفت‌ورزی و علم‌ورزی جدید در ایران و از رهگذر مردم‌شناسی علم، وجامعه‌شناسی دانش ایرانی و تحلیل پویایی‌های دانشگاه قابل پی‌جویی است. خوشا ملت‌هایی که اگر شکست می‌خورند، داستان شکست دارند و تحلیل شکست می‌کنند. ما داستان شکست نداشتیم یا کم داشتیم و گاه داستان اندک پیروزی‌های‌مان را نیز در شرح فتح‌الفتوحات به ابتذال می‌کشیدیم. ما داستان شکست نداشتیم و اگر داشتیم جرئت فهم فاجعه و جسارت و دلیری تحلیل جدی شکست نداشتیم یا کم داشتیم.جنبش علمی و دانشگاهی در تاریخ معاصر ایرانی، چالش استعدادهای انسانی و فکری و اجتماعی این سرزمین با ساختارهای متحجر و متصلب بود. ساختارهایی که چندان از هوش اشباع نمی‌شدند، اگر ایران چند هزار سال دوام آورده است، بیش از این که حاصل ساختارها باشد به تقلای عاملان انسانی فراهم می‌شد و مستعجل بود. عاملیت‌ها افق‌گشایی و کارسازی می‌کردند. در ایران بیشتر عاملان انسانی هوشمند بودند که کار ناتمام ایران را دنبال می‌کردند و آنها نیز اغلب از پی می‌افتادند.دانشگاه‌ها علاوه بر وجوه سازمانی و حتی احیاناً بنگاهی خود، کم‌وبیش همچنان نهادهای اجتماعی و فرهنگیِ عام‌المنفعه‌ای هستند که با ارزش‌های نمادین و آکادمیک خود برای جامعه تولید معنا می‌کنند. دانشگاه‌ها علاوه بر تولید دانش، می‌توانند تولید ارتباط کنند. دانشگاه‌ها نهادهایی مشروعیت‌ساز هستند. دانشگاه‌ها با خود فضیلت‌های تاریخی دانش و تمدن و حافظه فرهنگی ایران را نیز حمل می‌کنند.در اثر حاضر، هر جستار پاره‌ای تقلاهای فهمیدن مسائل در یک حوزه را صورت‌بندی می‌کند. درواقع، هر جستار کوششی برای مسئله‌مندکردن یک یا چند موضوع، که چه‌بسا پیش‌پاافتاده انگاشته شده است، نشان می‌دهیم که در اینجا چیزی هست. در جستار، سرشت آشنایی‌زدایی هست و اینکه امورِ بدیهی انگاشته شده، دوباره در معرض پرسش و اندیشیدن قرار گیرند و دوباره بازتحلیل و پی‌جویی شوند. در آنها کوشش برای اختصار هست. بدون اینکه از غموض موضوع فرار کنیم و پاسخ‌های نهایی دهیم.


علاقمندان می توانند برای خرید کتاب با شماره ۲۳۵۱۷۱۶۷ تماس حاصل فرمایند.

مشروطه ، قانون وآزادی

در یکصدوبیستمین سالگرد نهضت مشروطه ایران، خانه توسعه آذربایجان برگزار می کند :نهضت مشروطه؛قانون و آزادی
 مقصود فراستخواه-داریوش رحمانیان-عباس قدیمی- باقر صدری نیا
زمان: چهارشنبه ۱۴ مرداد 1405

ساعت ۱۷

مکان:تالار پتروشیمی تبریز

مردم چگونه شهر را از آنِ خود می‌کنند؟

در نشست «شهروند، شهر و فضامندی» مطرح شد

مردم چگونه شهر را از آنِ خود می‌کنند؟

نگین شریفی ، خبرنگار شهر

شهر جایی است که در آن ساختارهای قدرت و شهروندان پیوسته برای تصاحب و تعریف فضا با یکدیگر کشمکش دارند. این محور اصلی نشست «شهروند، شهر و فضامندی» بود. سه استاد دانشگاه، از منظر جامعه‌شناسی، معماری و مطالعات توسعه، درباره نسبت شهروندان با فضای شهری سخن گفتند و استدلال کردند که مردم، حتی در دل سیاست‌گذاری‌های محدودکننده، با کنش‌های روزمره خود می‌توانند فضاهای شهری را از نو معنا کنند.

بازتاب ساختار قدرت در سیاست‌گذاری شهری

غروب شنبه، چهارم مرداد، کتاب‌فروشی «وزن دنیا» میزبان جمعی از علاقه‌مندان به گفت‌وگو درباره نسبت شهر، فضامندی و زندگی شهروندان بود. کارشناسان حاضر در این نشست تأکید کردند که شهر همواره میدان کشمکش میان ساختارهای قدرت و شهروندان بوده است. از یک سو، سیاست‌گذاری شهری می‌کوشد با ایجاد فضایی هژمونیک، شهروندان را به نظاره‌گرانی منفعل تبدیل کند و از سوی دیگر، مردم همواره راه‌هایی برای بازپس‌گیری فضا یافته‌اند. برای نمونه، پاساژها که صرفاً برای خرید ساخته شده بودند، به مکان‌هایی برای پرسه‌زنی و شکل‌گیری سبک زندگی بدل شدند. حاضران نیز با طرح پرسش‌های خود، درباره این موضوع با پژوهشگران به گفت‌وگو پرداختند.

«مقصود فراستخواه»، استاد برنامه‌ریزی توسعه و آموزش عالی، نخستین سخنران نشست بود. او گفت فضامندی بخشی از زندگی و ادراک انسان است. به گفته او، «نحوه بودن، عواطف، هنجارها و ارتباطات ما فضامند است»

او سپس پرسش‌هایی درباره نسبت شهر و شهروند مطرح کرد: «چگونه شهر از آنِ شهروندان می‌شود؟ چگونه فضاهای شهری دولتی و کالایی می‌شوند؟ مبلمان شهری برای چه کسی طراحی می‌شود؟ چه میزان فضای اجتماعی در شهر وجود دارد و شهروندان تا چه اندازه در خلق فضاهای شهری سهیم هستند؟»

این جامعه‌شناس درباره بازنمایی شهر از سوی ساختارهای قدرت گفت: «ساختارهای قدرت با سیاست‌گذاری شهری، فضا را به گونه‌ای بازنمایی می‌کنند که شهر را همان‌گونه ببینیم که آن‌ها می‌خواهند؛ به این وضعیت فضای هژمونیک گفته می‌شود. اما شهروندان نیز فضاهای بازنمایی خود را خلق می‌کنند که در برابر قدرت مسلط قرار می‌گیرد. برای مثال، طی چند دهه گذشته دختران ما دانشگاه‌ها را از آنِ خود کردند

فراستخواه معتقد است ایدئولوژی‌ها فضاهای خود را می‌سازند، اما شهروندان آن‌ها را دگرگون می‌کنند. او گفت: «پاساژها برای خرید و فعالیت اقتصادی ساخته شده بودند، اما مردم پاساژگردی را ابداع کردند و آن را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کردند. به این ترتیب، این فضا را از آنِ خود کردند

او همچنین خیابان را صرفاً گذرگاهی برای عبور نمی‌داند، بلکه آن را نبض زندگی اجتماعی و عرصه پرسه‌زنی توصیف می‌کند؛ پرسه‌زنی‌ای که به گفته او، به بخشی از فرهنگ جامعه ایران تبدیل شده است.

فضاهای شهری ایران در چهار پرده

فراستخواه در ادامه، تاریخ معاصر ایران را از منظر فضامندی در چهار پرده روایت کرد.

به گفته او، پرده نخست، انقلاب مشروطه است. «انقلاب مشروطه، انقلابی شهری و فضامند بود. این انقلاب با افزایش شهرنشینی تا حدود ۲۵ درصد شکل گرفت. پیش از آن، شهرنشینی هنوز به توده بحرانی نرسیده بود که بتواند زمینه‌ساز انقلاب شود. با شکل‌گیری جمعیت شهری، جنبش و مطالبه نیز پدید می‌آید. تا مردم حضور نیابند و بدنمندی خود را در شهر بروز ندهند، انقلابی رخ نمی‌دهد

او معتقد است شهروندان انقلاب مشروطه را آغاز کردند، اما طبقات ایلی، نخبگان سنتی، زمین داران و خان‌ها و روحانیون آن را از مردم گرفتند. «مردم ایران توانستند یکی از انقلاب‌های بزرگ را رقم بزنند، اما نتوانستند آن را حفظ کنند. در نتیجه، انقلاب مصادره شد و فضاهای سلطه آن را در اختیار گرفت

پرده دوم، به گفته او، دوران نوسازی و مدرنیزاسیون دولتی در عصر پهلوی است. «در این دوره، به جای آن‌که مردم پیش‌برنده مدرنیته باشند، مدرنیزاسیون دولتی با رویکردی بوروکراتیک و متمرکز دنبال شد. در اینجا نظمیه بر بلدیه غلبه کرد. یکی از دلایل ناکامی این مدرنیزاسیون نیز دولتی بودن آن بود، زیرا مشارکت مردم در خلق فضاها کمرنگ ماند و همین روند به  شکست مدرنیزایون دولتی و پیروزی انقلاب اسلامی انجامید

او پرده سوم را دوران پس از انقلاب اسلامی دانست. «در این دوره، اسلامی‌سازی جای نوسازی را گرفت، اما مردم همچنان نقش پررنگی در تولید فضا نداشتند. غیریت‌سازی شکل گرفت؛ برای مثال، زنان به «دیگری» تبدیل شدند و زندگی عرفی زیر سلطه زندگی مذهبی قرار گرفت. در نتیجه، کسانی که سبک زندگی عرفی داشتند، جایگاهی در فضای شهری نداشتند و به رسمیت شناخته نمی‌شدند

فراستخواه پرده چهارم را جنگ و تجاوز اخیر علیه ایران توصیف کرد و گفت: «این جنگ سبب شد فضاهای هژمونیک شهری دوباره فعال شوند و فضای شهر به فضای اردوگاهی نزدیک شود. در چنین شرایطی، شهروندان بخشی از زندگی اجتماعی خود را از دست می‌دهند و دیگر نمی‌توانند آن زندگی شهروندی مطلوب را تجربه کنند.»......

نقل از : https://payamema.ir/payam/158152

نشست نقد کتاب «سیاستی دیگر : خلق جهان مشترک ایرانی»


نشست نقد کتاب «سیاستی دیگر : خلق جهان مشترک ایرانی»

مؤلف: محمد جواد غلامرضا کاشی

ناقدان: مقصود فراستخواه و رضا نجف زاده

سه شنبه 6 مرداد 1405، ساعت 6 عصر

تهران ، فرشته ، پلاک 7 ، ساختمان نسل کتاب.