مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

مقصود فراستخواه

فضایی میان ذهنی در حوزه عمومی نقد و گفت وگو

از ویرانشهر تا امکان معرفت اجتماعی و رهایی


پیام افشار دوست در نشست عمومی گروه جامعه شناسی معرفت با مقصود فراستخواه گفتگویی درانداخت:

پیام افشار دوست در نشست عمومی گروه جامعه شناسی معرفت با مقصود فراستخواه گفتگویی درانداخت

۲۵ شهریور ۱۴۰۴ در گفت‌وگو درباره پشت پرده آگاهی این پرسش از دکتر فراستخواه مطرح شد: «منظور او از عسرت معرفت چیست و چه عواملی ساخت اجتماعی معرفت در ایران را با مانع مواجه کرده‌اند؟»

v     اومعتقد بود در یک قرن اخیر زبان اجتماعی ما آرمان‌شهری، خطابه‌ای و جدلی شده است. از دل این وضعیت ایدئولوژی‌هایی سربرآورده که ایرانِ ما را ویران کرده.

§         شما هم فکر می‌کنید در پی مدینه‌فاضله بودن نتیجه عکس داده است؟

 

v     اما او بر این باور است که تکامل به مغز ما امکان معرفت‌ورزی را می‌دهد و نهاتیاً ما خواهیم توانست دنیایی بهتر برای خود بسازیم.

§         این استدلال او برای شما امیدبخش است؟

 

v     او سه شرط برای امکان ساخت اجتماعی معرفت برشمرد: تولد و توسعه فرد فاعل و شناسا، توسعه اجتماعات معرفتی و تفسیری و ایجاد حوزه عمومی آزاد برای گفت‌وگو.

§         فکر می‌کنید چرا تاکنون این شروط محقق نشده؟ یا شاید هم به میزانی شده؟!

 

v     فراستخواه از فلسفه ثنویت ایرانی سخن گفت و اینکه همیشه خیر و شر، اهورا و اهریمن هردو در جهان ما بوده است. موانع هست، اما ظرفیت‌ها هم هست.

§         منظور او از فلسفه ثنویت برایتان روشن است؟

وقتی پرسیدم آیا شواهدی از حرکت به سمت این امکانات می‌بینید، از «جامعه معطل» گفت که ضجه دارد و نقد می‌کند و امیدوار بود.


امکان معرفت در جامعه ناتمام

گفتاری از مقصود فراستخواه • September 22 at 7:09 PM

 

این پرسش‌ها و پاسخ‌ها را از اینجاhttps://t.me/SociologyOfKST/36?single بشنوید

یا متن کامل را از اینجا https://telegra.ph/social-construction-of-Knowledge-09-22بخوانید.

متن کامل بحث فراستخواه در گفتگو با پیام افشار دوست:

مسئله «ساخته‌شدن اجتماعی معرفت» در کانون بحث ماست. همیشه معرفت به شکل اجتماعی ساخته می‌شود. اما ما گاه آن را به‌صورت فردی و انتزاعی در نظر می‌گیریم: سوژه‌ای منفرد، در خلأ، جدا از جامعه، نهادهای اجتماعی، تاریخ، مناسبات قدرت و ثروت. جامعه‌شناسی معرفت می‌خواهد نشان دهد واقعیت و معرفت چگونه به شکل اجتماعی ساخته می‌شوند. زبان چگونه جهان را برای ما می‌سازد؟

در تجربه معاصر جامعه ایرانی، این ساخته‌شدن اجتماعی معرفت کژتابی‌ها و گرفتاری‌های فراوانی داشته است. آزمون معرفت اجتماعی ما، آزمونی دردناک بوده است. جامعه ما زخمی است و از دل این زخم‌ها، یوتوپیاها یا آرمان‌شهرهایی ساخته شده‌اند. یوتوپیا نیز صورتی از معرفت اجتماعی است. در طی یک قرن اخیر، زبان اجتماعی ما یوتوپیک و رتوریک شده است: بومی‌گرایی، سنت‌گرایی، شیعی‌گرایی، اسلام‌گرایی، چپ‌گرایی، ملی‌گرایی و اینها زبان و جهان ما را ساخته‌اند.

از دل این زبان یوتوپیک، ایدئولوژی‌ها سر برآورده‌اند. ایدئولوژی هم شکلی از معرفت است: معرفتی که مدعی انسجام است، صدایی بلند دارد، اما به شواهد و جزئیات چندان حساس نیست و نسبتش با تجربه زیسته، گاه مخدوش می‌شود. ایدئولوژی نه چیزی است که ناگهان بر ما نازل شده باشد، بلکه برخاسته از وضع معرفتی، زیست اجتماعی، مناسبات قدرت و ثروت و وضعیت نهادی ماست. در ایران، ایدئولوژی‌ها ما را جابه‌جا کرده‌اند. آنها از دل یوتوپیا برخاسته‌اند، اما امروز برای ما دیستوپیا یا ویران‌شهر ساخته‌اند. جامعه‌شناسی معرفت نشان می‌دهد چگونه معرفت‌ها، روایت‌ها و ایدئولوژی‌ها به‌صورت اجتماعی ساخته می‌شوند و چگونه فرماسیون‌های قدرت و معرفت در هم تنیده‌اند. نتیجه آن، سرگیجه‌های معرفتی امروز ماست.

جامعه ما گرفتار چرخه‌های معیوب معرفتی شده است. پاسخی که به‌عنوان یک ایرانی، یک دانش‌آموز، و یک عضو کوچک معرفت‌ورزی جمعی به این وضعیت می‌دهم، باور به «امکان معرفت» است. معرفت، کنشی انسانی و خودآگاه است؛ کنشی تأملی و بازاندیشانه. انسان می‌تواند تفکر انتقادی داشته باشد و پرسش‌های مکرر طرح کند: پرسش از ایران، از قدرت، از معرفت، از دین، از شیعی‌گری. این امکان معرفت است که باید بر آن تأکید کنیم.

استدلال من برای امکان معرفت، بیانی زیستی نیز دارد. به کتاب عاملان آزاد (Free Agents) از کوین میچل ارجاع می‌دهم: «چگونه تکامل، به ما اراده آزاد داد؟» تکامل مغز انسانی به ما امکان معرفت می‌دهد. مغز اجتماعی ما، حتی مهم‌تر از مغز فردی ما، ظرفیت‌هایی برای آزادی، برابری، عدالت و فضیلت ایجاد کرده است. این همان نظریه کارگزار است: ما می‌توانیم به‌عنوان سوژه‌های معرفتی، به‌عنوان عاملان اجتماعی، دنیایی بهتر برای خود بسازیم.

نباید تحلیل‌های آخرالزمانی ارائه کنیم و وضعیت را دراماتیک جلوه دهیم. «عسرت معرفت» سرنوشت ما نیست؛ وضعیتی است که می‌توان با آن مواجهه‌ای رهایی‌بخش داشت. من ایران را «جامعه‌ای مسخر و ناتمام» می‌دانم؛ جامعه‌ای معطل که اگر رها شود، می‌تواند نیروهای خود را آزاد کند. صدای ضجه و نقد در این جامعه زنده است. توسعه اجتماعی، بالندگی و آزادی ممکن است، اما سه شرط دارد:

۱. تولد و توسعه فرد ایرانی به‌عنوان فاعل شناسایی مستقل که خود را از زیست قدرت و ابرروایت‌ها آزاد کند.  

۲. توسعه اجتماعات معرفتی و تفسیری که مرجعیت فکری تولید کنند؛ نهادهای علمی و معرفتی که امکان صدق فراهم کنند.     

3. ایجاد حوزه عمومی آزاد برای گفت‌وگو، نقد و بازاندیشی جمعی. در کتاب The Governance of Science فولر به ما توضیح می‌دهد که علم و معرفت هم دست نامرئی دارند. معرفت، آگاهی و دانش از طریق یک حوزه عمومی است که کار می‌کند نه از طریق یک نهادی که در بالادست نشسته باشد و متولی معرفت و حقیقت باشد. آنچه معرفت را امکان‌پذیر می‌کند و ما را به صدق نزدیک می‌کند، باورهایی است که توجیه جمعی دارند و قابل بررسی مکرر هستند.

این سه شرط می‌تواند معرفت را امکان‌پذیر کند و ما را به سوی عدالت، تقلیل رنج‌های بشری و بهبود شرایط زیست جمعی سوق دهد.

در ایران فلسفه‌ای از دیرباز بوده که آن را فلسفه ثنویت می‌نامیم. در این سرزمین همیشه مردم یک نوع فکر ثنوی داشته‌اند؛ به این معنا که در دنیا هم نیروهای اهریمنی، محدودیت‌ها و موانع وجود دارد و هم امور قابل اتکا برای رهایی، برای ظرفیت‌های اهورایی انسان، کردار نیک، گفتار نیک، پندار نیک، درستی، صدق، عدالت، آزادی، رهایی و شکوفایی. این در واقع همان امکانی است که من عرض می‌کنم که می‌توانیم به آن از طریق توسعه جهان سوم معرفت، توسعه مکان‌های سوم معرفتی و فضاهای آگاهی نزدیک شویم.

این جامعه ضجه دارد، درد می‌کشد، صدا دارد، زندگی دارد. با هر شهروند معمولی در این جامعه صحبت می‌کنید می‌بینید که دنیا را نقد می‌کند، جامعه را نقد می‌کند، دولت را نقد می‌کند، رانت، سهمیه‌بندی و ایدئولوژی را نقد می‌کند. من قصد ندارم جامعه ایران را خیلی یوتوپیک بکنم. جامعه ایران محدودیت‌هایی دارد، اما علی‌رغم محدودیت‌هایش، از طریق تکامل مغز اجتماعی، ظهور نخبگان معمولی و آزاد شدن استعدادها در جامعه ایران، ظرفیت‌هایی به وجود آمده است.

من وظیفه داشتم به عنوان یک عضو اجتماع معرفتی بر امکان‌ها تاکید کنم. همچنان معتقدم که امکان صدق، امکان معرفت، امکان عدالت، امکان دفاع از بشریت و امکان ارتقای شرایط بشری و تقلیل رنج‌ها هست و تاریخ برای همین مانده است. اخلاق یک نهاد تاریخی است. مردم به طور تاریخی یاد گرفته‌اند که با اخلاق باید زندگی کنند. اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند. بشریت به طور تاریخی حقیقت را فهمیده است. یعنی می‌داند که باید پی آواز حقیقتی بدود.

پساحقیقت، که متفکرانی مانند مک‌اینتایر در سال ۲۰۱۸ مطرح کردند، یا نهیلیسم نیچه، مرثیه‌ای برای فقدان حقیقت‌اند. من این‌ها را نه فریب، بلکه آگاهی‌ای دردناک و تراژیک می‌بینم. در پس این تراژدی است که می‌توانیم برای دردها و مشکلاتمان راه‌حل‌هایی بیابیم.

در پایان، همچنان معتقدم که امکان معرفت، امکان عدالت و امکان رهایی وجود دارد. تاریخ، اخلاق و حقیقت، همراه ما هستند. این تراژدی آگاهی که در عصر پساحقیقت تجربه می‌کنیم، خود فرصتی است برای جست‌وجوی راه‌های نوین رهایی و بهبود شرایط زیست جمعی.




در جهان پساحقیقت و عصر روایت سازی، آیا امکان معرفت هست؟


در پنل گروه جامعه شناسی معرفت طرح شد

در جهان پساحقیقت و عصر روایت سازی،

آیا امکان معرفت هست؟

بخشی از بحث کوتاه فراستخواه

 دربارۀ کژتابی های ساخت  اجتماعی معرفت در ایران معاصر



صوت در اینجا:


 https://s34.picofile.com/file/8487056642/%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B5%D8%B1_%D9%BE%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%D8%8C_%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%9F_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87.m4a.html

خواست صلح در ایران : امری تمدنی و امری مدنی

گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می کند:

کنفرانس بین المللی عصر صلح

◼️پنل ۱

فلسفه و ساختارهای اجتماعی

▫️محمدرضا نیکفر | فیلسوف | آلمان

فلسفه انتقادی، نسبت آزادی و صلح

▫️عباس نعیمی جورشری | جامعه‌شناس | ایران

خشونت ساختاری و صلح پایدار

◼️پنل ۲

فرهنگ و کنش‌گری مدنی

▫️مقصود فراستخواه | جامعه‌شناس | ایران ؛فرهنگ مدنی و آموزش صلح

▫️مینو مرتاضی لنگرودی | عضو خانه مادران صلح | ایران

کنشگری مدنی و صلح پایدار

▫️پروین شهبازی | روانشناس اجتماعی | هلند

جنبش‌های صلح؛ زندگی برای همه

◼️پنل ۳

آموزش و خانواده

▫️سعید پیوندی | جامعه‌شناس | فرانسه

آموزش و فرهنگ مدنی

▫️سعید معیدفر | جامعه‌شناس | ایران

سرمایه اجتماعی، خانواده و صلح

▫️نیره توحیدی | جامعه‌شناس | آمریکا

برابری جنسیتی و امکان های صلح در خاورمیانه

◼️پنل ۴

چشم‌انداز جهانی

 ▫️لطف‌الله میثمی | فعال مدنی | ایران

تجربه‌ جنبش‌های ایران و امکان صلح جهانی

▫️علیرضا بهتویی | جامعه‌شناس | سوئد

نابرابری اجتماعی و چالش‌های صلح

▫️عمادالدین باقی | پژوهشگر حقوق بشر | ایران

حقوق بشر و آشتی ملی

مدیر علمی کنفرانس: عباس نعیمی جورشری

کتاب روش تحقیق آمیخته؛ به هم پیوستن نظریه وعمل

چاپ پنجم کتاب «روش تحقیق آمیخته؛ بهم پیوست نظریه با عمل »  اثر شارلن نگی هسه بایبر (استاد جامعه شناسی دانشگاه بوستون)

 با ترجمه مقصود فراستخواهhttps://quest.irphe.ac.ir/content/5259/140406291

استاد موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالیhttps://irphe.ac.ir/persons.php?ppup=1&slc_lang=fa&sid=24&prsn_id=80 

 و دستیاری زینب ترکمان

 از سوی انتشارات علمی وپژوهشی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی منتشر شد .

 فراستخواه در مقدمه کتاب "روش تحقیق آمیخته" چنین بیان کرده است

از دو جهت در زندگی علمی‌ام به مباحث روش تحقیق نیازمند بودم و علاقه‌مند می‌شدم. 

نخست اینکه مطالعه کردن و فعالیت پژوهشی، کار روزمرّه‌ام بود،

 دلیل دوم، درس‌هایی با عنوان روش تحقیق بود که برعهده می‌گرفتم 

و آموخته‌هایم را با دانشجویان خویش (به‌ویژه در دوره‌های دکتری) به اشتراک می‌نهادم.

 این کتاب از آن جمله بود و در همان بدو انتشار به دست آوردم، خواندم و از جهاتی برای محققان مفید یافتم. 

بارها برای تحقیقات خود، یا از باب تهیۀ درس برای کلاس‌هایم به آن رجوع مجدد داشتم 

و به دانشجویانم معرفی می‌کردم. 

فکر می‌کردم بهتر است به زبان فارسی نیز ترجمه شود و در اختیار طیف بیشتری از خوانندگان قرار گیرد......

اینجا

https://quest.irphe.ac.ir/content/5259/140406291

 

عسرت معرفت در ایران

  1. معرفت  به مثابۀ کنشی انسانی، خودآگاه ، تأملی وبازاندیشانه که پرسش مکرر از امور عالم وآدم می کند
  2. عسرت معرفت در اکنون ایران؛ به این دلیل که شرایط امکان ساخته شدن وبسط اجتماعی معرفت ، مناقشه آمیز شده است :

§         شرط نخست تولد وتوسعه فرد ایرانی است ؛ فردی فاعل شناسا که بتواند خود  را از زیست قدرت  ودوکساهای جمعی  وکلیشه ها وابرروایتها آزاد ومستقل بدارد

§         شرط دوم  توسعه اجتماعات معرفتی  وتفسیری است که تولید مرجعیت بکند

§         شرط سوم حوزه عمومی برای گفتگوهای به دور از محدودیت  است که جهان سوم معرفت را امکان پذیر بکند

  1. یک مشکل جدی در توسعه اجتماعی معرفت این است که دولت متولی «حقیقت تمام » بشود
  2. به رغم همه محدودیت ها وجبرها ، می توان از امکان معرفت ایرانی  به جای امتناع معرفت ایرانی سخن گفت. می توان  کنش وهمکنشی معرفتی داشت، می توان اجتماعات معرفتی داشت ، می توان علایق شناختی ارتباطی و گفتگویی و معطوف به رهایی داشت ، می توان فضای آگاهی  و فضای سخن  و مکان سوم آگاهی ایجاد کرد
  3. کنش انسانی واجتماعی معطوف به آگاهی بازاندیشانه  به یک جهت مبتنی بر نظریه حداقلی صدق است  وامکان شناخت تا حدی عینی و اجتماعی . در نهایت ما برای معرفت مدیون یکدیگریم

اینجا:

https://www.khabaronline.ir/news/2114931/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%DA%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C


پشت پرده آگاهی: واقعیت در عصر چندگانگی روایت‌ها


 مقصود فراستخواه از منظر جامعه‌شناسی معرفت به این پرسش پاسخ خواهد داد که:

 اجتماعات معرفتی (علمی، دینی، سیاسی) در ایران چگونه تعیین می‌کنند چه چیزی «دانش معتبر» یا «حقیقت» به شمار می‌آید؟

 به کانال ما در تلگرام بپیوندید و پرسش‌ها و محورهای پیشنهادی خود را قبل از آغاز این گفت‌وگو، برای ما ارسال کنید.

 سه‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ | ساعت ۲۰ تا ۲۲

 

حضور فقط به‌صورت مجازی:

https://meet.google.com/pko-mzdk-vet

دو جریان معنایی متفاوت در ایران؛ جهانداری و جهان ستیزی



https://www.magiran.com/newspapertoc/50637

https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/237868/%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-


اعتماد ، 18 شهریور 1404 صفحه اول  و دوم

 مقصود فراستخواه با نگاهی به تاریخ معاصر از دو نگاه ستیزه‌جو و صلح‌طلب در ایران می‌گوید

  زیست صلح‌آمیزتمدن ایرانی

  گروه سیاسی

 چه عاملی باعث شد ایران از بطن تمام تنازعات بیرونی و تهاجمات خارجی طی قرن‌ها و هزاره‌ها سربلند بیرون بیاید؟ این پرسش باتوجه به تحولاتی که ایران پس از جنگ 12 روزه، پشت سر گذاشته است، واجد اهمیت بسیاری است

برخی معتقدند این قدرت معنایی و هویتی و تمدنی ایران است که باعث شده علی‌رغم محدودیت‌های اقتصادی، فناورانه و هژمونیک در مواجهه با اسراییل و امریکا همچنان سربلند بایستد و بر بلندای تاریخ استمرار پیدا کند. مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس در این تحلیل با بررسی عناصر اصلی شکل‌دهی به قدرت در جهانی که پسا حقیقت نام دارد، تلاش می‌کند دلایل مانایی و استمرار مفهومی به نام ایران را ارزیابی کند.  فراستخواه در مسیر بررسی‌های خود به گفتمان‌های درونی ایران هم پرداخته و دو گفتمان داخلی تنش‌آفرین و تنش‌زدا را در برابر هم قرار می‌دهد
او آینده روشن ایران را در گرو تأسی جستن به گفتمان صلح‌طلب، شایسته‌سالار و گفت‌وگو محور ارزیابی می‌کند.

مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس در تشریح قدرت معنایی ایران که توانسته کشور را از بزنگاه‌های مختلف به سلامت عبور دهد، می‌گوید: «به نظرم قبل از اینکه بخواهیم درباره چیستی قدرت معنایی ایران سخن بگوییم باید از چرایی اهمیت این قدرت پرسش کنیم. چرا قدرت معنایی ایران مهم است؟ نخست برای اینکه به لحاظ جامعه‌شناسی تاریخی، فرهنگی و اجتماعی، ایران حتی بیش از اینکه یک دولت-کشور باشد، یک ایده تمدنی است. یک معنای جاری است. یک ایده فرهنگی است. بارها ایران در هم ریخته و در معرض انواع تهاجمات و بلایا قرار گرفته اما این معنا در خاک ما باقی مانده و نسل به نسل از پدران و مادران به نسل‌های بعدی منتقل شده است. این انتقال از طریق داستان‌ها، فرهنگ شفاهی، فرهنگ مکتوب، اندیشه‌ها، سبک زندگی و ارتباط با خود و جهان صورت گرفته است. رامین جهان بگلو در کتاب «ایده ایران» منتشر شده در 2025 این معنا را به صورت مبسوط توضیح داده است. از سوی دیگر باید دید چرا قدرت معنایی برای ایران مهم است؟ یک علت آن تحلیل فضایی قدرت در دنیای امروز است. یعنی قلمروی دولت، زایش قلمروها و هندسه امر سیاسی در جهان امروز تحول پیدا کرده است
فراستخواه که در نشست «همبستگی اجتماعی و دفاع ملی» با موضوع قدرت معنایی ایران سخن می‌گفت، ادامه داد: «مدتی است بشریت اساسا به دنیای پسا حقیقت (Post- truth) پرتاب شده است. نه تنها حقیقت‌ها و باورهای پیشامدرن و خوف و رجاهای پیشامدرن، رنگ می‌بازند، بلکه حقیقت‌های مدرن و باورهای خوش‌بینانه عصر روشنگری در سده 18 و 19 و باورهایی که به انسان جرات دانستن می‌داد، تمام شده است. امروز دیگر مساله انسان، جرات داشتن یا نداشتن در مورد دانستن نیست، بلکه باور نداشتن به حقیقت است که دارای اهمیت شده است. در برابر هر دعوی معرفتی یک دعوی تازه سر بر آورده است. به قول هایدگر یک نوع فراموشی هستی در پس از دعاوی شکل گرفته است. اسم این وضعیت را عسرت معنا و کسوف معنا در دنیای امروز می‌نامم. یعنی نفوذ بی‌وقفه نیهیلیسم که اول بار نیچه این بزرگ‌مرد به خاطر آن برای انسان گریست. وسوسه‌ای آشکار در جهان وجود دارد که به انسان می‌گوید حقیقت را رها کن و به قلمروی قدرت بچسب! به انسان می‌گوید، فضای قلمروی تو چقدر است این مهم است؟ حتی در جهان امروز تاریخ به نفع قلمرو و فضا پس می‌رود. یک زمانی انسان درباره تاریخ خود صحبت می‌کرد اما صدایی در جهان طنین‌انداز شده که قدرت و قلمروی تو است که اهمیت دارد. این وضعیت تاثرآور و سوگ‌ناک است. اینها مرثیه جهان امروز است. قلمروی قدرت و فضای قدرت دارای اهمیت شده است. روسو می‌گوید اولین فردی که دور یک قطعه زمین حصار کشید و ادعای مالکیت کرد، مفهومی با عنوان قلمرو را ایجاد کرد
او یادآور می‌شود: «اما باید دید عناصر تشکیل‌دهنده قلمروی قدرت چیست؟ یکی ثروت است که تحلیل آن را ابتدا مارکس آغاز کرد و بقیه متفکران آن را ادامه دادند. پس ثروت مهم است و قلمرو و قدرت ایجاد می‌کند. در امریکا ثروت وجود دارد. در اسراییل ثروت است، شکل معکوسی از ثروت در چین هم موجود است. اینها قلمرو می‌سازند. در چین یک سرمایه‌داری معکوس جهانی وجود دارد. قلمرو چه می‌خواهد، هل من مزید می‌طلبد، گسترش می‌خواهد. هفت اقلیم را می‌بلعد و باز هم می‌خواهد. همین امروز در جنگ تعرفه‌ها، قلمروی قدرت امریکا می‌گوید، کانادا را می‌خواهم، گرینلند را می‌خواهم، خیلج مکزیک و حتی مریخ را می‌خواهم. برای کسب لیتیوم وارد افغانستان می‌شود، معادن اوکراین را مصادره می‌کند و... باز هم طلب می‌کند. این جهان قلمروهاست. به جای غزه می‌گوید یک جهان کنار دریا می‌خواهم، بسازم. ناتو وجود دارد و شانگهای هم وجود دارد. اینها همه قلمروهای امروز هستند. این جهان واقعی ماست
فراستخواه با اشاره به اینکه دومین عنصر تشکیل‌دهنده یک قلمروی قدرت، تکنولوژی است، می‌گوید: «در این زمینه هم هایدگر کارهای زیادی انجام داده است. هواپیماهای بمب‌افکن، پهپاد، سامانه‌های ضدموشکی، هوش مصنوعی، تیک‌تاک و... قلمروی قدرت ایجاد می‌کند. من نه به عنوان یک ایرانی بلکه به عنوان یک شهروند جهانی صادقانه می‌گویم و خودم را در جای یک شهروند جهانی می‌گذارم. اینکه ترامپ نسل‌های جدید بمب‌افکن‌ها را پیش چشم جهانیان نمایان می‌کند و مسوولان دولتش پشت سرش لبخند مغرورانه سر می‌دهند، یک تکنیک است. سومین عنصر قلمروی قدرت رسانه است که مکاتب بسیاری را شامل می‌شود. رسانه جهان را بازنمایی می‌کند. نظرسنجی تولید می‌کند، توزیع احساسات می‌کند و نیک و بد ایجاد می‌کند
این جامعه‌شناس تاکید می‌کند: «چهارمین عنصر در قلمروافزایی، معرفت است، به ویژه صورت‌های هژمونیک معرفت. مثلا معنای هژمونیک مدرنیته غربی، سبک زندگی امریکایی و... یک معناست. از درون آن «اول امریکا» بیرون می‌آید و جنبش انتخاباتی شکل می‌دهد. یک نژاد سفیدپوست عملگرای منفعت‌گرای مرد بی‌تفاوت به سرنوشت جهانی، اقلیمی، سیاره‌ای، ضد مهاجر و ضد رسانه که با اعداد موج‌سازی می‌کند. با این رویکرد بوش ال گور کنار می‌رود و ترامپ بیانیه پاریس را کنار می‌گذارد. دموکراسی در امریکا با دموکراسی که توکویل روایت می‌کند، متفاوت است. دیگر خبری از دموکراسی مشارکتی نیست. امروز هر کسی تنها بازی می‌کند. تصور می‌کنم دولت فعلی اسراییل به ویژه راست افراطی حاکم، 4 منبع قدرت و شرارت را با هم دارد. هم سرمایه مالی دارد، تکنولوژی دارد که گوشی‌های دستی همراه را بدل به نارنجک دستی می‌کند، امپراتوری رسانه‌ای دارد، معنای هژمونیک دارد و ایده از نیل تا فرات را مطرح می‌کند. ضمن اینکه یک دموکراسی خاصی را برای خود ترتیب داده که می‌گوید همه برابرند اما صهیونیست‌ها برابرترند
این استاد دانشگاه و جامعه‌شناس با اشاره به اینکه حال به این مفهوم باز گردیم که چرا قدرت معنایی برای ایران مهم است؟ ادامه می‌دهد: «تصور من طی این چند دهه این است که زیر پای قلمروهای قدرت ایران خالی شده است. یعنی نه ثروت پایدار برای خودمان ایجاد کرده‌ایم نه تکنولوژی پایداری شکل داده‌ایم و نه رسانه‌های ریشه‌دار ملی ایجاد کرده‌ایم. رسانه‌هایی متعلق به مردم که صداهای واقعی مردم را بازتاب دهد، مرجعیت رسانه‌ای را از دست داده و تنها چیز باقی مانده برای مانایی ایران، معناست. حال باید دید ایران چگونه معنا می‌شود؟ به عنوان یک دانش‌آموز، معتقدم معنا به شکل اجتماعی ساخته می‌شود. این معنا را در مکان‌های دولتی نمی‌توان ساخت. معنا به شکل اجتماعی ساخته و به شکل اجتماعی زوال پیدا می‌کند. اساسا قدرت یعنی تاثیر بر دیگران. قدرت معنایی یعنی از طریق ساختارهای معنایی و نشانه‌های زبانی بتوانیم معانی خاصی را شکل دهیم. تصور می‌کنم، طی دهه‌های اخیر دو جریان معنایی از هم متمایز می‌شدند.» 
فراستخواه می‌گوید: «یکی معنای جهانداری ایرانی است که پیشینه تمدنی و تاریخی بلندی دارد و دیگری معنای جهان‌ستیزی ایرانی است. گفتمان مسلط جهان ستیزی در واقع معنای هویت‌اندیش و ناب‌گرای شیعی داشته و به دنبال ‌ام‌القرایی کردن ایران است، معنای سیاسی نیابتی را پیگیری می‌کند اما در برابر خود ضد معنا را تکثیر کرد. ضد معناهای تکثیر شده، اول سکولاریسم و سپس سلطنت‌طلبی و قوم‌گرایی و... است. اینها ضدمعناهایی است که معنای هژمون شده دولتی و حاکمیتی از ایران را بازتاب داده است. این رویکرد به دنبال ناسازگاری در منطقه و جهان است. ولی معنای دیگری در سپهر ایرانی هست  که جهانداری ایرانی از خود نمایان می‌کند، معنای ایران فرهنگی، ایران تمدنی و ایران سرزمینی است که همواره ترکیب آن با ملت‌های دیگر توسعه پیدا کرده و در ارتباط با ملت‌های دیگر بارور شده است. معنایی از اجتماع، شهر و آبادی و سرزمین و معنایی که در ذهن افرادی چون فروغی قرار داشت. این معنای جهانداری ایرانی و ایران جهانی و جهان ایرانی است که در ذهن این متفکران قرار داشت. حتی در ثنویت ایرانی گفته می‌شود اهریمن وجود دارد اما انسان می‌تواند علی‌رغم محدودیت‌ها کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک داشته باشد. در اسلام ایرانی هم همین رویکرد تکرار شد. به نظرم معنای دوم ایرانی، ‌بازتاب مغز ایرانی و نشانه تغییرات جدید با حضور زنان، جوانان و طبقات نو است. برخاسته از حیات مدنی و معقول ایرانی است. ما باید به سمت این درک و تصویر از ایران برویم


پی دی اف

https://s34.picofile.com/file/8486869126/%D9%85%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87_%D8%A8%D8%A7_%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%D9%88_%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%AC%D9%88_%D9%88_%D8%B5%D9%84%D8%AD%E2%80%8C%D8%B7%D9%84%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.pdf.html 

مرثیه برای خانه اندیشمندان؛ علوم انسانی انتقادی بی پناه شده اند



علوم انسانی انتقادی بی پناه شده اند

مرثیه برای خانه اندیشمندان

در اینجا:

 

https://www.aparat.com/v/lal69jg 



و در اینجا

https://t.me/mfarasatkhah/2406 

 

ایران یک ایده تمدنی، یک معنا و یک فرهنگ جاری است


اهمیت قدرت معنایی برای ایران

به گزارش ایسنا، دوازدهمین نشست از مجموعه نشست‌های «همبستگی اجتماعی و دفاع ملی» با موضوع «قدرت معنایی ایران» عصر چهارشنبه، (۱۲ شهریورماه) در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.

در این نشست مقصود فراستخواه -جامعه‌شناس و استاد برنامه‌ریزی توسعه آموزش عالی در موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی- سخنان خود را با بیان اهمیت «قدرت معنایی ایران» آغاز کرد و گفت: ایران حتی پیش از آنکه یک دولت-کشور باشد، یک ایده تمدنی، یک معنا و یک فرهنگ جاری است. این معنا بارها دچار آشوب شده، اما در خاک ما باقی مانده و از نسلی به نسل دیگر از طریق اندیشه‌ها و سبک زندگی منتقل شده است.

او با اشاره به شرایط خاص جهان امروز، خاطرنشان کرد: در دنیای پساحقیقت، باورهای خوشبینانه عصر روشنگری مانند "ای انسان، جرئت دانستن داشته باش" به حاشیه رفته و باور به حقیقت افول کرده است. در چنین جهانی، "قلمرو" و "فضا" بر "تاریخ" غلبه دارد. صدایی در جهان شنیده می‌شود که می‌گوید: "قلمرو و فضای تو چقدر است؟ تاریخ را رها کن. " اینجاست که قدرت معنایی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

عناصر تشکیل‌دهنده قلمروهای قدرت در جهان

این استاد دانشگاه با اشاره به نظریه‌های «زایش قلمرو»، چهار عنصر اصلی تشکیل‌دهنده قلمروهای قدرت در جهان امروز را برشمرد:

۱. ثروتوی ثروت را پایه اولیه ایجاد قلمرو دانست و به نمونه‌هایی مانند آمریکا، اسرائیل و مدل خاص سرمایه‌داری در چین اشاره کرد. به گفته او، قلمروخواهی به دنبال «گسترش» و «ساخت‌وساز» است.

۲. تکنولوژی: فراستخواه با اشاره به نقد هایدگر بر تکنیک، فناوری‌های پیشرفته مانند هواپیماهای بمب‌افکن، سامانه‌های ضدموشکی و هوش مصنوعی را از ابزارهای مدرن قلمروسازی خواند.

۳. رسانهوی رسانه‌ها را عنصر سوم شکل‌دهنده قلمروهای قدرت دانست که جهان را بازنمایی می‌کنند، روایت‌سازی می‌کنند، افکار عمومی را جهت می‌دهند، نظرسنجی تولید می‌کنند و احساسات را مدیریت می‌کنند.

۴. معنا و هژمونی: به گفته فراستخواه، قدرت‌ها از طریق ایجاد «معناهای هژمونیک» (مانند سبک زندگی آمریکایی) بر پایه نژاد، منفعت و موج‌سازی‌های رسانه‌ای، قلمرو خود را گسترش می‌دهند.


رسانه ملی ما مرجعیت و اعتماد لازم را ندارد

فراستخواه با مقایسه عناصر فوق، وضعیت ایران را اینگونه تحلیل کرد: در این چند دهه، زیر پای قلمرو قدرت ایران خالی شده است. ما ثروت پایدار برای ایجاد قلمرو نداریم، از تکنولوژی پایدار محرومیم و رشد نکرده‌ایم، و رسانه ملی ما مرجعیت و اعتماد لازم را ندارد تا برای جامعه معنا بسازد.

او با تأکید بر اینکه «معنا به شکل اجتماعی ساخته می‌شود»، قدرت معنایی را «توانایی تاثیرگذاری بر دیگران از طریق ساختارهای معنایی و نشانه‌های زبانی» تعریف کرد.


دو معنای متضاد از ایران

این جامعه‌شناس در ادامه به تقابل دو معنای اصلی از «ایران» در فضای گفتمانی کشور پرداخت و گفت: معنای اول «جهان‌ستیزی» است، این معنا که آن را «هویت‌اندیش، ناگرا و مبتنی بر معنای سیاسی نیابتی» است، به دنبال «صدور انقلاب» به شیوه‌ای انحصارگرا خواهد بود. این معنا با جهان، همسایه و حتی بخشی از مردم خود ناسازگار است و به ستیز می‌پردازد.

او ادامه داد: معنای دوم «جهان‌داری» است که این معنا، ریشه در «پیشینه تمدنی و تاریخی» ایران دارد. معنایی فرهنگی که همواره در «داد و ستد و گفت‌وگو» با دیگر تمدن‌ها توسعه یافته و بارور شده است. این معنا «چندجانبه‌گرا»، صلح‌آمیز و خواهان زیست مسالمت‌آمیز با خود، همسایه و جهان است.

فراستخواه معنای دوم را «بازتاب تکامل مغز اجتماعی ایران» در دهه‌های اخیر دانست که از تغییرات جمعیتی، ظهور زنان، جوانان و طبقات متوسط شهری جدید و حیات مدنی ایرانی برخاسته است.

او در بخش دیگری از سخنان خود، با خواندن چند بیت از مولانا، بر اهمیت انتخاب معنا و مسیر درست تأکید کرد:
از جهان دو بانگ می‌آید به ضد / تا کدامین را تو باشی مستعد
رگ رگ است  این آب شیرین ،آب شور در خلایق می‌رود تا نفخصور

این اشعار به طور نمادین بر تقابل بین دو مسیر (شیرین و شور، سازنده و مخرب) و اهمیت انتخاب آگاهانه دلالت دارد.

فراستخواه در ادامه به تحلیل ریشه‌های فکری خشونت و شرارت در اسرائیل پرداخت و هشدار داد که چنین افکاری می‌تواند در هر جامعه‌ای از جمله ایران تکرار شود.

هشدار درباره ناب‌گرایی و دیگری‌سازی

فراستخواه با اشاره به مطالعات خود درباره اسرائیل گفت: در ادبیات پژوهشی از دهه ۱۹۷۰ میلادی، دیدگاه‌های انتقادی به شکل‌گیری اندیشه‌های ناب‌گرا در اسرائیل پرداخته‌اند. این ناب‌گرایی یهودی ادعا می‌کند که تنها ما فرزندان اسباط دوازده‌گانه هستیم که ریشه در این سرزمین داریم. همین ناب‌گرایی باعث شده یهودیان، هموطنان فلسطینی خود را "دیگری" بدانند و آنان را از حقوق خود محروم کنند.

او با مقایسه این وضعیت با نازی‌ها افزود: نازی‌ها هم ناب‌گرا بودند و یهودیان را می‌کشتند. وقتی یک گروه خود را "ناب" تعریف می‌کند، می‌تواند جنایت‌هایی مانند آنچه در غزه اتفاق می‌افتد را ممکن کند. باید بپرسیم چطور چنین ذهنیتی از طریق آموزش و پرورش اسرائیل، به کتاب‌های درسی و ذهن کودکان راه یافته است؟

هشدار درباره تکرارپذیری خشونت

فراستخواه تاکید کرد: این شرایط فقط مختص اسرائیل نیست. ما هم از آن مصون نیستیم. باید ببینیم زمینه‌های چنین افکاری در جامعه خودمان چیست. نتانیاهو و جنایت‌های او از دل تاریخ و جامعه خودش بیرون آمده است. ما باید توجه کنیم که چطور چنین افرادی به قدرت می‌رسند و چطور چنین جنایت‌هایی شکل می‌گیرد.

او در ادامه به نقد دموکراسی پرداخت و گفت: ناقدان از من می‌پرسند چطور می گویی در اسرائیل دموکراسی وجود دارد در حالی که توضیح نیز می دهی چنین جنایت های وحشتناکی می کنند؟، فراستخواه شرح داد که دموکراسی به ما می‌گوید آزاد هستید، ولی نمی‌گوید دروغ نگویید. برای راستگویی منبع معرفتی دیگر غیر از  دموکراسی لازم است. متاسفانه چون دموکراسی از ما سلب شده است آن را در حد یک ایدئولوژی معجزه‌گر تلقی می کنیم، مسائلی مثل دموکراسی برای بخش بزرگی از دنیا حل شده، اما هنوز برای ما هنوز مسئله است.

شرط معناداری دولت: پاسخگویی و نقدپذیری

فراستخواه در ادامه با اشاره به بحث «قدرت معنایی ایران» گفت: قدرت معنایی ایران وقتی محقق می‌شود که دولت برای جامعه معنادار باشد. دولتی معنادار است که خدمات و رفتارش برای عموم مردم قابل درک باشد. مشروعیت دولت به چیست؟ به حقانیت و قدرت اخلاقی آن. کانت می‌گوید: هیچ قدرتی نمی‌تواند ادعای اخلاقی بودن کند مگر اینکه در حوزه عمومی امکان نقد آن فراهم باشد.

او با طرح پرسش‌های انتقادی افزود: آیا در این چند دهه، امکان نقد سیاست‌های دولت‌ها و قدرت‌ها در ایران فراهم بوده است؟ آیا نهادهای تصمیم‌گیرنده که سرنوشت ما و فرزندانمان را تعیین می‌کنند، پاسخگو بودند وهستند؟ آیا این نوع حکمرانی می تواند معنادار باشد؟

فراستخواه در پایان از حاضران خواست مسئله را با همه پیچیدگی‌هایش ببینند و ساده‌سازی نکنند: «با مسائل مواجه شوید و جرات اندیشیدن داشته باشید».

 

 

در اینجا%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86https://www.khabaronline.ir/news/2111678/%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%84%D8%BA%D9%88-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85-%D9%88-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86

قدرت معنایی ایران


انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی وارتباطات

همبستگی اجتماعی و دفاع ملی

نشست دوازدهم:

قدرت معنایی ایران

با حضور:

آزیتا افراشی

علی ربیعی

حسین سلیمی

مقصود فراستخواه

مهدی فیروزان

 دبیر نشست: اعظم ده‌صوفیانی

 زمان: چهارشنبه ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶ تا ۱۸

مکان: موزه هنرهای معاصر، سالن اجتماعات

 حضور برخط

http://WWW.LSSI.IR