
پیام افشار دوست در نشست عمومی گروه جامعه شناسی معرفت با مقصود فراستخواه گفتگویی درانداخت:
پیام افشار دوست در نشست عمومی گروه جامعه شناسی معرفت با مقصود فراستخواه گفتگویی درانداخت
۲۵ شهریور ۱۴۰۴ در گفتوگو درباره پشت پرده آگاهی این پرسش از دکتر فراستخواه مطرح شد: «منظور او از عسرت معرفت چیست و چه عواملی ساخت اجتماعی معرفت در ایران را با مانع مواجه کردهاند؟»
v اومعتقد بود در یک قرن اخیر زبان اجتماعی ما آرمانشهری، خطابهای و جدلی شده است. از دل این وضعیت ایدئولوژیهایی سربرآورده که ایرانِ ما را ویران کرده.
§ شما هم فکر میکنید در پی مدینهفاضله بودن نتیجه عکس داده است؟
v اما او بر این باور است که تکامل به مغز ما امکان معرفتورزی را میدهد و نهاتیاً ما خواهیم توانست دنیایی بهتر برای خود بسازیم.
§ این استدلال او برای شما امیدبخش است؟
v او سه شرط برای امکان ساخت اجتماعی معرفت برشمرد: تولد و توسعه فرد فاعل و شناسا، توسعه اجتماعات معرفتی و تفسیری و ایجاد حوزه عمومی آزاد برای گفتوگو.
§ فکر میکنید چرا تاکنون این شروط محقق نشده؟ یا شاید هم به میزانی شده؟!
v فراستخواه از فلسفه ثنویت ایرانی سخن گفت و اینکه همیشه خیر و شر، اهورا و اهریمن هردو در جهان ما بوده است. موانع هست، اما ظرفیتها هم هست.
§ منظور او از فلسفه ثنویت برایتان روشن است؟
وقتی پرسیدم آیا شواهدی از حرکت به سمت این امکانات میبینید، از «جامعه معطل» گفت که ضجه دارد و نقد میکند و امیدوار بود.
امکان معرفت در جامعه ناتمام
گفتاری از مقصود فراستخواه • September 22 at 7:09 PM
این پرسشها و پاسخها را از اینجاhttps://t.me/SociologyOfKST/36?single بشنوید
یا متن کامل را از اینجا https://telegra.ph/social-construction-of-Knowledge-09-22بخوانید.
متن کامل بحث فراستخواه در گفتگو با پیام افشار دوست:
مسئله «ساختهشدن اجتماعی معرفت» در کانون بحث ماست. همیشه معرفت به شکل اجتماعی ساخته میشود. اما ما گاه آن را بهصورت فردی و انتزاعی در نظر میگیریم: سوژهای منفرد، در خلأ، جدا از جامعه، نهادهای اجتماعی، تاریخ، مناسبات قدرت و ثروت. جامعهشناسی معرفت میخواهد نشان دهد واقعیت و معرفت چگونه به شکل اجتماعی ساخته میشوند. زبان چگونه جهان را برای ما میسازد؟
در تجربه معاصر جامعه ایرانی، این ساختهشدن اجتماعی معرفت کژتابیها و گرفتاریهای فراوانی داشته است. آزمون معرفت اجتماعی ما، آزمونی دردناک بوده است. جامعه ما زخمی است و از دل این زخمها، یوتوپیاها یا آرمانشهرهایی ساخته شدهاند. یوتوپیا نیز صورتی از معرفت اجتماعی است. در طی یک قرن اخیر، زبان اجتماعی ما یوتوپیک و رتوریک شده است: بومیگرایی، سنتگرایی، شیعیگرایی، اسلامگرایی، چپگرایی، ملیگرایی و… اینها زبان و جهان ما را ساختهاند.
از دل این زبان یوتوپیک، ایدئولوژیها سر برآوردهاند. ایدئولوژی هم شکلی از معرفت است: معرفتی که مدعی انسجام است، صدایی بلند دارد، اما به شواهد و جزئیات چندان حساس نیست و نسبتش با تجربه زیسته، گاه مخدوش میشود. ایدئولوژی نه چیزی است که ناگهان بر ما نازل شده باشد، بلکه برخاسته از وضع معرفتی، زیست اجتماعی، مناسبات قدرت و ثروت و وضعیت نهادی ماست. در ایران، ایدئولوژیها ما را جابهجا کردهاند. آنها از دل یوتوپیا برخاستهاند، اما امروز برای ما دیستوپیا یا ویرانشهر ساختهاند. جامعهشناسی معرفت نشان میدهد چگونه معرفتها، روایتها و ایدئولوژیها بهصورت اجتماعی ساخته میشوند و چگونه فرماسیونهای قدرت و معرفت در هم تنیدهاند. نتیجه آن، سرگیجههای معرفتی امروز ماست.
جامعه ما گرفتار چرخههای معیوب معرفتی شده است. پاسخی که بهعنوان یک ایرانی، یک دانشآموز، و یک عضو کوچک معرفتورزی جمعی به این وضعیت میدهم، باور به «امکان معرفت» است. معرفت، کنشی انسانی و خودآگاه است؛ کنشی تأملی و بازاندیشانه. انسان میتواند تفکر انتقادی داشته باشد و پرسشهای مکرر طرح کند: پرسش از ایران، از قدرت، از معرفت، از دین، از شیعیگری. این امکان معرفت است که باید بر آن تأکید کنیم.
استدلال من برای امکان معرفت، بیانی زیستی نیز دارد. به کتاب عاملان آزاد (Free Agents) از کوین میچل ارجاع میدهم: «چگونه تکامل، به ما اراده آزاد داد؟» تکامل مغز انسانی به ما امکان معرفت میدهد. مغز اجتماعی ما، حتی مهمتر از مغز فردی ما، ظرفیتهایی برای آزادی، برابری، عدالت و فضیلت ایجاد کرده است. این همان نظریه کارگزار است: ما میتوانیم بهعنوان سوژههای معرفتی، بهعنوان عاملان اجتماعی، دنیایی بهتر برای خود بسازیم.
نباید تحلیلهای آخرالزمانی ارائه کنیم و وضعیت را دراماتیک جلوه دهیم. «عسرت معرفت» سرنوشت ما نیست؛ وضعیتی است که میتوان با آن مواجههای رهاییبخش داشت. من ایران را «جامعهای مسخر و ناتمام» میدانم؛ جامعهای معطل که اگر رها شود، میتواند نیروهای خود را آزاد کند. صدای ضجه و نقد در این جامعه زنده است. توسعه اجتماعی، بالندگی و آزادی ممکن است، اما سه شرط دارد:
۱. تولد و توسعه فرد ایرانی بهعنوان فاعل شناسایی مستقل که خود را از زیست قدرت و ابرروایتها آزاد کند.
۲. توسعه اجتماعات معرفتی و تفسیری که مرجعیت فکری تولید کنند؛ نهادهای علمی و معرفتی که امکان صدق فراهم کنند.
3. ایجاد حوزه عمومی آزاد برای گفتوگو، نقد و بازاندیشی جمعی. در کتاب The Governance of Science فولر به ما توضیح میدهد که علم و معرفت هم دست نامرئی دارند. معرفت، آگاهی و دانش از طریق یک حوزه عمومی است که کار میکند نه از طریق یک نهادی که در بالادست نشسته باشد و متولی معرفت و حقیقت باشد. آنچه معرفت را امکانپذیر میکند و ما را به صدق نزدیک میکند، باورهایی است که توجیه جمعی دارند و قابل بررسی مکرر هستند.
این سه شرط میتواند معرفت را امکانپذیر کند و ما را به سوی عدالت، تقلیل رنجهای بشری و بهبود شرایط زیست جمعی سوق دهد.
در ایران فلسفهای از دیرباز بوده که آن را فلسفه ثنویت مینامیم. در این سرزمین همیشه مردم یک نوع فکر ثنوی داشتهاند؛ به این معنا که در دنیا هم نیروهای اهریمنی، محدودیتها و موانع وجود دارد و هم امور قابل اتکا برای رهایی، برای ظرفیتهای اهورایی انسان، کردار نیک، گفتار نیک، پندار نیک، درستی، صدق، عدالت، آزادی، رهایی و شکوفایی. این در واقع همان امکانی است که من عرض میکنم که میتوانیم به آن از طریق توسعه جهان سوم معرفت، توسعه مکانهای سوم معرفتی و فضاهای آگاهی نزدیک شویم.
این جامعه ضجه دارد، درد میکشد، صدا دارد، زندگی دارد. با هر شهروند معمولی در این جامعه صحبت میکنید میبینید که دنیا را نقد میکند، جامعه را نقد میکند، دولت را نقد میکند، رانت، سهمیهبندی و ایدئولوژی را نقد میکند. من قصد ندارم جامعه ایران را خیلی یوتوپیک بکنم. جامعه ایران محدودیتهایی دارد، اما علیرغم محدودیتهایش، از طریق تکامل مغز اجتماعی، ظهور نخبگان معمولی و آزاد شدن استعدادها در جامعه ایران، ظرفیتهایی به وجود آمده است.
من وظیفه داشتم به عنوان یک عضو اجتماع معرفتی بر امکانها تاکید کنم. همچنان معتقدم که امکان صدق، امکان معرفت، امکان عدالت، امکان دفاع از بشریت و امکان ارتقای شرایط بشری و تقلیل رنجها هست و تاریخ برای همین مانده است. اخلاق یک نهاد تاریخی است. مردم به طور تاریخی یاد گرفتهاند که با اخلاق باید زندگی کنند. اقوام روزگار به اخلاق زندهاند. بشریت به طور تاریخی حقیقت را فهمیده است. یعنی میداند که باید پی آواز حقیقتی بدود.
پساحقیقت، که متفکرانی مانند مکاینتایر در سال ۲۰۱۸ مطرح کردند، یا نهیلیسم نیچه، مرثیهای برای فقدان حقیقتاند. من اینها را نه فریب، بلکه آگاهیای دردناک و تراژیک میبینم. در پس این تراژدی است که میتوانیم برای دردها و مشکلاتمان راهحلهایی بیابیم.
در پایان، همچنان معتقدم که امکان معرفت، امکان عدالت و امکان رهایی وجود دارد. تاریخ، اخلاق و حقیقت، همراه ما هستند. این تراژدی آگاهی که در عصر پساحقیقت تجربه میکنیم، خود فرصتی است برای جستوجوی راههای نوین رهایی و بهبود شرایط زیست جمعی.

در پنل گروه جامعه شناسی معرفت طرح شد
در جهان پساحقیقت و عصر روایت سازی،
آیا امکان معرفت هست؟
بخشی از بحث کوتاه فراستخواه
دربارۀ کژتابی های ساخت اجتماعی معرفت در ایران معاصر
صوت در اینجا:

گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران برگزار می کند:
کنفرانس بین المللی عصر صلح
◼️پنل ۱
فلسفه و ساختارهای اجتماعی
▫️محمدرضا نیکفر | فیلسوف | آلمان
فلسفه انتقادی، نسبت آزادی و صلح
▫️عباس نعیمی جورشری | جامعهشناس | ایران
خشونت ساختاری و صلح پایدار
◼️پنل ۲
فرهنگ و کنشگری مدنی
▫️مقصود فراستخواه | جامعهشناس | ایران ؛فرهنگ مدنی و آموزش صلح
▫️مینو مرتاضی لنگرودی | عضو خانه مادران صلح | ایران
کنشگری مدنی و صلح پایدار
▫️پروین شهبازی | روانشناس اجتماعی | هلند
جنبشهای صلح؛ زندگی برای همه
◼️پنل ۳
آموزش و خانواده
▫️سعید پیوندی | جامعهشناس | فرانسه
آموزش و فرهنگ مدنی
▫️سعید معیدفر | جامعهشناس | ایران
سرمایه اجتماعی، خانواده و صلح
▫️نیره توحیدی | جامعهشناس | آمریکا
برابری جنسیتی و امکان های صلح در خاورمیانه
◼️پنل ۴
چشمانداز جهانی
▫️لطفالله میثمی | فعال مدنی | ایران
تجربه جنبشهای ایران و امکان صلح جهانی
▫️علیرضا بهتویی | جامعهشناس | سوئد
نابرابری اجتماعی و چالشهای صلح
▫️عمادالدین باقی | پژوهشگر حقوق بشر | ایران
حقوق بشر و آشتی ملی
➖مدیر علمی کنفرانس: عباس نعیمی جورشری

چاپ پنجم کتاب «روش تحقیق آمیخته؛ بهم پیوست نظریه با عمل » اثر شارلن نگی هسه بایبر (استاد جامعه شناسی دانشگاه بوستون)
با ترجمه مقصود فراستخواهhttps://quest.irphe.ac.ir/content/5259/140406291
استاد موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالیhttps://irphe.ac.ir/persons.php?ppup=1&slc_lang=fa&sid=24&prsn_id=80
و دستیاری زینب ترکمان
از سوی انتشارات علمی وپژوهشی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی منتشر شد .
فراستخواه در مقدمه کتاب "روش تحقیق آمیخته" چنین بیان کرده است:
از دو جهت در زندگی علمیام به مباحث روش تحقیق نیازمند بودم و علاقهمند میشدم.
نخست اینکه مطالعه کردن و فعالیت پژوهشی، کار روزمرّهام بود،
دلیل دوم، درسهایی با عنوان روش تحقیق بود که برعهده میگرفتم
و آموختههایم را با دانشجویان خویش (بهویژه در دورههای دکتری) به اشتراک مینهادم.
این کتاب از آن جمله بود و در همان بدو انتشار به دست آوردم، خواندم و از جهاتی برای محققان مفید یافتم.
بارها برای تحقیقات خود، یا از باب تهیۀ درس برای کلاسهایم به آن رجوع مجدد داشتم
و به دانشجویانم معرفی میکردم.
فکر میکردم بهتر است به زبان فارسی نیز ترجمه شود و در اختیار طیف بیشتری از خوانندگان قرار گیرد......

اینجا
https://quest.irphe.ac.ir/content/5259/140406291

§ شرط نخست تولد وتوسعه فرد ایرانی است ؛ فردی فاعل شناسا که بتواند خود را از زیست قدرت ودوکساهای جمعی وکلیشه ها وابرروایتها آزاد ومستقل بدارد
§ شرط دوم توسعه اجتماعات معرفتی وتفسیری است که تولید مرجعیت بکند
§ شرط سوم حوزه عمومی برای گفتگوهای به دور از محدودیت است که جهان سوم معرفت را امکان پذیر بکند
اینجا:
پشت پرده آگاهی: واقعیت در عصر چندگانگی روایتها
مقصود فراستخواه از منظر جامعهشناسی معرفت به این پرسش پاسخ خواهد داد که:
اجتماعات معرفتی (علمی، دینی، سیاسی) در ایران چگونه تعیین میکنند چه چیزی «دانش معتبر» یا «حقیقت» به شمار میآید؟
به کانال ما در تلگرام بپیوندید و پرسشها و محورهای پیشنهادی خود را قبل از آغاز این گفتوگو، برای ما ارسال کنید.
سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ | ساعت ۲۰ تا ۲۲
حضور فقط بهصورت مجازی:

https://www.magiran.com/newspapertoc/50637

https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/237868/%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-
اعتماد ، 18 شهریور 1404 صفحه اول و دوم
مقصود فراستخواه با نگاهی به تاریخ معاصر از دو نگاه ستیزهجو و صلحطلب در ایران میگوید
زیست صلحآمیزتمدن ایرانی
گروه سیاسی
چه عاملی باعث شد ایران از بطن تمام تنازعات بیرونی و تهاجمات خارجی طی قرنها و هزارهها سربلند بیرون بیاید؟ این پرسش باتوجه به تحولاتی که ایران پس از جنگ 12 روزه، پشت سر گذاشته است، واجد اهمیت بسیاری است.
پی دی اف

علوم انسانی انتقادی بی پناه شده اند
مرثیه برای خانه اندیشمندان
در اینجا:
https://www.aparat.com/v/lal69jg
و در اینجا
https://t.me/mfarasatkhah/2406

اهمیت قدرت معنایی برای ایران
به گزارش ایسنا، دوازدهمین نشست از مجموعه نشستهای «همبستگی اجتماعی و دفاع ملی» با موضوع «قدرت معنایی ایران» عصر چهارشنبه، (۱۲ شهریورماه) در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
در این نشست مقصود فراستخواه -جامعهشناس و استاد برنامهریزی توسعه آموزش عالی در موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی- سخنان خود را با بیان اهمیت «قدرت معنایی ایران» آغاز کرد و گفت: ایران حتی پیش از آنکه یک دولت-کشور باشد، یک ایده تمدنی، یک معنا و یک فرهنگ جاری است. این معنا بارها دچار آشوب شده، اما در خاک ما باقی مانده و از نسلی به نسل دیگر از طریق اندیشهها و سبک زندگی منتقل شده است.
او با اشاره به شرایط خاص جهان امروز، خاطرنشان کرد: در دنیای پساحقیقت، باورهای خوشبینانه عصر روشنگری مانند "ای انسان، جرئت دانستن داشته باش" به حاشیه رفته و باور به حقیقت افول کرده است. در چنین جهانی، "قلمرو" و "فضا" بر "تاریخ" غلبه دارد. صدایی در جهان شنیده میشود که میگوید: "قلمرو و فضای تو چقدر است؟ تاریخ را رها کن. " اینجاست که قدرت معنایی اهمیت ویژهای پیدا میکند.
عناصر تشکیلدهنده قلمروهای قدرت در جهان
این استاد دانشگاه با اشاره به نظریههای «زایش قلمرو»، چهار عنصر اصلی تشکیلدهنده قلمروهای قدرت در جهان امروز را برشمرد:
۱. ثروت: وی ثروت را پایه اولیه ایجاد قلمرو دانست و به نمونههایی مانند آمریکا، اسرائیل و مدل خاص سرمایهداری در چین اشاره کرد. به گفته او، قلمروخواهی به دنبال «گسترش» و «ساختوساز» است.
۲. تکنولوژی: فراستخواه با اشاره به نقد هایدگر بر تکنیک، فناوریهای پیشرفته مانند هواپیماهای بمبافکن، سامانههای ضدموشکی و هوش مصنوعی را از ابزارهای مدرن قلمروسازی خواند.
۳. رسانه: وی رسانهها را عنصر سوم شکلدهنده قلمروهای قدرت دانست که جهان را بازنمایی میکنند، روایتسازی میکنند، افکار عمومی را جهت میدهند، نظرسنجی تولید میکنند و احساسات را مدیریت میکنند.
۴. معنا و هژمونی: به گفته فراستخواه، قدرتها از طریق ایجاد «معناهای هژمونیک» (مانند سبک زندگی آمریکایی) بر پایه نژاد، منفعت و موجسازیهای رسانهای، قلمرو خود را گسترش میدهند.
رسانه
ملی ما مرجعیت و اعتماد لازم را ندارد
فراستخواه با مقایسه عناصر فوق، وضعیت ایران را اینگونه تحلیل کرد: در این چند دهه، زیر پای قلمرو قدرت ایران خالی شده است. ما ثروت پایدار برای ایجاد قلمرو نداریم، از تکنولوژی پایدار محرومیم و رشد نکردهایم، و رسانه ملی ما مرجعیت و اعتماد لازم را ندارد تا برای جامعه معنا بسازد.
او با تأکید بر اینکه «معنا به شکل اجتماعی ساخته میشود»، قدرت معنایی را «توانایی تاثیرگذاری بر دیگران از طریق ساختارهای معنایی و نشانههای زبانی» تعریف کرد.
دو
معنای متضاد از ایران
این جامعهشناس در ادامه به تقابل دو معنای اصلی از «ایران» در فضای گفتمانی کشور پرداخت و گفت: معنای اول «جهانستیزی» است، این معنا که آن را «هویتاندیش، ناگرا و مبتنی بر معنای سیاسی نیابتی» است، به دنبال «صدور انقلاب» به شیوهای انحصارگرا خواهد بود. این معنا با جهان، همسایه و حتی بخشی از مردم خود ناسازگار است و به ستیز میپردازد.
او ادامه داد: معنای دوم «جهانداری» است که این معنا، ریشه در «پیشینه تمدنی و تاریخی» ایران دارد. معنایی فرهنگی که همواره در «داد و ستد و گفتوگو» با دیگر تمدنها توسعه یافته و بارور شده است. این معنا «چندجانبهگرا»، صلحآمیز و خواهان زیست مسالمتآمیز با خود، همسایه و جهان است.
فراستخواه معنای دوم را «بازتاب تکامل مغز اجتماعی ایران» در دهههای اخیر دانست که از تغییرات جمعیتی، ظهور زنان، جوانان و طبقات متوسط شهری جدید و حیات مدنی ایرانی برخاسته است.
او در بخش دیگری از سخنان خود، با خواندن چند بیت از مولانا، بر
اهمیت انتخاب معنا و مسیر درست تأکید کرد:
از
جهان دو بانگ میآید به ضد / تا کدامین را تو باشی مستعد
رگ رگ
است این آب شیرین ،آب شور در خلایق میرود
تا نفخصور
این اشعار به طور نمادین بر تقابل بین دو مسیر (شیرین و شور، سازنده و مخرب) و اهمیت انتخاب آگاهانه دلالت دارد.
فراستخواه در ادامه به تحلیل ریشههای فکری خشونت و شرارت در اسرائیل پرداخت و هشدار داد که چنین افکاری میتواند در هر جامعهای از جمله ایران تکرار شود.
هشدار درباره نابگرایی و دیگریسازی
فراستخواه با اشاره به مطالعات خود درباره اسرائیل گفت: در ادبیات پژوهشی از دهه ۱۹۷۰ میلادی، دیدگاههای انتقادی به شکلگیری اندیشههای نابگرا در اسرائیل پرداختهاند. این نابگرایی یهودی ادعا میکند که تنها ما فرزندان اسباط دوازدهگانه هستیم که ریشه در این سرزمین داریم. همین نابگرایی باعث شده یهودیان، هموطنان فلسطینی خود را "دیگری" بدانند و آنان را از حقوق خود محروم کنند.
او با مقایسه این وضعیت با نازیها افزود: نازیها هم نابگرا بودند و یهودیان را میکشتند. وقتی یک گروه خود را "ناب" تعریف میکند، میتواند جنایتهایی مانند آنچه در غزه اتفاق میافتد را ممکن کند. باید بپرسیم چطور چنین ذهنیتی از طریق آموزش و پرورش اسرائیل، به کتابهای درسی و ذهن کودکان راه یافته است؟
هشدار درباره تکرارپذیری خشونت
فراستخواه تاکید کرد: این شرایط فقط مختص اسرائیل نیست. ما هم از آن مصون نیستیم. باید ببینیم زمینههای چنین افکاری در جامعه خودمان چیست. نتانیاهو و جنایتهای او از دل تاریخ و جامعه خودش بیرون آمده است. ما باید توجه کنیم که چطور چنین افرادی به قدرت میرسند و چطور چنین جنایتهایی شکل میگیرد.
او در ادامه به نقد دموکراسی پرداخت و گفت: ناقدان از من میپرسند چطور می گویی در اسرائیل دموکراسی وجود دارد در حالی که توضیح نیز می دهی چنین جنایت های وحشتناکی می کنند؟، فراستخواه شرح داد که دموکراسی به ما میگوید آزاد هستید، ولی نمیگوید دروغ نگویید. برای راستگویی منبع معرفتی دیگر غیر از دموکراسی لازم است. متاسفانه چون دموکراسی از ما سلب شده است آن را در حد یک ایدئولوژی معجزهگر تلقی می کنیم، مسائلی مثل دموکراسی برای بخش بزرگی از دنیا حل شده، اما هنوز برای ما هنوز مسئله است.
شرط معناداری دولت: پاسخگویی و نقدپذیری
فراستخواه در ادامه با اشاره به بحث «قدرت معنایی ایران» گفت: قدرت معنایی ایران وقتی محقق میشود که دولت برای جامعه معنادار باشد. دولتی معنادار است که خدمات و رفتارش برای عموم مردم قابل درک باشد. مشروعیت دولت به چیست؟ به حقانیت و قدرت اخلاقی آن. کانت میگوید: هیچ قدرتی نمیتواند ادعای اخلاقی بودن کند مگر اینکه در حوزه عمومی امکان نقد آن فراهم باشد.
او با طرح پرسشهای انتقادی افزود: آیا در این چند دهه، امکان نقد سیاستهای دولتها و قدرتها در ایران فراهم بوده است؟ آیا نهادهای تصمیمگیرنده که سرنوشت ما و فرزندانمان را تعیین میکنند، پاسخگو بودند وهستند؟ آیا این نوع حکمرانی می تواند معنادار باشد؟
فراستخواه در پایان از حاضران خواست مسئله را با همه پیچیدگیهایش
ببینند و سادهسازی نکنند: «با مسائل مواجه شوید و جرات اندیشیدن داشته باشید».


انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی وارتباطات
همبستگی اجتماعی و دفاع ملی
نشست دوازدهم:
قدرت معنایی ایران
با حضور:
آزیتا افراشی
علی ربیعی
حسین سلیمی
مقصود فراستخواه
مهدی فیروزان
دبیر نشست: اعظم دهصوفیانی
زمان: چهارشنبه ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶ تا ۱۸
مکان: موزه هنرهای معاصر، سالن اجتماعات
حضور برخط

https://t.me/mfarasatkhah/2391
لحظه اسپینوزایی ، ابداع خود
در خانه امکان: